«بدنام»، عماد و قمار آخر!
رکنا: روشن کردن تکلیف شخصیتهای اصلی در قسمتهای پایانی، یکی از چالشهای مهم و سرنوشتساز در سریالها به حساب میآید؛ از قهرمان و ضدقهرمان تا مکملها که هر کدام بخشی از بار درام را در قسمتهای پیشین به دوش کشیده و حال تماشاگر منتظر تماشای فرجام کار آنهاست.
به گزارش رکنا، سریال «بدنام» ساخته احسان سجادی حسینی و محصول پلتفرم فیلیمو که به تازگی قسمت 21 آن پخش شده نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. به ویژه اینکه به خط پایان نزدیک شده و باید تکلیف شخصیتها مشخص شود.
«بدنام» و کلیشههای آشنای ملودرام
بدنام از آن دسته سریالهایی است که میخواهد با بهرهگیری از قصهای آشنا و با تکیه بر کلیشههای مرتبط با آن، کار را پیش برده و تماشاگر را جذب خود کند. فرمولهای آشنا و امتحان پس داده ژانر ملودرام نیز به کمک حامد عنقا در مقام نویسنده فیلمنامه و تهیه کننده آمده و نقاط عطفی را رقم میزنند. در قسمتهای میانی، فیلمنامه بدنام از ریتم افتاده و تکرار جای خلاقیت را گرفته که همین موضوع به پاشنه آشیل آن تبدیل شده است. به اضافه اینکه شخصیتها اعم از اصلی و مکمل نیز در دایره تکرار گرفتار شده و کنش خاصی نشان نمیدهند. برای مثال میتوان به یلدا و اسماعیل و رابطهشان اشاره کرد که در عرض گسترش پیدا نکرده و گرهای از قصه باز نمیکند. همین طور قطب شر سریال شامل: عماد، ابراهیم و میرافشار که جز یک سری تهدیدهای تکراری عملا کاری از پیش نمیبرند!
عماد: بازنده بزرگ بازی گرگها!
از قسمت 19 تا 21، روند پیشرفت قصه شکل صعودی به خود گرفته و عنقا برای پرده پایانی فیلمنامه خود، جنب و جوش بیشتری به خرج داده است. جایی که صف آرایی قهرمانها و ضدقهرمانها به اوج خود رسیده و رویارویی پایانی شکل میگیرد؛ یک سمت یلدا و اسماعیل و سمت دیگر ابراهیم ویسی، عماد اعتماد و میرافشار. همچنین در این قسمتها، روی رابطه کدر شده قطب مثبت مانور زیادی داده شده و به اصطلاح این رابطه ترمیم میشود. با این حال این پروسه با ریتمی کند و کشدار و شکل گرفته براساس کلیشههای عاشقانه پیش رفته و آن ضرباهنگ لازم را ندارد. حتی سکانس کتک خوردن اسماعیل از هم محلیهای جوان یلدا نیز کارکرد لازم را ندارد چرا که تماشاگر پیش از این نمونههای مشابه آن را به کرات دیده است!
آنچه که در این بخش به عنوان نقطه عطف به چشم میآید، بر افتادن نقابهای شخصیتهای خاکستری سریال نظیر ابراهیم ویسی است. شخصیتی که هر چه قصه به پایان نزدیک تر میشود، وجوه تیرهاش پررنگتر شده و به یک شر مطلق نزدیک میشود. تا جایی که حتی در مسیر قربانی کردن اسماعیل خود نیز قدم برمیدارد. در طرف مقابل، عماد رفته رفته از وجوه خاکستریاش فاصله گرفته و به یک بد لورز تمام عیار تبدیل میشود. چرخش یاد شده نیز با ظراف صورت گرفته و نگاه تماشاگر به عماد را تا حدودی تغییر میدهد. پایانی هم که برایش تدارک دیده شده، همان کاشت اطلاعات بدنام در سکانس افتتاحیه قسمت اول است که به تلخی رقم میخورد. میرافشار نیز به عنوان قدرت سایهنشین، از حاشیه به متن آمده و با رفتن سمت ابراهیم، با دامادش هم تسویه حساب اساسی میکند. به لحاظ کارگردانی هم قسمت های اخیر شسته رفته تر به نظر رسیده و ریتم بهتری هم دارد. به ویژه در سکانسهای پایانی قسمت اخیر که احسان سجادی حسینی با مونتاژ موازی و برش زدن بیشتر پلانها، تنش خوبی به سریال بخشیده است.
«بدنام» و بازیگرانی اوج گرفته نزدیک خط پایان
تکرار نقشهای موفق پیشین، آفت بزرگ این روزهای حوزه بازیگری به ویژه در سریالهای پلتفرمی است که میتواند لطمات زیادی را متوجه کار کند. بدنام نیز یکی از همین دسته سریالها است که از این نقطه آسیب دیده و بازی تعداد از بازیگران آن، تماشاگر را به یاد نقشهای پیشین آنها میاندازد. از حسن پورشیرازی که با وجود تک لحظههای درخشانش در نقش ابراهیم ویسی، همچنان تماشاگر را به یاد پیرپسر و غلام باستانی میاندازد تا امیر آقایی که شخصیتی شبیه به عماد اعتماد را سالها قبل در سریال آقازاده ایفا کرده است! با این حال یکی از نقاط قوت بدنام در قسمتهای پایانی، بازی آقایی است که تا حدود زیادی از کلیشههای نقش فاصله گرفته و لحظات خوبی را خلق کرده است. به ویژه در سکانس پایانی سریال که آشفتگی و تلاطم درون و حال غریب عماد را به شکل مطلوبی به نمایش گذاشته است.
![]()
-
فیلم لحظه زورگیری خشن از یک زن در بزرگراه پیامبر اعظم مشهد
ارسال نظر