مارکتینگ چیست؟ / سوالات متداول درخصوص مارکتینگ
رکنا: بازاریابی یا مارکتینگ به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که بهمنظور برآورده کردن نیازها و خواستههای مشتریان و همچنین افزایش فروش و سودآوری سازمان انجام میشود. این فرآیند نه تنها به ترویج و معرفی محصولات یا خدمات میپردازد بلکه شامل تحلیل بازار، ایجاد ارتباط با مشتریان و مدیریت برند نیز میشود.
به گزارش رکنا، مارکتینگ یا بازاریابی، فرایند معرفی و ترویج محصولات یا خدمات به مخاطبان هدف است. هدف اصلی مارکتینگ این است که نیازها و خواستههای مشتریان شناسایی شده و با استفاده از استراتژیهای مختلف، آنها را به خرید و استفاده از محصول یا خدمت تشویق کند.
مارکتینگ شامل مراحل مختلفی میشود که از جمله آنها میتوان به تحقیق بازار، توسعه محصول، تعیین قیمت، تبلیغات، توزیع و فروش اشاره کرد. این فرآیند معمولاً شامل تحلیل رقبا، شناسایی بازار هدف، و استفاده از ابزارهای دیجیتال و سنتی برای ارتباط با مشتریان میشود.
بخشهای اصلی مارکتینگ
در اینجا برخی از بخشهای اصلی مارکتینگ را توضیح میدهم:
1. تحقیق بازار (Market Research)
تحقیق بازار اولین قدم در بازاریابی است. در این مرحله، شرکتها به شناسایی نیازها و خواستههای مشتریان، تحلیل رفتار مصرفکنندگان، ارزیابی رقبا و شناخت روندهای بازار میپردازند. این اطلاعات کمک میکند تا تصمیمات استراتژیک بهتری اتخاذ شود.
2. توسعه محصول یا خدمت (Product Development)
پس از شناسایی نیاز بازار، مرحله بعدی طراحی و توسعه محصول یا خدماتی است که بتواند این نیازها را برطرف کند. در این مرحله، کیفیت، ویژگیها، بستهبندی و همچنین قیمت محصول مشخص میشود.
3. استراتژی قیمتگذاری (Pricing Strategy)
قیمتگذاری یکی از جنبههای حساس مارکتینگ است. قیمت باید متناسب با ارزش محصول برای مشتریان و همچنین با توان خرید آنها تعیین شود. استراتژیهای مختلفی برای قیمتگذاری وجود دارد، مانند قیمتگذاری رقابتی، قیمتگذاری مبتنی بر هزینه و قیمتگذاری بر اساس ارزش.
4. تبلیغات و ترویج (Promotion)
تبلیغات بخش مهمی از بازاریابی است که شامل اطلاعرسانی و جذب مشتریان جدید میشود. این مرحله میتواند شامل تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، چاپی، آنلاین (مانند تبلیغات در شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو و وبسایتها) و حتی بازاریابی دهان به دهان باشد.
5. توزیع و دسترسی (Distribution)
این بخش به چگونگی رساندن محصول یا خدمت به مشتریان نهایی مربوط میشود. توزیع میتواند از طریق کانالهای مختلف مانند فروشگاهها، نمایندگیها، فروش آنلاین یا حتی فروش مستقیم باشد.
6. ارتباط با مشتریان (Customer Relationship Management - CRM)
پس از خرید، نگهداری و توسعه رابطه با مشتریان به همان اندازه مهم است. ایجاد تجربهای مثبت برای مشتریان، پاسخگویی به شکایات، و پیگیری نیازهای آنها باعث میشود که مشتریان وفادار شوند و احتمال خرید مجدد بیشتر شود.
7. بازاریابی دیجیتال (Digital Marketing)
امروزه با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، بازاریابی دیجیتال به یکی از مهمترین ابزارهای مارکتینگ تبدیل شده است. این نوع بازاریابی شامل سئو (SEO)، بازاریابی محتوا، تبلیغات در شبکههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و تبلیغات آنلاین میشود.
8. برندسازی (Branding)
برند یک هویت است که مشتریان آن را شناسایی میکنند. برندسازی به ایجاد تصویری قوی و متفاوت از شرکت، محصول یا خدمت در ذهن مشتریان اشاره دارد. این فرایند شامل انتخاب نام، طراحی لوگو، تعریف ارزشها و حتی صدای برند میشود.
9. تحلیل و ارزیابی (Analytics)
مارکتینگ به طور مداوم نیاز به ارزیابی و تحلیل دارد. ابزارهای مختلفی برای بررسی عملکرد کمپینها، رفتار مشتریان و میزان فروش وجود دارند. تحلیل دادهها کمک میکند تا بازاریابان بتوانند استراتژیهای خود را اصلاح و بهینهسازی کنند.
بازاریابی میتواند به طور کلی به چندین شاخه تقسیم شود، از جمله:
بازاریابی B2B (Business to Business): بازاریابی بین کسبوکارها
بازاریابی B2C (Business to Consumer): بازاریابی بین کسبوکارها و مصرفکنندگان
بازاریابی محتوایی (Content Marketing): ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند بهمنظور جذب و نگهداشتن مشتریان
بازاریابی وابسته (Affiliate Marketing): همکاری با افراد یا شرکتها برای ترویج محصولات در ازای کمیسیون
بازاریابی در دنیای امروز، فرایندی پیچیده و جامع است که به استراتژیهای دقیق و هماهنگ نیاز دارد. بسته به نوع کسبوکار، بازار هدف و هدفهای سازمان، استراتژیهای مارکتینگ میتواند متفاوت باشد.
نحوه راه اندازی مارکتینگ
برای راهاندازی یک کسبوکار یا برند با استفاده از اصول بازاریابی، مراحل مشخصی وجود دارند که باید به دقت دنبال شوند تا فرآیند بهطور موفقیتآمیز پیش برود. در اینجا گامهای اصلی برای راهاندازی یک کسبوکار با تمرکز بر بازاریابی را توضیح میدهم:
1. تحقیقات بازار و شناسایی فرصتها
قبل از شروع، باید تحقیقات دقیقی در مورد بازار هدف، نیازها و خواستههای مشتریان انجام دهید. این تحقیقات شامل موارد زیر است:
شناسایی رقبا و تحلیل استراتژیهای آنها
شناسایی شکافها و فرصتهای بازار
تحلیل رفتار مصرفکنندگان
بررسی روندهای صنعت و پیشبینی آینده
2. تعریف برند و ایجاد هویت
برند شما باید چیزی منحصر به فرد و جذاب باشد که مشتریان را به خود جلب کند. در این مرحله، باید هویت برند خود را مشخص کنید، که شامل موارد زیر است:
انتخاب نام برند
طراحی لوگو و گرافیک
تعیین پیام و ارزشهای برند
تعریف صدای برند (tone of voice) و نحوه ارتباط با مشتری
3. توسعه محصول یا خدمات
در این مرحله، باید محصول یا خدمت خود را بر اساس تحقیقاتی که انجام دادهاید، طراحی و توسعه دهید. نکات مهم در این مرحله شامل:
مشخص کردن ویژگیها و مزایای محصول
تعیین کیفیت و قیمت
تصمیمگیری در مورد بستهبندی و تجربه مشتری
4. ایجاد استراتژی بازاریابی
برای موفقیت در بازار، نیاز به یک استراتژی بازاریابی جامع دارید. این استراتژی باید شامل موارد زیر باشد:
هدفگذاری: تعیین اهداف کوتاهمدت و بلندمدت برای برند و کسبوکار
بازار هدف: شناسایی و تعریف دقیق مخاطبان هدف
موقعیتیابی: تعیین جایگاه برند شما در بازار و متمایز کردن آن از رقبا
استراتژیهای بازاریابی: انتخاب کانالهای بازاریابی (آنلاین یا آفلاین) و ابزارهای تبلیغاتی، مثل تبلیغات در رسانههای اجتماعی، SEO، ایمیل مارکتینگ، یا بازاریابی محتوا
بودجهبندی: تعیین منابع مالی لازم برای اجرای کمپینها
5. انتخاب کانالهای توزیع
برای اینکه محصول یا خدمت شما به دست مشتریان برسد، باید کانالهای توزیع مناسبی انتخاب کنید. این میتواند شامل فروشگاههای فیزیکی، وبسایتهای آنلاین، بازارهای آنلاین مثل دیجیکالا، یا حتی فروش مستقیم باشد.
6. برنامهریزی و اجرای کمپینهای تبلیغاتی
کمپینهای تبلیغاتی باید با هدف جذب مخاطبان و ایجاد آگاهی از برند طراحی شوند. این کمپینها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
تبلیغات آنلاین (گوگل ادوردز، تبلیغات در شبکههای اجتماعی)
استفاده از اینفلوئنسرها و افراد تاثیرگذار
راهاندازی تخفیفها و پیشنهادات ویژه برای جذب مشتری
تبلیغات محتوایی و بازاریابی از طریق محتوای ارزشمند (وبلاگها، ویدیوها، مقالات)
7. مدیریت روابط با مشتری (CRM)
پس از جذب مشتری، باید تلاش کنید که ارتباط بلندمدتی با آنها برقرار کنید. این کار از طریق:
ارسال ایمیلهای پیگیری برای تشویق به خریدهای مجدد
پشتیبانی مشتری و پاسخگویی سریع به سوالات و شکایات
وفادارسازی مشتریان از طریق برنامههای وفاداری یا تخفیفهای ویژه
استفاده از نظرسنجیها و ارزیابی بازخورد مشتریان برای بهبود محصول یا خدمات
8. آنالیز و بهینهسازی عملکرد
بازاریابی نیاز به ارزیابی مستمر دارد تا اطمینان حاصل شود که کمپینها و استراتژیها مؤثر هستند. ابزارهای مختلفی برای تحلیل عملکرد وجود دارد که به شما کمک میکند:
بررسی تعداد فروشها و نرخ تبدیل
آنالیز رفتار کاربران در وبسایت یا شبکههای اجتماعی
بررسی هزینهها و بازده (ROI)
اصلاح و بهینهسازی کمپینها بر اساس دادههای بهدستآمده
9. توسعه و گسترش کسبوکار
بعد از راهاندازی اولیه، هدف باید رشد و گسترش کسبوکار باشد. این گسترش میتواند شامل:
اضافه کردن محصولات یا خدمات جدید
ورود به بازارهای جدید یا کشورهای مختلف
ایجاد شراکتهای جدید و همکاری با برندهای دیگر
افزایش دامنه تبلیغات و استراتژیهای بازاریابی
نکات مهم در راهاندازی مارکتینگ
انعطافپذیری: بازار همیشه تغییر میکند، بنابراین باید بتوانید استراتژیهای خود را بر اساس تغییرات بازار تنظیم کنید.
مشتریمداری: همواره باید تمرکز اصلی شما بر روی نیازها و خواستههای مشتریان باشد.
ثبات: مداومت در تبلیغات و ارتباط با مشتریان باعث میشود برند شما در ذهن آنها باقی بماند.
با دنبال کردن این مراحل و استفاده از استراتژیهای بازاریابی مناسب، میتوانید کسبوکار خود را به خوبی راهاندازی کرده و موفقیت آن را تضمین کنید.
سوالات متداول درخصوص مارکتینگ
در زمینه مارکتینگ، معمولاً سوالات متداول زیادی وجود دارد که بیشتر افراد و کسبوکارها در هنگام شروع یا اجرای استراتژیهای خود با آنها روبهرو میشوند. در اینجا تعدادی از سوالات رایج و پاسخهای آنها را آوردهام:
1. چه فرقی بین بازاریابی سنتی و بازاریابی دیجیتال وجود دارد؟
بازاریابی سنتی شامل روشهای تبلیغاتی مانند تبلیغات تلویزیونی، رادیویی، بیلبوردها، و چاپ بروشورها است. در مقابل، بازاریابی دیجیتال به تبلیغات آنلاین از طریق وبسایتها، شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو و ایمیل مارکتینگ اشاره دارد. بازاریابی دیجیتال معمولاً به دلیل هزینه کمتر، امکان اندازهگیری دقیقتر نتایج و قابلیت هدفگیری دقیقتر مشتریان، بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
2. چگونه میتوانم بازار هدف خود را شناسایی کنم؟
برای شناسایی بازار هدف خود، باید:
تحقیقات بازار انجام دهید و مشخص کنید که نیازها و خواستههای مشتریان شما چیست.
شخصیت مشتری (Buyer Persona) بسازید که شامل ویژگیهایی مانند سن، جنسیت، شغل، علایق، و مشکلات خاص مشتری است.
از ابزارهای تحلیل داده مانند Google Analytics، نظرسنجیها و بازخورد مشتریان استفاده کنید تا بدانید که مشتریان شما دقیقاً چه کسانی هستند.
3. چگونه میتوانم استراتژی قیمتگذاری مناسب را انتخاب کنم؟
استراتژی قیمتگذاری باید بر اساس هزینههای تولید، ارزش محصول برای مشتریان، قدرت رقبا و توان مالی مشتریان هدف تعیین شود. چند استراتژی رایج عبارتند از:
قیمتگذاری بر اساس رقبا: تعیین قیمت بر اساس قیمتهای رقبا.
قیمتگذاری مبتنی بر ارزش: قیمتگذاری بر اساس ارزشی که محصول به مشتری میدهد.
قیمتگذاری از پایین به بالا: شروع با قیمت پایین برای جذب مشتری و سپس افزایش آن با گذشت زمان.
4. چگونه باید برند خود را بسازم؟
برای ساخت برند موفق، باید به موارد زیر توجه کنید:
ایجاد هویت مشخص: نام برند، لوگو، رنگها و فونتهای خاص که هویت برند شما را ایجاد میکنند.
تعریف پیام برند: برند شما باید پیامی واضح داشته باشد که نشان دهد چرا مشتریان باید از شما خرید کنند.
ارزشهای برند: برند شما باید ارزشهایی را بیان کند که با مشتریان هدف شما همراستا باشد (مثلاً کیفیت، اعتماد، نوآوری).
5. چگونه میتوانم به مخاطبان خود در شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا کنم؟
برای جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی، نکات زیر را در نظر بگیرید:
انتخاب شبکههای مناسب: باید مشخص کنید کدام شبکههای اجتماعی برای مخاطبان هدف شما مناسب است (اینستاگرام، لینکدین، توییتر، فیسبوک).
ایجاد محتوای جذاب و مرتبط: محتوای شما باید برای مخاطب جالب و ارزشمند باشد.
تعامل و پاسخگویی: به کامنتها و پیامهای مخاطبان پاسخ دهید و با آنها تعامل داشته باشید.
تبلیغات پرداختشده: از تبلیغات پولی در شبکههای اجتماعی برای رسیدن به مخاطبان هدف استفاده کنید.
6. چگونه میتوانم نتایج بازاریابی خود را اندازهگیری کنم؟
برای اندازهگیری نتایج بازاریابی، باید از ابزارهای آنالیز استفاده کنید. از جمله:
Google Analytics برای بررسی ترافیک وبسایت و رفتار بازدیدکنندگان
معیارهای سئو (مانند رتبهبندی در موتور جستجو)
نرخ تبدیل (Conversion Rate): میزان تبدیل بازدیدکنندگان به مشتریان
بازده سرمایهگذاری (ROI): محاسبه سود بهدستآمده نسبت به هزینههای تبلیغات و بازاریابی.
7. چرا باید بازاریابی محتوا را در استراتژی خود داشته باشم؟
بازاریابی محتوا به شما کمک میکند تا خود را به عنوان یک مرجع معتبر در صنعت خود معرفی کنید و اعتماد مخاطبان را جلب کنید. محتوای ارزشمند و آموزنده میتواند ترافیک وبسایت شما را افزایش دهد، مشتریان را جذب کند و وفاداری به برند شما را تقویت کند.
8. چگونه میتوانم مشتریان وفادار بسازم؟
برای ایجاد وفاداری در مشتریان، باید:
تجربه مشتری مثبت فراهم کنید (از خرید تا پس از خرید).
برنامههای وفاداری مانند تخفیفها، هدایا یا امتیازات برای خریدهای مکرر راهاندازی کنید.
ارتباط مستمر با مشتریان برقرار کنید، مثلاً از طریق ایمیل مارکتینگ یا محتوای ویژه برای مشتریان وفادار.
پاسخگویی به مشکلات و شکایات مشتریان بهطور سریع و مؤثر.
9. چگونه میتوانم رقبا را تحلیل کنم؟
تحلیل رقبا شامل موارد زیر است:
بررسی وبسایت و محتوای رقبا: مطالعه سایت، وبلاگها، و صفحات شبکههای اجتماعی آنها.
آنالیز محصولات و خدمات: مقایسه ویژگیها، قیمتها، و مزایای محصولات رقبا با محصول خود.
مطالعه نظرات مشتریان رقبا: بررسی بازخورد مشتریان برای شناسایی نقاط ضعف و قوت رقبا.
استفاده از ابزارهای تحلیلی: ابزارهایی مانند SEMrush، Ahrefs یا SimilarWeb برای تحلیل عملکرد آنلاین رقبا.
10. چگونه میتوانم استراتژی تبلیغاتی مؤثری بسازم؟
برای ساخت استراتژی تبلیغاتی مؤثر:
هدفگذاری دقیق: باید مشخص کنید که دقیقاً چه نتیجهای از تبلیغات میخواهید (افزایش آگاهی، فروش، ترافیک وبسایت).
انتخاب کانالهای مناسب: بستگی به بازار هدف شما دارد که از چه کانالهایی استفاده کنید (تلویزیون، تبلیغات آنلاین، تبلیغات در شبکههای اجتماعی).
تست و بهینهسازی: تبلیغات خود را آزمایش کنید و آنها را بر اساس نتایج بهینهسازی کنید.
![]()
جدول بهترین نمونه های مارکتینگ جهان
در دنیای بازاریابی، برندها و کمپینهای مختلفی وجود دارند که بهعنوان بهترین نمونهها شناخته میشوند. این برندها توانستهاند با استفاده از استراتژیهای نوآورانه، روابط عالی با مشتریان، و تبلیغات مؤثر، شهرت جهانی پیدا کنند. در اینجا چند مورد از بهترین برندهای جهان در زمینه مارکتینگ را در قالب جدول آوردهایم:
| رتبه | نام برند | کشور | ویژگیهای برجسته مارکتینگ |
|---|---|---|---|
| 1 | Apple | آمریکا | تبلیغات ساده و شیک، تمرکز بر نوآوری و طراحی، ایجاد هویت برند خاص، ارتباط احساسی با مشتری، تجربه خرید منحصر به فرد، وفاداری بالای مشتریان. |
| 2 | Nike | آمریکا | بازاریابی مبتنی بر انگیزه و الهام، همکاری با ورزشکاران معروف، کمپینهای تبلیغاتی مبتنی بر داستانگویی، تمرکز بر هویت برند پویا و قوی. |
| 3 | Coca-Cola | آمریکا | تبلیغات مبتنی بر شادی و احساسات، پیامی جهانی که به فرهنگهای مختلف میپردازد، استراتژیهای مبتنی بر خلق تجربههای مشترک، بازاریابی محتوا و تبلیغات در مقیاس جهانی. |
| 4 | Amazon | آمریکا | بازاریابی بر اساس راحتی و سرعت، تجربه مشتری بینظیر، استفاده از دادهها و الگوریتمها برای پیشنهادات شخصی، تبلیغات آنلاین و حمل و نقل سریع. |
| 5 | Tesla | آمریکا | بازاریابی با تمرکز بر نوآوری و آیندهنگری، استفاده از رسانههای اجتماعی و خودکار بودن فرآیندها، ایجاد برند لوکس و دوستدار محیطزیست. |
| 6 | آمریکا | تبلیغات مبتنی بر جستجو و سئو، استراتژیهای دادهمحور، تبلیغات در قالب خدمات و ابزارهای دیجیتال، پلتفرمهای رایگان بهعنوان ورودی به محصولات تجاری. | |
| 7 | McDonald's | آمریکا | استراتژیهای بازاریابی جهانی با تطبیق محلی، تبلیغات با تمرکز بر راحتی و سرعت، استفاده از شخصیتهای مشهور برای تبلیغات. |
| 8 | Starbucks | آمریکا | بازاریابی تجربهمحور، خلق محیطی خاص برای مشتریان، استفاده از برنامههای وفاداری، تبلیغات در شبکههای اجتماعی، تمرکز بر ارتباط با مشتری. |
| 9 | Red Bull | اتریش | بازاریابی محتوا و برندینگ با تمرکز بر فعالیتهای ورزشی، اسپانسرینگ رویدادهای هیجانانگیز، تولید محتوای ویدیویی و داستانگویی مبتنی بر هیجان و انرژی. |
| 10 | Disney | آمریکا | تبلیغات خلاقانه و داستانگویی، بازاریابی از طریق تجربههای تفریحی و سرگرمی، ارتباط عاطفی با مشتریان از طریق فیلمها و شخصیتهای شناختهشده. |
این برندها با بهرهگیری از استراتژیهای نوآورانه در تبلیغات، طراحی و تجربه مشتری، توانستهاند بهعنوان پیشرو در دنیای مارکتینگ شناخته شوند. هر یک از این برندها به نوعی ویژگیهای خاص و منحصر به فرد خود را دارند که موجب موفقیت و محبوبیت آنها در بازار جهانی شده است.
![]()
مقایسه مارکتینگ سنتی با دیجیتال مارکتینگ
مارکتینگ سنتی و دیجیتال مارکتینگ هرکدام ویژگیها و مزایای خاص خود را دارند، اما تفاوتهای زیادی هم با هم دارند. در اینجا مقایسهای از این دو نوع مارکتینگ آورده شده:
1. رسانههای استفاده شده
مارکتینگ سنتی: شامل تبلیغات در رسانههایی مانند تلویزیون، رادیو، روزنامهها، مجلات، بیلبوردها و حتی تبلیغات چاپی است.
دیجیتال مارکتینگ: از اینترنت و ابزارهای دیجیتال مانند وبسایتها، شبکههای اجتماعی، ایمیل، تبلیغات آنلاین، موتورهای جستجو (SEO) و بازاریابی محتوا استفاده میکند.
2. دسترسپذیری و گستردگی
مارکتینگ سنتی: معمولاً به مخاطبین خاصی که از رسانههای خاصی مانند تلویزیون یا روزنامهها استفاده میکنند، محدود میشود.
دیجیتال مارکتینگ: دسترسی جهانی دارد و میتواند به راحتی مخاطبان مختلف در سرتاسر جهان را هدف قرار دهد.
3. هزینهها
مارکتینگ سنتی: معمولاً هزینههای بالاتری دارد؛ به عنوان مثال، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها و چاپهای بزرگ نیاز به بودجه زیادی دارند.
دیجیتال مارکتینگ: به طور نسبی هزینههای کمتری دارد و بسیاری از ابزارهای آن (مثل شبکههای اجتماعی یا ایمیل مارکتینگ) به صورت رایگان قابل استفاده هستند، هرچند تبلیغات آنلاین نیز هزینههایی دارد.
4. قابلیت اندازهگیری و تجزیه و تحلیل
مارکتینگ سنتی: اندازهگیری و تجزیه و تحلیل نتایج کمپینها مشکل است و نیاز به ابزارهای پیچیدهتری دارد.
دیجیتال مارکتینگ: یکی از بزرگترین مزایای آن این است که میتوان به راحتی دادهها و نتایج کمپینها را تحلیل کرد. میتوان میزان بازدید، نرخ تبدیل، تعاملات و بسیاری از شاخصهای دیگر را پیگیری کرد.
5. تعامل با مشتریان
مارکتینگ سنتی: تعامل مستقیم با مشتریان کمتری وجود دارد. تبلیغات بیشتر یک طرفه است.
دیجیتال مارکتینگ: این نوع مارکتینگ به برندها این امکان را میدهد که به صورت دوطرفه با مشتریان خود تعامل داشته باشند. از طریق شبکههای اجتماعی، نظرسنجیها و ارتباطات ایمیلی، برندها میتوانند به سرعت واکنشهای مشتریان را دریافت کنند.
6. هدفگذاری دقیق
مارکتینگ سنتی: هدفگذاری دقیق بر اساس دموگرافیکها محدود است.
دیجیتال مارکتینگ: از طریق ابزارهایی مانند تبلیغات در فیسبوک یا گوگل، میتوان به طور دقیقتری افراد بر اساس علایق، رفتارها و جغرافیا هدفگذاری کرد.
7. زمانبندی
مارکتینگ سنتی: معمولاً کمپینها به زمانبندیهای خاصی نیاز دارند و نمیتوانند به سرعت تغییر کنند.
دیجیتال مارکتینگ: کمپینها در دیجیتال مارکتینگ میتوانند در زمان واقعی تنظیم و به روز شوند، به همین دلیل انعطافپذیری بیشتری دارند.
نتیجهگیری:
در حالی که مارکتینگ سنتی هنوز برای برندهای خاصی که به مخاطبین خاصی هدف دارند، مفید است، دیجیتال مارکتینگ به طور فزایندهای محبوب شده است، زیرا هم از نظر هزینه و هم از نظر اثربخشی، گزینههای گستردهتری را ارائه میدهد. در نهایت، بسیاری از کسبوکارها از ترکیب این دو رویکرد برای دستیابی به بهترین نتایج استفاده میکنند.
ارسال نظر