شب بخیر! به تو که خیره به دریچه ای رو به آینده نامعلوم شده ای
رکنا: آینده مثل دریچهای است که پشت آن را نمیشود کامل دید. شاید از شکاف کوچکش چند نشانه پیدا باشد، اما بقیهی تصویر هنوز پنهان مانده است. طبیعی است که از ندانستن بترسی؛ ذهن دوست دارد بداند چه اتفاقی میافتد و چطور باید برایش آماده شود اما بخشی از زندگی، حتی با برنامهریزی، ناشناخته میماند.
نامعلوم بودن همیشه به معنای خطر نیست. گاهی پشت دریچه چیزی قرار دارد که هنوز فرصت آشنایی با آن را پیدا نکردهای: آدمی تازه، مهارتی جدید یا تصمیمی که زندگیات را سبکتر میکند. البته ممکن است دشواری هم باشد؛ اما لازم نیست امشب آن را پیشاپیش زندگی کنی. میتوانی وقتی واقعاً رسید، با کمک و توان همان روز با آن روبهرو شوی.
اگر نگران فردایی، برنامهای کوچک برای صبح آماده کن. لباس، یادداشت یا وسیلهای را کنار بگذار. بعد به خودت بگو که برای باقیِ روز، فردا تصمیم میگیری. برنامهریزی میتواند مفید باشد، اما خیالپردازی دربارهی همهی حالتهای ممکن، گاهی فقط خستگی را بیشتر میکند.
تو قرار نیست پیش از وقوع هر اتفاقی، پاسخ کامل داشته باشی. آدمها در مسیر یاد میگیرند و گاهی با شرایط تازه سازگار میشوند. چیزی که اکنون نمیدانی، ممکن است وقتی به آن نزدیکتر شدی روشن شود.
امشب دریچهی آینده را ببند، نه برای فرار از آن، بلکه برای اینکه به زمان حال برگردی. پتو را روی خودت بکش و بگذار فردا هنوز نیامده باشد.
شب بخیر؛ ناشناخته بودن فردا، فرصت تازه هم در خودش دارد.
-
فیلم / تفاوت مادر بمب ها با بمب هستهای چیست؟ + جزئیات
ارسال نظر