5 آدمربا به زودی محاکمه خواهند شد؛
شکنجه هولناک اتباع پاکستانی برای اخاذی ۲۰ میلیون روپیه / ماجرای گروگانگیری در باغ ویلای هشتگرد+گفتوگو با سردسته باند
حوادث رکنا: ۵ متهم پرونده آدمربایی و سرقت بهزودی در دادگاه کیفری ۲ استان تهران محاکمه میشوند.
به گزارش اختصاصی خبرنگار جنایی رکنا، ماجرای گروگانگیری هفت تبعه پاکستانی که با وعده مهاجرت به اروپا در دام یک باند آدمربایی گرفتار شده بودند، با ورود پلیس آگاهی تهران بزرگ به پایان رسید؛ پروندهای که با شکایت دو خانواده پاکستانی و ارسال فیلمهای شکنجه گروگانها برای اخاذی ۲۰ میلیون روپیه آغاز شد و در نهایت به آزادی گروگانها و دستگیری اعضای این شبکه انجامید.
چندی قبل، دو خانواده پاکستانی با در دست داشتن تصاویری هولناک از شکنجه فرزندانشان به وزارت امور خارجه پاکستان مراجعه کردند و از گرفتار شدن آنها در دام گروگانگیران در ایران خبر دادند.
خانوادههای این افراد اعلام کردند که فرزندانشان با هدف مهاجرت به اروپا راهی ایران شده بودند، اما پس از ورود به کشور، در دام اعضای یک باند آدمربایی گرفتار شدند.
یکی از خانوادهها در شکایت خود گفت که فرزندش با این وعده که قرار است برای انجام مصاحبه کاری به تهران برود و پس از آن به یکی از کشورهای اروپایی مهاجرت کند، راهی ایران شده بود؛ اما مدتی بعد، اعضای یک باند آدمربایی با ارسال فیلمهایی از شکنجههای او، خانوادهاش را تهدید کردند که در صورت پرداخت نکردن ۲۰ میلیون روپیه، گروگان را به قتل خواهند رساند.
آدمربایان همچنین از خانواده گروگان خواسته بودند این مبلغ را از طریق یک صرافی در افغانستان برای آنها ارسال کنند.
ورود سفیر پاکستان به پرونده آدمربایی
به دنبال این شکایتها، سفیر پاکستان با مراجعه به پلیس تهران، مدارک مربوط به گروگانگیری اتباع این کشور را ارائه کرد و خواستار رسیدگی فوری به پرونده شد.
با دستور قضایی، پرونده در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه گروگانگیران و آزادی افراد ربودهشده آغاز شد.
کارآگاهان در جریان بررسیهای تخصصی، شماره تلفنی را که اعضای این باند از طریق آن در پیامرسان واتساپ فیلمهای شکنجه گروگانها را برای خانوادههایشان ارسال میکردند، ردیابی کردند.
تحقیقات پلیسی در نهایت مأموران را به یک باغویلای قدیمی در حوالی هشتگرد رساند؛ محلی که اعضای این باند، گروگانهای خود را در آنجا نگهداری میکردند.
آزادی هفت گروگان از سوله باغ ویلا
با شناسایی مخفیگاه متهمان، مأموران در عملیاتی ضربتی وارد باغویلا شدند و هشت نفر را دستگیر کردند که شامل شش تبعه افغانستان به اتهام عضویت در باند گروگانگیری و دو تبعه ایران بهعنوان نگهبانان باغ بود.
در جریان این عملیات، هفت تبعه پاکستانی نیز که با دستوپای زنجیرشده در داخل یک سوله نگهداری میشدند، آزاد شدند.
بررسیهای اولیه نشان داد اعضای این شبکه با وعده فراهم کردن فرصت شغلی در کشورهای آلمان و یونان، اتباع پاکستانی را فریب میدادند و به بهانه انجام مصاحبه کاری به مخفیگاه خود میکشاندند. آنها پس از ربودن این افراد، با شکنجه گروگانها و ارسال تصاویر آن برای خانوادههایشان، قصد اخاذی و دریافت پول داشتند.
صدور کیفرخواست برای پنج متهم پرونده
با تکمیل تحقیقات قضایی در این پرونده، عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران، قرار جلب به دادرسی را صادر کرد.
در ادامه نیز کیفرخواست پنج متهم به اتهام آدمربایی و سرقت از سوی دادسرای جنایی تهران صادر شد و متهمان بهزودی در دادگاه کیفری ۲ استان تهران محاکمه خواهند شد.
گفتوگو با سر دسته باند آدمربایی
مغز متفکر باند، جوانی ۲۸ ساله از اتباع افغانستان است. گفتوگو با او را بخوانید.
نقش تو در این باند چه بود؟
راستش تمام هماهنگیها، شناسایی سوژهها و مدیریت ماجرا با من بود.
چطور این باند را راه انداختی؟
چند سال قبل قاچاقی رفتم ترکیه به امید اینکه کاری پیدا کنم اما موفق نشدم. کار درستوحسابی نبود، برای همین با چند نفر از همشهریهایم وارد کار سرقت شدیم. بعد از مدتی پلیس ترکیه همدستهایم را بازداشت کرد. از ترس اینکه لو بروم، قاچاقی به ایران برگشتم. وقتی وارد ایران شدم، خودم بدشانسی آوردم. چند نفر به بهانه پیدا کردن کار خوب مرا کشاندند سمت یک باغ و گروگانم گرفتند. تا حد مرگ شکنجه ام دادند و از دوستم پول گرفتند تا در نهایت رهایم کردند. من اقامت قانونی نداشتم و از ترسم نتوانستم به پلیس شکایت کنم. بعد از آن بود که تصمیم گرفتم خودم باند گروگانگیری راه بیاندازم.
چطور، طعمه هایت را به دام می انداختی؟
میرفتیم اطراف اداره مهاجرت، یا از طریق پرسوجو از رابطها و دوستان، پاکستانیهایی که بدون مدرک وارد ایران شده بودند را پیدا میکردیم. به سراغشان میرفتیم و چربزبانی میکردیم. میگفتیم کارهای نانوآبدار با حقوق عالی داریم. به بعضیها حتی وعده اعزام و کار در اروپا، مثل آلمان و یونان را میدادیم. آنها هم که آرزوی رسیدن به اروپا را داشتند، خام میشدند. به بهانه مصاحبه کاری، دعوتشان میکردیم به باغی که در حوالی هشتگرد اجاره کرده بودیم.
بعد از ورودشان به باغ چه بلایی سرشان میآوردید؟
به محض اینکه داخل سوله میآمدند، دست و پایشان را با طناب و زنجیر میبستیم. برای اینکه قضیه را کاملا واقعی و ترسناک نشان بدهیم، آنها را جلوی دوربین شکنجه میکردیم و ویدیوها را در واتس آپ برای خانوادههایشان در پاکستان میفرستادیم.
چه مبلغی تقاضا میکردید؟ پول چطور دستت میرسید؟
از هر خانواده ۲۰ میلیون روپیه میخواستیم. یکی از رفقایم در افغانستان مستقر بود. او خانوادهها را راهنمایی میکرد تا پول را به یک صرافی در افغانستان تحویل بدهند یا اینکه از طریق رمز ارز بفرستند. پول که واریز میشد و رفیقم تایید میکرد، گروگان را رها میکردیم.
نقش متهمان ایرانی در این سناریو چه بود؟
آن دو نفر فقط نگهبان باغ و سوله بودند. وظیفهشان مراقبت از گروگان ها و اطمینان از فرار نکردن آنها بود و ماهیانه دستمزد میگرفتند. در تصمیمگیریها دخالتی نداشتند و درواقع آنها برای ما کار می کردند.
انگیزهات از این کارها چه بود؟
عاشق شده بودم. دل به یک دختر ایرانی باخته بودم و میخواستم با او ازدواج کنم و از ایران برو یم یک کشور اروپایی و زندگی مرفهی بسازیم. اما آه در بساط نداشتم. از طرفی در حال حاضر با این اوضاع و تبوتاب جنگ در ایران، به افغانستانیها کار درست نمی دهند و با سوءظن نگاه میکنند، انگار همه را به چشم جاسوس میبینند. در کل مشکل مالی داشتم و فکر میکردم این سریعترین راه برای پولدار شدنه. البته فکرش را هم نمی کردم که با اجرای این نقشه، گیر بیفتم.
چرا؟
با خودم حساب میکردم چون این بندگان خدا غیرقانونی در کشور هستند، مثل خودم از سایه پلیس هم وحشت دارند. اصلا فکرش را هم نمیکردم پای سفیر و وزارت خارجه کشورشان وسط بیاد و پلیس تهران به این سرعت از روی یه خط واتسآپ پیدایمان کند. بدجور باختیم…
-
آبشار آرپناه / تکه ای از بهشت در دل زاگرس
ارسال نظر