خانهای که هرگز ساخته نشد / ده سال از عمرم زیر آوار پیشفروش رفت
حوادث رکنا: ده سال تلاش برای خرید خانه و پسانداز زندگیام با فریب سازندگان متخلف نابود شد و حالا با وجود سامانههای املاک، هنوز پروندههای فروش مال غیر و کلاهبرداریهای ملکی در دادگاهها انباشته است.
به گزارش رکنا، سال ۱۳۹۳ بود که بعد از گذشت چهار سال از ازدواجم توانسته بودم با کلی صرفه جویی و گرفتن وام و قرض، پولی برای خرید خانه جور کنم. با خوشحالی با همسرم به دنبال خرید خانه می رفتیم تا این که به تور یک املاک آشنا خوردیم و یک خانه صفر درحال ساخت را به ما معرفی کرد. ما هم خوشحال که اول زندگی صاحب خانه کلید نخورده می شویم. آن را معامله کردیم و چون پیش فروش بود همه استعلام ها و کارهایی را که ازعهده ما برمی آمد ،انجام دادیم تا این که سال۹۴ در یکی از روزهای ماه رمضان بود که متوجه شدم واحدی را که خریدم قبل از من به شخص دیگری فروخته و من دومین نفر هستم.
خلاصه در یک ساختمان هفت واحدی حدود ۴۱ نفر شاکی هستیم و سازنده هم با پول ما از کشورخارج شد و فرار کرد.من ماندم و افسردگی چند ساله همسرم وباکلی قرض واقساط وامی که برای هیچ می دادم حالا در شرایطی که دو فرزند داشتم و همسرم خانه دار بود، مجبور شدم از صبح تا ظهر سر کار باشم و بعدازظهرها تا آخرشب سر یک کار دیگر می رفتم .کارم که تمام میشد تازه نرم افزار تاکسی اینترنتی را روشن میکردم که کمی هم تا رسیدن به خانه با خودرو کار کنم و مسافر ببرم.
روزهای سختی بود و هست . من ۱۰ سال از زندگی عقب افتادم به خاطر خلأ قانونی و سوء استفاده سازنده های متخلفی که بدون نقاب کلاهبرداری می کردند.با پولی که من پرداختم درآن سال می توانستم یک کیلو و نیم طلا بخرم ولی من میخواستم صاحب خانه باشم تا از شر اجاره دادن خلاص شوم.
متاسفانه این موضوع دوباره برای مادرم در سال ۱۴۰۰ تکرار شد و او هم فریب حرف های قشنگ یک سازنده را خورد که از اقوام بود. مادرم یک واحدآپارتمانی پیش خرید کرد به امید آن که خانه دار شود. می گفت این سازنده از اقوام ماست و امکان ندارد بخواهد با ما که قوم و خویش هستیم چنین کاری بکند .
ولی این بار هم بعد از گذشت چهار سال متوجه شدیم فرد دیگری هم مالک واحد ما ست و سازنده به نفر دوم هم آن را فروخته بود. حالا ما ماندیم و درگیری ها و کش و قوس های قانون و راهروهای دادگستری !
من این ها را به عنوان کسی نوشتم که زندگی ام را با چنگ و دندان نگه داشتم تا ازبین نرود. نوشتم تا شاید یک نفر هم این ماجرا را بخواند و در دام این کلاهبرداری های آشکار نیفتد و مستاجران هم حاضر شوند خانه چند متر کوچک تر بخرند اما با سند و اسناد رسمی، تا مثل من تباه نشوند.
حالا سوال من این است با توجه به این که این همه سامانه برای دفاتر املاک راه اندازی شده است چرا باز هم در شعب دادگاه ها شاهد کمدهای پر از پرونده فروش مال غیر و کلاهبرداری های ملکی هستیم ؟
بر اساس ماجراهای واقعی در زیر پوست شهر
ارسال نظر