واکاوی بحران «فرار از خانه» در نوجوانان؛ وقتی کانون خانواده از امنیت تهی میشود
گزارش تحلیلی رکنا از پرونده آسیبزای مهسا ۱۴ ساله
حوادث رکنا: پرونده مهسا، دختر نوجوان ۱۴ سالهای که به دنبال تنشهای عمیق خانوادگی، فرار را به عنوان راهی برای رهایی از اضطراب برگزید و در نهایت در دام آسیبهای اجتماعی گرفتار شد، ابعاد نگرانکنندهای از گسست پیوند میان والدین و فرزندان را نمایان کرد.
به گزارش اختصاصی رکنا، بررسیهای مددکاری نشان میدهد که ریشههای این فاجعه نه در یک شب، بلکه در طول سالها شکل گرفته است. مهسا که فرزند طلاق است، از کودکی با پدیده اعتیاد پدر و سپس آشفتگیهای ناشی از جدایی والدین دست و پنجه نرم کرده است. اما محرک اصلی این پرونده، ازدواج مجدد مادر و عدم انطباق روانی نوجوان با شرایط جدید خانه بود؛ جایی که او خود را "غریبهای در خانه" میدید.
کالبدشکافی آسیب شناختی پرونده
کارشناسان حوزه آسیبهای اجتماعی معتقدند فرار از خانه در نوجوانانی مانند مهسا، یک کنش تصادفی نیست، بلکه نوعی «فریاد کمکخواهی» (Cry for Help) است. در ادامه به مهمترین محورهای آسیبشناختی این پرونده میپردازیم:
۱. گسست امنیت عاطفی و بحران ناپدری: در بسیاری از موارد، ورود عضو جدید (ناپدری یا نامادری) به خانواده بدون آمادهسازی روانی فرزندان، منجر به ایجاد حس "بیپناهی" میشود. مهسا در اظهارات خود میگوید: «حس میکردم مادرم ناپدریام را به من ترجیح میدهد.» این "تضاد وفاداری" باعث شد او برای تنبیه والدین و جلب توجه، خطرناکترین راه یعنی خروج شبانه از خانه را انتخاب کند.
۲. فضای مجازی و فریب در محیطهای عمومی: نوجوانانی که از خانه میگریزند، به دلیل نیاز شدید به محبت و تأیید، طعمههای آسانی برای مجرمان هستند. فرد فریبکار در این پرونده با استفاده از شگرد «بمباران عاطفی» و فراهم کردن یک نوشیدنی (که طبق گزارش پزشکی احتمالا حاوی مواد آرامبخش بوده)، مهسا را در شرایط عدم تعادل ارادی قرار داده و اقدام به تعرض کرده است.
۳. ضعف مهارتهای خودکنترلی و تابآوری: زهرا بیات، کارشناس ارشد روانشناسی، در تحلیل این پرونده به رکنا میگوید: «نوجوانانی که در خانوادههای متشنج بزرگ میشوند، مهارتهای حل مسئله را نمیآموزند. مهسا به دلیل فرسودگی ذهنی ناشی از سرزنشهای اطرافیان (تحت عنوان بچه طلاق)، به "درماندگی آموخته شده" رسیده بود و توانایی تشخیص خطر در محیط خارج از خانه را نداشت.»
توصیههای راهبردی برای خانوادهها
این پرونده تلخ نشان داد که "امنیت" تنها با دیوارهای خانه تأمین نمیشود، بلکه ریشه در پیوندهای عاطفی دارد.
-
پذیرش غیرمشروط: والدین باید فضایی ایجاد کنند که نوجوان حتی در صورت بروز خطا، خانه را امنترین جا برای بازگشت بداند.
-
نظارت همدلانه: به جای امر و نهیهای سنتی، والدین باید با دنیای روانی نوجوان آشنا شوند.
-
مراجعه به مشاور: در موارد ازدواج مجدد، حتماً باید از تخصص روانشناس برای بهبود رابطه فرزند با عضو جدید خانواده استفاده کرد.
هماکنون با پیگیریهای مراجع قضایی و انتظامی، پرونده شناسایی عامل تعرض به این نوجوان در جریان است، اما داغ روحی این حادثه ضرورت بازنگری در ساختارهای حمایتی از "فرزندان طلاق" را بیش از پیش یادآوری میکند.
ارسال نظر