تحلیل راهبردی برای خروج از جنگ/ چرا ایران پیروز است اما باید «راه فرار» برای ترامپ ساخت؟
تبلیغات

اسرائیل و آمریکا دو قدرت اتمی هستند و حذف آن‌ها دست‌کم در مدت زمان قابل پیش‌بینی محال است. جمهوری اسلامی ایران نیز چه در جنگ ۱۲ روزه گذشته و چه در جنگ حاضر که در هفته چهارم آن هستیم، نشان داده که تفاوت‌های ماهوی با ونزوئلا و دیگر کشورها دارد و حذف شدنی نیست؛ بنابراین دیر یا زود، جنگ به سمت آتش‌بس خواهد رفت.

کارت‌های بازی ایران و باطل شدن سناریوهای ساده‌انگارانه در موقعیت کنونی، جمهوری اسلامی ایران کارت‌های متعددی برای بازی دارد. تا اینجای جنگ، انگاره معتبر بودن تهدیدهای مبنی بر گسترش جنگ به کل منطقه و خلیج‌فارس، انسداد تنگه هرمز و توانایی موشک‌زنی به اسرائیل، علی‌رغم تمام تهدیدات موجود، احراز شده است.

عملکرد ایران تا امروز، گزاره‌های ساده‌انگارانه‌ای نظیر «فروپاشی نظام سیاسی پس از ترور رأس آن» یا «تسخیر خیابان توسط دشمن» را باطل کرده است. جمهوری اسلامی نشان داده اگر ضربه بخورد، توانایی ضربه زدن به طرف مقابل را نیز دارد و بدین ترتیب، گزاره «تسلیم بی‌قید و شرط» (Unconditional surrender) از صحنه سیاست کنار رفته است.

اشتباه محاسباتی آمریکا و اقبال عمومی ترامپ عمده نظرسنجی‌ها و تحلیل‌ها نشان می‌دهد دونالد ترامپ از پایین‌ترین میزان اقبال عمومی داخل آمریکا برخوردار است. به نظر می‌رسد اگر ترامپ از توانایی ایران در پاسخ‌گویی و توان دفاعی امروز آگاهی داشت، شاید چهار هفته پیش وارد این جنگ نمی‌شد.

اکنون در شرایطی که کارت‌های بازی ایران کماکان وجود دارند، می‌توان با استفاده از این اهرم‌ها، ستانده احتمالی گرفت. به نظر می‌رسد ایران توان یک توافق جامع با خود ایالات متحده را دارد (چون اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسیم، قاعدتاً داخل بحث نیست).

ضرورت هنر «مآل‌اندیشی» در پایان دادن به جنگ باید توجه داشت که این جنگ با حذف ایران تمام نمی‌شود، اما یقین بدانیم با حذف آمریکا هم رقم نخواهد خورد. دولت ترامپ تا اینجا نشان داده از دولت‌های قبل خود هم عاجزتر است.

تا اینجای کار ایران پیروز است و اگر بتوانیم «استراتژی خروج» را برای آمریکای ترامپ آنگونه فراهم کنیم که موجب سرافکندگی زیاد برایش نشود، شاید بتوانیم از ماحصل این دفاع ملی در دهه‌های آتی استفاده کنیم.

ترسیم استراتژی برون‌رفت به نحوی که ایران بتواند روایت پیروزی خود را بسازد و ترامپ نیز بتواند تا حدی آن را به طبقه حامی خود (MAGA) بفروشد، هنری است که از رجال مآل‌اندیش برمی‌آید؛ رجالی که محبوبیت شخصی خود را فدای مصالح آتی نظام و انقلاب می‌کنند.

چنین گزینه‌ای برای جمهوری اسلامی، عزتمندانه، معقول، عملیاتی، گشاینده بن‌بست کنونی و حفاظت‌کننده سرمایه‌های انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک است.

آترین اسکندری _ محمد مهاجری / خبرآنلاین

 

 
 
 
 
 
 

 

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات