هوش مصنوعی قرار است آب ایران را نجات دهد یا فقط چاه ها را هوشمند کند؟

به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، بحران آب در ایران وارد مرحله ای شده که دیگر صرفا با هشدار درباره خشکسالی و کاهش بارش نمی توان با آن مواجه شد. افت ذخایر آب زیرزمینی، فشار بر آبخوان ها، برداشت های بی رویه و مصرف بالای آب در بخش کشاورزی، ضرورت تغییر در شیوه مدیریت منابع آب را بیش از گذشته مطرح کرده است. در چنین شرایطی، وزارت نیرو از ورود فناوری های جدید به مدیریت آب سخن می گوید؛ از تجهیزات هوشمند و کنترل حجمی چاه ها گرفته تا تصاویر ماهواره ای با تفکیک یک متر و در نهایت استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل داده ها و تصمیم گیری.

عیسی بزرگ زاده، سخنگوی صنعت آب، در تشریح برنامه های وزارت نیرو گفته است که این وزارتخانه به سمت استفاده گسترده تر از تجهیزات هوشمند برای پایش و کنترل چاه های آب شرب و کشاورزی حرکت کرده و در برخی حوزه ها نیز از تصاویر ماهواره ای برای بررسی کاربری اراضی استفاده می کند. او همچنین از برنامه وزارت نیرو برای ورود هوش مصنوعی به حوزه داده و تحلیل منابع آب و مذاکرات با بخش های داخلی و چین در این زمینه خبر داده است.

اصل استفاده از این فناوری ها تردیدی ندارد. کشوری با گستردگی جغرافیایی ایران و حجم عظیم داده های مربوط به بارش، منابع زیرزمینی، سدها، چاه ها، کشاورزی و مصرف، به ابزارهای دقیق و سریع برای پردازش اطلاعات نیاز دارد. اما مسئله اصلی اینجاست که در شرایط بحرانی امروز، افکار عمومی بیش از آنکه به شنیدن عنوان فناوری های جدید نیاز داشته باشد، به دانستن نتیجه آنها نیاز دارد.

بزرگ زاده در بخشی از اظهارات خود تاکید کرده است که تجهیزات هوشمند صرفا نباید امکان مشاهده وضعیت چاه را فراهم کنند، بلکه قابلیت کنترل از راه دور نیز اهمیت دارد. این تفکیک از نظر مدیریتی مهم است؛ اما دقیقا همین جا یک پرسش اساسی شکل می گیرد: اگر یک سامانه هوشمند برداشت بیش از حد مجاز را شناسایی کند، چه اقدام عملی در پی آن انجام می شود؟

آیا امکان کاهش یا توقف برداشت از راه دور وجود دارد؟ چه تعداد از چاه های کشور اکنون چنین قابلیتی دارند؟ چند درصد برداشت آب زیرزمینی به صورت برخط و حجمی ثبت می شود؟ اگر تخلفی شناسایی شود، آیا سامانه صرفا هشدار می دهد یا امکان اعمال محدودیت نیز وجود دارد؟

این پرسش ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کنند که خود سخنگوی صنعت آب تاکید کرده است هنوز همه چاه های کشور به تجهیزات هوشمند مجهز نیستند و این موضوع یک روند در حال اجرا و توسعه است. بنابراین آنچه اکنون وجود دارد، یک برنامه در حال گسترش است، نه یک شبکه کامل و سراسری از چاه های هوشمند.

از سوی دیگر، وزارت نیرو بر کنترل حجمی برداشت آب تاکید دارد؛ اقدامی که می تواند یکی از پایه های مدیریت دقیق منابع زیرزمینی باشد. اما در اینجا نیز معیار موفقیت باید روشن باشد. صرف نصب کنتور یا تجهیزات اندازه گیری، به معنای کاهش برداشت نیست. پرسش مهم این است که این تجهیزات تاکنون چه میزان برداشت غیرمجاز یا اضافه برداشت را شناسایی کرده اند و این شناسایی در نهایت به چه میزان کاهش مصرف منجر شده است.

تصاویر ماهواره ای نیز بخش دیگری از برنامه اعلام شده از سوی وزارت نیرو است. بزرگ زاده گفته است که اکنون تصاویر ماهواره ای مربوط به کاربری اراضی با تفکیک یک متر از کل کشور در اختیار وزارت نیرو قرار دارد و اطلاعات حاصل از این تصاویر با داده های ابزارهای سنجشی مقایسه می شود.

این ظرفیت می تواند برای شناسایی تغییرات کاربری اراضی، سطح زیرکشت و بررسی الگوی مصرف آب بسیار مهم باشد؛ اما «تصویر یک متری» به خودی خود به معنای اندازه گیری مصرف آب با دقت یک متر نیست. آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده از این داده ها در تصمیم گیری است.

اگر تصاویر ماهواره ای نشان دهند سطح زیرکشت یا نوع کشت در یک منطقه با ظرفیت آبی آن منطقه سازگار نیست، چه اتفاقی می افتد؟ اگر داده های ماهواره ای با اطلاعات ثبت شده در سامانه های وزارت نیرو مغایرت داشته باشند، کدام داده مبنای تصمیم قرار می گیرد؟ و مهم تر از همه، این اطلاعات چگونه به یک اقدام اجرایی برای کاهش مصرف آب تبدیل می شود؟

اینجا دقیقا همان نقطه ای است که فناوری از حکمرانی جدا می شود. ماهواره می تواند تغییرات سطح زیرکشت را نشان دهد، کنتور می تواند میزان برداشت را اندازه گیری کند و هوش مصنوعی می تواند حجم عظیمی از داده ها را تحلیل کند؛ اما هیچ کدام به تنهایی نمی توانند تصمیم مدیریتی بگیرند و آن را اجرا کنند.

به همین دلیل، شاید مهم ترین بخش سخنان سخنگوی صنعت آب، نه وعده استفاده از هوش مصنوعی، بلکه مسئله ای باشد که هنوز پاسخ روشنی برای آن ارائه نشده است: این فناوری قرار است دقیقا چه تصمیمی را تغییر دهد؟

بزرگ زاده گفته است هوش مصنوعی می تواند در حوزه داده، تحلیل اطلاعات و فرآیندهای مدیریت منابع آب مورد استفاده قرار گیرد. اما برای افکار عمومی و حتی متخصصان، این توضیح کافی نیست. قرار است هوش مصنوعی افت آبخوان ها را پیش بینی کند؟ قرار است مناطق دارای خطر بحران آبی را شناسایی کند؟ قرار است الگوی کشت متناسب با ظرفیت آبی هر حوضه را پیشنهاد دهد؟ قرار است مصرف آب را پیش بینی کند یا در تخصیص منابع نقش داشته باشد؟

هر کدام از این کاربردها نیازمند داده های معتبر، زیرساخت مناسب، الگوریتم های قابل اعتماد و از همه مهم تر سازوکار مشخص برای تبدیل خروجی سامانه به تصمیم اجرایی است.

در واقع، مشکل آب ایران صرفا نبود داده نیست. سال هاست درباره کاهش منابع آب، افت آبخوان ها، برداشت بیش از ظرفیت و مصرف بالای بخش کشاورزی اطلاعات وجود دارد. بنابراین اگر هوش مصنوعی قرار باشد فقط همان اطلاعات را با سرعت بیشتری پردازش کند، تحول بزرگی در مدیریت آب اتفاق نخواهد افتاد.

مسئله زمانی حل می شود که داده دقیق، به تصمیم درست و تصمیم درست، به اقدام اجرایی منجر شود.

از همین منظر، اعلام مذاکرات با چین نیز نیازمند توضیح بیشتری است. همکاری فناورانه با کشورهای دیگر می تواند به انتقال دانش و توسعه زیرساخت های مورد نیاز کمک کند، اما باید روشن شود موضوع این مذاکرات دقیقا چیست؛ خرید تجهیزات، انتقال فناوری، توسعه سامانه های تحلیل داده یا ارائه خدمات پردازشی؟

در حوزه ای مانند آب که داده های مربوط به چاه ها، آبخوان ها، کشاورزی و مصرف از اهمیت راهبردی برخوردارند، نحوه مدیریت و مالکیت این داده ها نیز موضوعی است که نمی توان از کنار آن به سادگی عبور کرد.

با این حال، شاید مهم ترین مطالبه در شرایط فعلی، انتشار چند عدد مشخص از سوی وزارت نیرو باشد؛ نه وعده های کلی درباره آینده.

وزارت نیرو باید اعلام کند چند درصد چاه های کشور به تجهیزات هوشمند مجهز شده اند، چه میزان از برداشت آب زیرزمینی به صورت حجمی و برخط اندازه گیری می شود، چه میزان برداشت غیرمجاز با استفاده از این سامانه ها شناسایی شده، چه مقدار از مصرف کاهش یافته و برنامه کمی این وزارتخانه برای توسعه این تجهیزات در سال های پیش رو چیست.

درباره هوش مصنوعی نیز باید مشخص شود پروژه های در دست اقدام دقیقا چه هستند، چه زمانی عملیاتی می شوند و نخستین خروجی قابل سنجش آنها چه خواهد بود.

زیرا در شرایطی که بحران آب در بسیاری از مناطق کشور به مسئله ای روزمره تبدیل شده است، دیگر نمی توان موفقیت یک طرح را با تعداد تجهیزات نصب شده، تعداد تصاویر ماهواره ای یا انعقاد قراردادهای فناورانه سنجید.

معیار واقعی موفقیت ساده است: آیا برداشت از آبخوان ها کاهش پیدا کرده است؟ آیا مصرف آب کشاورزی پایین آمده است؟ آیا تخلفات سریع تر شناسایی و متوقف می شوند؟ آیا تصمیم های مدیریتی بر اساس داده های واقعی اتخاذ می شوند؟ و آیا روند افت منابع زیرزمینی تغییر کرده است؟

هوش مصنوعی می تواند یکی از قدرتمندترین ابزارهای مدیریت آب ایران باشد، اما قرار نیست جای حکمرانی آب را بگیرد. فناوری می تواند بحران را دقیق تر اندازه گیری کند، اما حل بحران همچنان به تصمیم های سخت مدیریتی، اجرای قانون، اصلاح الگوی مصرف و شفافیت نیاز دارد.

در نهایت، پرسش از سخنگوی صنعت آب این نیست که آیا وزارت نیرو قصد دارد از هوش مصنوعی و فناوری های نوین استفاده کند یا نه؛ پرسش مهم تر این است که این فناوری ها چه زمانی و با چه شاخص قابل اندازه گیری، وضعیت آب ایران را بهتر خواهند کرد؟

چرا که ایران بیش از «آب هوشمند»، به مدیریت هوشمند آب نیاز دارد؛ مدیریتی که خروجی آن نه فقط داده و سامانه و گزارش، بلکه کاهش واقعی برداشت و حفظ منابع آب برای سال های آینده باشد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1245709
  • فیلم/ دعوای حردانی و آسانی سر ضربه ایستگاهی؛ «برو بابا، این فقط می زنه به دفاع!»