رکنا گزارش می دهد
سدسازی و کشاورزی، متهمان اصلی خشکاندن دجله و فرات/ سهم انسان در بحران آب سه برابر تغییرات اقلیمی!
اجتماعی رکنا: نتایج یک پژوهش علمی درباره چهار دهه تغییرات منابع آب در حوضه دجله و فرات نشان میدهد برخلاف تصور رایج، تغییرات اقلیمی تنها عامل بحران آب در خاورمیانه نیست؛ مداخلات انسانی از جمله سدسازی، توسعه کشاورزی و برداشت آب، با سهم ۳۹.۳ درصدی در برابر سهم ۱۳.۶ درصدی عوامل اقلیمی، نقش بسیار پررنگتری در کاهش منابع آب این حوضه داشتهاند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، یک پژوهش علمی درباره وضعیت آب در حوضه دجله و فرات نشان میدهد کاهش بارندگی و افزایش دما تنها دلیل کمآبی این منطقه نیست؛ سدسازی، توسعه کشاورزی و برداشت گسترده از منابع آب نیز نقش مهمی در تشدید بحران داشتهاند؛ بهطوریکه سهم اقدامات انسانی در کاهش منابع آب تقریباً سه برابر تغییرات اقلیمی برآورد شده است.
رودخانههایی که هزاران سال زندگی را در بخش بزرگی از خاورمیانه ممکن کردهاند، امروز خود به بخشی از یک بحران بزرگ تبدیل شدهاند. دجله و فرات که زمانی آب مورد نیاز کشاورزی، شهرها و تالابهای بینالنهرین را تأمین میکردند، حالا با کاهش جریان آب و فشار فزاینده بر منابع آبی روبهرو هستند. اما چرا این رودخانهها کمآبتر شدهاند؟ آیا تغییرات اقلیمی و خشکسالی بهتنهایی مسئول این وضعیت هستند یا تصمیمهای انسانی هم در خشک شدن این منطقه نقش داشتهاند؟
یک پژوهش علمی که تغییرات منابع آب حوضه دجله و فرات را در فاصله سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۲۲ بررسی کرده، پاسخ متفاوتی به این پرسش میدهد. بر اساس نتایج این تحقیق، اگرچه تغییرات اقلیمی در کاهش منابع آب مؤثر بوده، اما دخالتهای انسانی سهم بیشتری در این بحران داشتهاند.
این پژوهش که حوضه آبریز مشترک میان ایران، عراق، ترکیه و سوریه را بررسی کرده، نشان میدهد سهم مداخلات انسانی در کاهش منابع آب تجدیدپذیر ۳۹.۳ درصد بوده، در حالی که سهم روندهای بلندمدت اقلیمی ۱۳.۶ درصد برآورد شده است. به زبان ساده، تأثیر اقدامات انسانی در این ارزیابی تقریباً سه برابر تغییرات اقلیمی بوده است.
باران کمتر، تبخیر بیشتر
تصاویر ماهوارهای و اطلاعات آبوهوایی بررسیشده در این تحقیق نشان میدهد طی چهار دهه گذشته، میانگین بارندگی در حوضه دجله و فرات ۹.۶ درصد کاهش یافته و میزان تبخیر آب نیز ۶.۳ درصد بیشتر شده است.
این یعنی منطقه هم باران کمتری دریافت میکند و هم بخش بیشتری از آب موجود را بر اثر تبخیر از دست میدهد. در چنین شرایطی، وقتی رودخانهها با کاهش ورودی آب روبهرو هستند، هرگونه افزایش برداشت یا تغییر مسیر جریان طبیعی آب میتواند وضعیت را دشوارتر کند.
وقتی سدها و مزارع آب بیشتری میخواهند
یکی از بخشهای مهم این پژوهش به سدسازی و توسعه کشاورزی در بالادست رودخانهها مربوط است؛ اقداماتی که در دهههای گذشته تغییرات بزرگی در مسیر و میزان جریان آب ایجاد کردهاند.
ترکیه با اجرای پروژه توسعه جنوب شرقی آناتولی موسوم به «گاپ»، مجموعه بزرگی از سدها و نیروگاههای برقآبی را احداث کرده است. این طرح شامل ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه است و توسعه کشاورزی در چارچوب آن سالانه به ۷.۲ میلیارد مترمکعب آب نیاز دارد.
نتایج پژوهش نشان میدهد وسعت مخازن سدهای بالادست در دوره بررسی بیش از دو برابر شده و سطح پهنههای آبی این مخازن به حدود ۹۵۰۰ کیلومترمربع رسیده است. افزایش سطح این مخازن به معنای قرار گرفتن حجم بیشتری از آب در معرض تبخیر نیز هست.
در واقع، آب رودخانهها فقط برای عبور به سمت کشورهای پاییندست استفاده نمیشود؛ بخشی از آن در مخازن سدها ذخیره و بخشی نیز برای کشاورزی و سایر مصارف برداشت میشود. این تغییرات میتواند میزان آبی را که به مناطق پاییندست میرسد، کاهش دهد.
تالابهایی که بخش بزرگی از آب خود را از دست دادهاند
یکی از نگرانکنندهترین نتایج این پژوهش به وضعیت تالابهای بینالنهرین در عراق مربوط میشود؛ تالابهایی که حیات آنها به آب دجله و فرات وابسته است.
بر اساس این تحقیق، سطح آبهای دائمی این تالابها طی دوره بررسی ۷۶ درصد و سطح آبهای فصلی آنها ۶۳ درصد کاهش یافته است.
این اعداد به زبان ساده یعنی بخش بزرگی از پهنههای آبی که زمانی در تمام سال یا بخشی از سال زیر آب بودند، دیگر وضعیت گذشته را ندارند.
اهمیت این موضوع فقط به کوچک شدن تالابها محدود نمیشود. تالابها زیستگاه گونههای مختلف جانوری و گیاهی هستند و زندگی و معیشت بسیاری از مردم محلی نیز به آنها وابسته است. کاهش آب این مناطق، علاوه بر تهدید طبیعت، میتواند زندگی جوامعی را که در اطراف آنها ساکن هستند، دشوارتر کند.
خشک شدن پهنههای آبی همچنین میتواند زمینه گسترش کانونهای گردوغبار را فراهم کند؛ موضوعی که پیشتر در مطالعات مربوط به حوضه دجله و فرات نیز مورد توجه قرار گرفته است.
آب کمتر در پاییندست؛ اختلافی فراتر از مرزها
مشکل دجله و فرات این است که این دو رودخانه به یک کشور تعلق ندارند. چهار کشور ایران، عراق، ترکیه و سوریه در این حوضه آبی سهم دارند و هر تغییری در میزان برداشت یا ذخیره آب در بالادست میتواند بر کشورهای پاییندست اثر بگذارد.
بر اساس مطالعات پیشین مورد استناد این پژوهش، میزان ورود آب دجله و فرات به عراق بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۶ حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است. همچنین آبی که سالانه برای تالابهای بینالنهرین در دسترس بود، از حدود ۴۷.۵ میلیارد مترمکعب پیش از دهه ۱۹۹۰ به کمتر از ۴.۲ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۰۱ رسیده است.
این ارقام نشان میدهد بحران آب در این منطقه فقط نتیجه کمبارشی نیست؛ نحوه تقسیم، ذخیره و مصرف آب نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی یک کشور در بالادست برای کشاورزی یا تولید برق آب بیشتری ذخیره میکند، ممکن است کشورهای پاییندست با کمبود بیشتری روبهرو شوند.
بحران آب را نمیتوان فقط گردن خشکسالی انداخت
پیام اصلی این پژوهش روشن است: تغییرات اقلیمی بخشی از مشکل است، اما همه مشکل نیست. اگرچه کاهش بارندگی و افزایش تبخیر شرایط را سختتر کرده، سدسازی، توسعه کشاورزی و تغییر مسیر طبیعی آب نیز در تشدید بحران نقش داشتهاند.
به همین دلیل، مقابله با بحران آب در حوضه دجله و فرات تنها با توصیه به مردم برای کمتر مصرف کردن آب یا انتظار برای بارندگی بیشتر ممکن نیست. مدیریت منابع آب، بازنگری در طرحهای بزرگ آبی و کشاورزی و توافق میان کشورهای همسایه برای تأمین حقابه مناطق پاییندست نیز ضروری است.
در نهایت، سرنوشت دجله و فرات فقط مسئله دو رودخانه نیست؛ زندگی میلیونها نفر، آینده کشاورزی و بقای تالابهایی در میان است که هزاران سال بخشی از حیات خاورمیانه بودهاند. اگر مدیریت آب تغییر نکند، خشکسالی طبیعی و تصمیمهای نادرست انسانی همچنان در کنار هم این منطقه را به سمت کمآبی بیشتر پیش خواهند برد.
-
ییلاقات لیسار / آخرین نفس های پاییز پیش از بارش برف
ارسال نظر