بیماران آی‌سی‌یو را از طبقه سیزدهم روی دوش پایین آوردیم؛ روایت پرستار بیمارستان گاندی از شب حمله

به گزارش خبرگزاری رکنا، طاهری حدود ۱۵ سال است که در حرفه پرستاری فعالیت می‌کند. علاقه او به این شغل از کودکی و با مشاهده فعالیت خواهرش شکل گرفت. آشنایی با سختی‌های کار پرستاری و در عین حال علاقه خواهرش به کمک به دیگران، او را به انتخاب این حرفه ترغیب کرد. طاهری می‌گوید از نخستین روزهای تحصیل تا سال‌های فعالیت حرفه‌ای، علاقه‌اش به پرستاری نه‌تنها کم نشده، بلکه هر روز بیشتر شده است.

تصور می‌کردیم بیمارستان امن‌ترین مکان است

صبح روز حمله، نگرانی در چهره کارکنان، بیماران و همراهان دیده می‌شد. صدای جنگنده‌ها و انفجارها در اطراف بیمارستان شنیده می‌شد و ارتعاش ناشی از آن شیشه‌ها و وسایل را به لرزه درمی‌آورد. با این حال، تصور غالب این بود که بیمارستان امن‌ترین مکان است و هدف حمله قرار نخواهد گرفت.

طاهری در همان ساعات با خانواده‌اش در تماس بود و تلاش می‌کرد آنها را آرام کند. او به خانواده اطمینان می‌داد که ۲۴ ساعت در بیمارستان است و اتفاقی برایش نخواهد افتاد؛ اما ساعاتی بعد، همان اتفاقی رخ داد که تصورش را نمی‌کرد.

پیش از حمله نیز مدیریت بیمارستان تصمیم گرفته بود بیمارانی را که امکان مراقبت از آنها در منزل وجود داشت، ترخیص کند و عمل‌های غیرضروری را به تعویق بیندازد. به همین دلیل تعداد بیماران بستری کاهش یافته بود. بخش زنان و زایمان، مراقبت‌های ویژه نوزادان و آی‌سی‌یو همچنان فعال بودند و حدود هفت تا هشت بیمار بسیار بدحال در آی‌سی‌یو بستری بودند که امکان ترخیص یا انتقال عادی آنها وجود نداشت. در مجموع حدود ۱۵ بیمار در بیمارستان حضور داشتند.

موج انفجار، پرستار را چند متر پرت کرد

حدود ساعت ۲۰:۳۰، طاهری پشت ایستگاه پرستاری اورژانس نشسته بود که بار دیگر لرزش شیشه‌ها و درها را احساس کرد. حدود ۳۰ ثانیه بعد، اصابت رخ داد و موج انفجار او را حدود سه تا چهار متر از روی صندلی پرت کرد.

شیشه‌های بیمارستان خرد شدند، قاب در ورودی از جا درآمد و حتی پایه‌های فلزی و محکم برانکارد بر اثر شدت موج شکستند. سقف‌های کاذب، لامپ‌ها و بخش‌هایی از دیوار فرو ریخت و گردوخاک همه‌جا را فرا گرفت. برای چند لحظه سکوت عجیبی بر بیمارستان حاکم شد و سپس صدای فریاد و جیغ کارکنان، بیماران و همراهان بلند شد.

طاهری حتی با وجود مشاهده تخریب، در ابتدا نمی‌توانست باور کند بیمارستان هدف حمله قرار گرفته است. چند دقیقه طول کشید تا واقعیت حادثه را درک کند.

نخستین اقدام؛ کمک به مجروحان

پس از خارج‌شدن از شوک، طاهری به سمت ورودی اورژانس رفت. سقف‌ها و شیشه‌های سالن منتهی به اورژانس فرو ریخته بود و تعدادی از کارکنان نیز آسیب دیده بودند. همکارانی که توان حرکت داشتند، افراد مجروح را به اورژانس منتقل می‌کردند. دو یا سه نفر از کارکنان نیز به دلیل اصابت سنگ و اجسام به سر و صورت، دچار خونریزی شدید شده بودند و نخستین اقدامات درمانی برای کنترل خونریزی آنها انجام شد.

طاهری حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در اورژانس ماند و پس از انجام اقدامات اولیه، برای رسیدگی به بیماران آی‌سی‌یو به طبقات بالاتر رفت.

نجات نوزاد از طبقات بالای بیمارستان

یکی از دشوارترین بخش‌های تخلیه بیمارستان، انتقال نوزادی بود که در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان داخل انکوباتور قرار داشت و به دستگاه تنفسی نیاز داشت. آسانسورها از کار افتاده بودند و راه‌پله‌ها نیز بر اثر انفجار آسیب دیده و لغزنده شده بودند.

نوزاد تا حدود طبقه هشتم یا نهم پایین آورده شده بود. چهار یا پنج نفر اطراف انکوباتور را گرفته بودند و پرستار با وسیله تنفس دستی به نوزاد کمک می‌کرد. کاشی‌ها و اجزای دیوار روی زمین ریخته بود و هر لغزش می‌توانست باعث سقوط دستگاه شود. با تلاش کارکنان، نوزاد از بیمارستان خارج و با آمبولانس به نزدیک‌ترین مرکز دارای بخش فعال مراقبت‌های ویژه نوزادان منتقل شد.

بیماران آی‌سی‌یو را از طبقه سیزدهم روی دوش پایین آوردند

بخش آی‌سی‌یو در طبقه سیزدهم قرار داشت و انتقال بیماران از این طبقه به دلیل آسیب‌دیدگی راه‌پله‌ها بسیار دشوار بود. امکان استفاده از برانکارد یا ویلچر وجود نداشت و بیماران بدحال باید توسط کارکنان و همراهان روی دوش حمل می‌شدند.

طاهری در مسیر با چند بیمار آی‌سی‌یو روبه‌رو شد که به همین شکل پایین آورده می‌شدند. وقتی به آی‌سی‌یو رسید، سه بیمار دیگر باقی مانده بودند که شرایط وخیم‌تری داشتند. در شرایط عادی، انتقال چنین بیمارانی حتی برای انجام یک اقدام ساده پزشکی نیز نیازمند تجهیزات و حضور کادر درمان است، اما آن شب تخلیه آنها تنها راه نجاتشان بود.

در بخش آی‌سی‌یو، آسیب به دیوارها و لوله‌های اکسیژن مرکزی نیز خطر دیگری ایجاد کرده بود. صدای شدید نشت اکسیژن شنیده می‌شد و همکاران تلاش می‌کردند راهی برای قطع آن پیدا کنند؛ در حالی که دسترسی به بخش فنی و مهندسی وجود نداشت و نگرانی از تکرار حمله نیز ادامه داشت.

ترس وجود داشت، اما ترک بیمارستان ممکن نبود

طاهری ترس را بخشی طبیعی از آن شرایط می‌داند، اما معتقد است ترس نمی‌توانست مانع انجام وظیفه شود. با وجود هشدار همکاران درباره احتمال حمله دوباره، بیمارستان را ترک نکرد. خانواده‌اش نیز نگران بودند، اما رسیدگی به بیماران برای او اولویت داشت.

او پس از خروج از بیمارستان متوجه شد حدود ۵۰ تماس بی‌پاسخ و تعداد زیادی پیام از خانواده، دوستان و همکاران دارد. با این حال، پاسخ‌دادن به آنها را به پایان عملیات انتقال بیماران موکول کرده بود.

در دقایق نخست، کارکنان بیمارستان به‌تنهایی عملیات تخلیه را انجام می‌دادند، اما حدود ۱۰ دقیقه بعد مردم برای کمک وارد شدند. کارکنان خارج از شیفت نیز حدود ۴۰ دقیقه تا یک ساعت بعد خود را به بیمارستان رساندند و در تخلیه بیماران مشارکت کردند.

تجربه آتش‌سوزی پیشین بیمارستان گاندی نیز در مدیریت بحران به کارکنان کمک کرد. طاهری همدلی میان کارکنان را کم‌نظیر توصیف می‌کند و می‌گوید این همدلی در شب حمله به اوج رسید. به گفته او، هیچ‌یک از کارکنان جان خود را از دست ندادند و این موضوع برای همکاران دلگرم‌کننده بود.

قاب ماندگار؛ داوطلبانی که بیماران را روی دوش گرفتند

برای طاهری، ماندگارترین تصویر آن شب، صحنه انتقال بیماران آی‌سی‌یو از طبقه سیزدهم است؛ زمانی که برای حمل بیماران داوطلب خواسته می‌شد و چند نفر هم‌زمان مسئولیت انتقال یک بیمار بدحال را می‌پذیرفتند.

پایین‌آوردن بیماران از طبقه سیزدهم، آن هم از راه‌پله‌ای پر از کاشی و اجزای فروریخته و در شرایطی که احتمال حمله دوباره وجود داشت، کار ساده‌ای نبود. با این حال، کارکنان و داوطلبان جان بیماران را در اولویت قرار دادند.

طاهری این شب را تجربه‌ای ماندگار می‌داند و می‌گوید تا پایان عمر به ماندن و کمک‌کردن به دیگران افتخار خواهد کرد؛ همان‌طور که امیدوار است سایه جنگ از سر کشور برداشته شود و در جنگ یا بلایای طبیعی، همچنان در کنار مردم بماند و به آنها کمک کند./ خبرگزاری دانشجو 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1255793
  • بازداشت دزدان موبایل سیاوش طهمورث / موبایل آقای بازیگر بازگردانده شد + فیلم