در گفت و گوی رکنا با مینا نیکزاد کارشناس حوزه آب مطرح شد
خزر کوچکتر شد؛ کاهش سطحی معادل ۲۴ هزار کیلومتر مربع / کاسپین قربانی نبود مدیریت یکپارچه شده است
اجتماعی رکنا، خزر آرامآرام عقب مینشیند؛ دریایی که به دلیل بسته بودن، فرصت فرار از بحران ندارد. کاهش ورودی آب، انباشت آلودگیها و تصمیمهای پراکنده پنج کشور ساحلی، این حوضه منحصربهفرد را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است. مینا نیکزاد، کارشناس حوزه آب، میگوید بحران اصلی خزر فقط کمآبی یا آلودگی نیست، بلکه نبود مدیریت یکپارچه برای سیستمی است که همه اجزای آن به هم وابستهاند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مینا نیکزاد، کارشناس حوزه آب، با اشاره به ویژگیهای منحصربهفرد دریای خزر گفت: دریای خزر را شاید بتوان بزرگترین دریاچه جهان نامید، اما از منظر علمی، هویت آن با یک عبارت کلیدی گره خورده است: «حوضه آبریز درونریز». یعنی هر قطره آبی که به آن میریزد، دیگر هیچ راهی به اقیانوسهای آزاد پیدا نمیکند. همه چیز در همین حوضه باقی میماند؛ یا تبخیر میشود یا در زمین فرو میرود.
وی افزود: پیامد این بسته بودن فقط یک اصطلاح جغرافیایی نیست، بلکه قانونی سخت و بیرحم در طبیعت است؛ املاح و آلایندهها درون حوضه انباشته میشوند، دریاچهها به مرور شورتر میشوند و هر تغییر کوچک در ورودی آب، اثر مستقیم و فوری بر کل اکوسیستم میگذارد.
نیکزاد ادامه داد: نمونههای این پدیده را در دریای مرده و دریاچه نمک بزرگ نیز دیدهایم، اما دریای خزر به دلیل وسعت، تنوع زیستی و جمعیت میلیونی پیرامون خود، به یک مورد مطالعاتی منحصربهفرد تبدیل شده است.
وی با طرح این پرسش که «آیا زمان آن نرسیده که نگاهمان را تغییر دهیم؟» گفت: در یک حوضه برونریز، بخشی از رسوبات و آلایندهها به دریاهای آزاد منتقل میشوند و طبیعت فرصت پالایش پیدا میکند، اما در حوضه درونریزی مانند خزر، تقریباً همهچیز در همان سیستم باقی میماند و آثار مخرب آن به مرور تشدید میشود.
این کارشناس حوزه آب اظهار کرد: سؤال اساسی این است که آیا توسعه صنعتی، سدسازیهای پرشمار، توسعه کشاورزی بیضابطه و رهاسازی آلایندهها را همچنان باید با همان نگاه محلی و سنتی مدیریت کنیم یا وقت آن رسیده که کل حوضه آبریز را به عنوان یک «سیستم واحد و بههمپیوسته» ببینیم؟
وی افزود: پاسخ کارشناسان به این پرسش، هشداردهنده است؛ بزرگترین چالش خزر امروز، کمبود آب یا آلودگی نیست، بلکه «نبود مدیریت یکپارچه» است؛ زیرا این نقیصه، دو چالش دیگر را تشدید کرده و ریشه در ماهیت فرامرزی این حوضه دارد.
بحران آب؛ وقتی ۸۰ درصد ورودیها در اختیار یک رودخانه است
نیکزاد با اشاره به نقش رودخانه ولگا در تأمین آب دریای خزر گفت: برخلاف تصور عمومی که کاهش آب خزر را به تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی نسبت میدهد، آمارها چیز دیگری میگویند. حدود ۸۰ درصد از آب ورودی به دریای خزر از طریق رودخانه ولگا تأمین میشود.
وی ادامه داد: عملیات انسانی در بالادست این رودخانه، یعنی سدسازیهای بزرگ، انحراف آب برای کشاورزی و صنعت، سهمی بیش از تغییرات اقلیمی در خشکشدن خزر دارند؛ به گونهای که تنها ۴۰ درصد از کاهش تراز آب مربوط به افزایش تبخیر ناشی از گرماست.
این کارشناس حوزه آب تصریح کرد: نتیجه این روند طی سه دهه اخیر، افت حدود ۲ متری تراز آب خزر و کاهش سطحی به اندازه مساحت سیسیل، یعنی حدود ۲۴ هزار کیلومتر مربع، بوده است. پیشبینیها کاهش ۸ تا ۲۱ متری دیگر تا پایان قرن را نیز محتمل میدانند.
وی افزود: این یعنی شمال حساس خزر، که مهد تکثیر ماهیان خاویاری و زیستگاه پرندگان مهاجر است، روزبهروز بیشتر در معرض نابودی قرار میگیرد.
آلودگی؛ میراثی که در حوضه بسته ماندگار میشود
نیکزاد درباره وضعیت آلودگی دریای خزر گفت: ماهیت بسته خزر، آن را به یک تله طبیعی برای آلایندهها تبدیل کرده است. برخلاف دریاهای آزاد، هیچ جریان خروجی برای تخلیه سموم، فلزات سنگین و فاضلابها وجود ندارد.
وی افزود: چالشهای آلودگی در سه سطح خود را نشان میدهند؛ نخست نفت و گاز که استخراج و حملونقل نفت از دیرباز یکی از منابع اصلی آلودگی بوده است؛ دوم فاضلابهای صنعتی و شهری که تخلیه تصفیهنشده حجم عظیمی از آلایندههای شیمیایی و آلی را به همراه دارد؛ و سوم تهدید جدید پلاستیکها که ورود روزافزون زبالههای پلاستیکی، به عنوان یک تهدید چندوجهی شناسایی شده است.
این کارشناس حوزه آب ادامه داد: یک مثال هشداردهندهتر، طرحهای انتقال آب از خزر به فلات مرکزی ایران است. این طرحها که سالانه ۲۲۰ میلیون مترمکعب آب را هدف گرفتهاند، اگر اجرا شوند، سالانه ۲.۶ میلیون تن نمک را در محل تخلیه پس میدهند؛ رقمی که میتواند شوری آب را در شعاع ۳۰۰ متری تا ۴۰۰ درصد افزایش دهد و حیات آبزیان را در آن منطقه به طور کامل متوقف کند.
ریشه بحران؛ خلأ یک مدیریت فرامرزی
نیکزاد با اشاره به ریشه مشترک بحرانهای خزر گفت: در نهایت، هر دو بحران آب و آلودگی، ریشه در یک آسیبشناسی مشترک دارند؛ نبود یک نهاد قوی و حقوق الزامآور برای مدیریت کل حوضه آبریز.
وی افزود: دریای خزر، برخلاف ظاهر سادهاش، یک اکوسیستم فرامرزی پیچیده است که ۱۳۰ رودخانه به آن میریزند و پنج کشور در پیرامون آن تصمیمگیری میکنند. یک سد در بالادست ولگا در روسیه، یا یک سکوی استخراج نفت در ساحل جمهوری آذربایجان، یا یک طرح انتقال آب در ایران، همگی بر کل سیستم تأثیر میگذارند.
این کارشناس حوزه آب اظهار کرد: اگرچه کنوانسیون تهران به عنوان چارچوب همکاری منطقهای وجود دارد، اما کارشناسان معتقدند این اسناد برای مقابله با سرعت کنونی تخریب، فاقد قوانین الزامآور و سازوکارهای نظارتی کافی هستند. قوانین داخلی کشورها نیز همچنان پراکنده و بعضاً متضاد است.
راه پیش رو؛ از نگاه بسته به سیستم باز
نیکزاد گفت: پاسخ به سؤال محوری این گزارش شاید در همین جمله خلاصه شود؛ برخی از چالشها را با مدیریت محلی نمیتوان حل کرد، مخصوصاً وقتی کل حوضه، یکپارچه و بسته است.
وی افزود: کارشناسان بر سه راهکار کلیدی تأکید دارند؛ نخست، گذار از دیپلماسی موردی به یک سند حقوقی جامع و الزامآور که همه کشورهای حاشیه خزر را ملزم به رعایت رژیم جریان رودخانهها و استانداردهای یکسان آلودگی کند.
وی ادامه داد: دوم، ایجاد یک نهاد دائمی نظارتی و علمی برای پایش مستمر و تصمیمگیری بر اساس دادههای شفاف و مشترک؛ و سوم، تغییر نگاه سیاستگذاران از «توسعه محلی» به «مدیریت سیستمگونه» که در آن، توسعه صنعتی، کشاورزی و حتی شهرنشینی، در گرو پذیرش محدودیتهای یک حوضه بسته تعریف شود.
این کارشناس حوزه آب در پایان گفت: آینده دریای خزر، نه در انکار بحران و نه در سرزنش یکدیگر، بلکه در پذیرش این حقیقت نهفته است که در یک سیستم بسته، همه ما در یک قایق نشستهایم. اگر نگاهمان را به کل حوضه باز نکنیم، قایق بهزودی جای کمتری برای همه خواهد داشت.
وی خاطرنشان کرد: مقایسه تصاویر ماهوارهای از وسعت دریای خزر در سالهای ۱۹۹۶ و ۲۰۲۴، که در پژوهش منتشرشده در مجله Earth's Future ارائه شده است، کاهش محسوس و هشداردهنده سطح این حوضه بسته را بهوضوح نشان میدهد و زنگ خطری جدی برای تکرار فاجعه دریای آرال به صدا درآورده است.
-
فیلم آتش سوزی هولناک در کالیفرنیا
ارسال نظر