رکنا گزارش می دهد
۱۲۰ دانشآموز در میناب کشته شدند؛ دادگاههای حقوق بشری هنوز در خواباند؟/ عدالت انتخابی، عدالت نیست؛ میناب آزمون بزرگ وجدان جهانی است
اجتماعی رکنا، حمله به مدرسه شجره طیبه میناب نباید در ازدحام خبرهای جنگ، سیاست و بازی قدرتها دفن شود. آن روز، فقط یک ساختمان هدف قرار نگرفت؛ آینده ۱۲۰ کودک در زیر آوار فرو ریخت. اما دردناکتر از صدای انفجار، سکوتی است که پس از آن شنیده شد؛ سکوت نهادهایی که سالها درجهان از حقوق بشر سخن گفتهاند اما در برابر مرگ کودکان، به بیانیههای کمرمق و واکنشهای تشریفاتی بسنده کردهاند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صبح نهم اسفند ۱۴۰۴، پیش از آنکه بسیاری از مردم جهان حتی بدانند جنگی آغاز شده، زنگ مدرسه شجره طیبه میناب به جای صدای حضور و غیاب، با صدای انفجار قطع شد.
کودکانی که قرار بود مشق بنویسند، بازی کنند و برای آینده خود رؤیا بسازند، در چند لحظه زیر سقف فروریخته کلاسها گرفتار شدند. این مدرسه، نه یک پادگان بود، نه مرکز فرماندهی، نه یک هدف نظامی؛ یک مدرسه بود. جایی که باید امنترین نقطه برای کودکان باشد.
این مدرسه در سه نوبت هدف اصابت قرار گرفت. سه بار. سه لحظهای که هر کدام میتوانستند فرصتی برای توقف حمله باشند. اما در نهایت، آنچه باقی ماند، دیوارهای ویران، خانوادههای داغدار و کودکانی بودند که دیگر به خانه بازنگشتند.
طبق گزارشهای منتشرشده، در این حمله ۱۵۶ غیرنظامی جان خود را از دست دادند که ۱۲۰ نفر از آنان دانشآموز بودند. ۱۲۰ کودک؛ عددی که نباید فقط در جدولهای آماری جنگ ثبت شود. پشت هر عدد، یک اسم، یک مادر چشمانتظار، یک پدر داغدار و یک آینده نابودشده وجود دارد.
اما بعد از این فاجعه چه شد؟ جهان چه کرد؟ آیا شورای امنیت تشکیل جلسه داد؟ آیا دادگاههای بینالمللی تحقیق فوری را آغاز کردند؟ آیا نهادهای مدعی دفاع از کودکان، خواستار پاسخگویی عاملان شدند؟ یا مانند بسیاری از فجایع دیگر، چند روزی تیتر رسانهها شد و بعد در انبار فراموشی تاریخ دفن شد؟
گزارش اختصاصی CNN درباره این حمله، پرسشهای جدی درباره روند تصمیمگیری نظامی مطرح کرده است. بر اساس این گزارش، فرماندهان ارشد ارتش آمریکا هشدارها درباره قدیمی بودن اطلاعات پیش از حمله را نادیده گرفته بودند؛ موضوعی که اگر تأیید شود، مسئولیتهای سنگینی در قبال جان غیرنظامیان ایجاد میکند.
اینجا دیگر بحث یک اختلاف سیاسی، یک مناقشه دیپلماتیک یا رقابت قدرتها نیست. بحث، جان کودکانی است که هیچ نقشی در تصمیمهای پشت میزهای جنگ نداشتند.
حقوق بشر اگر فقط برای بیانیهها، سخنرانیها و ابزار فشار سیاسی باشد، دیگر حقوق بشر نیست؛ یک واژه بیجان است.
کودکان میناب نباید قربانی سکوت جهان شوند. نمیشود برای برخی قربانیان، شمع روشن کرد، پرچم نیمهافراشت، دادگاه تشکیل داد و برای برخی دیگر، فقط از «نگرانی عمیق» حرف زد.
عدالت نمیتواند انتخابی باشد. خون یک کودک، در هر نقطهای از جهان که ریخته شود، باید همان اندازه ارزش داشته باشد. مدرسه میناب یک پرونده بستهشده نیست؛ یک آزمون تاریخی برای جامعه جهانی است. آزمونی که تا امروز بسیاری در آن مردود شدهاند.
چون فاجعه فقط زمانی رخ نمیدهد که بمب سقوط میکند؛ گاهی فاجعه زمانی کامل میشود که بعد از سقوط بمب، جهان تصمیم میگیرد نگاهش را برگرداند.