حجم ویدیو: 9.66M | مدت زمان ویدیو: 00:02:44

به گزارش رکنا، یک روحانی جوان درباره خاطراتش در کاروان اربعین حسینی گفت: هر ساله از آمل برای پیاده روی به کربلا می رویم و تقریبا 45 روز در راه هستیم. به یاد دارم در اتوبان فامنین به سمت همدان یک زانتیای مشکی بر خلاف مسیر اتوبان حرکت می کرد و خود را به کاروان ما رساند یک لحظه احساس کردم مبادا برای کاروان خطری داشته باشد و اتفاقی رخ دهد .

وی در ادامه تصریح کرد: وقتی زانتیا پشت کاروان ایستاد جوانی با لباس غیرمتعارف به سمت کاروان آمد و من سعی کردم برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی با وی دوستانه برخورد کنم . این جوان خود را به من نزدیک کرد و در یک لحظه صدای هق هق گریه هایش را شنیدم در میان گریه هایش گفت، وقتی همه شما را با لباس های سفید و پرچم سرخ امام حسین(ع) دیدم به سمت تان آمدم تا بگویم ما 4 پسر و دختر هستیم که برای انجام گناه در این راه هستیم و شما به کجا می روید و ما به کجا. حالا می خواهیم توبه کنیم.

این روحانی ادامه داد: وقتی به سمت ماشین این جوانان رفتم دیدم همه شان در حال گریه هستند و طلب توبه دارند. در طول این سال ها شاهد اتفاقات جالبی بودم که هر کدام شان یک خاطره و درس زندگی است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟