شوهرم به خاطر رفت و آمد با شهرام خاطرخواه خواهرش شد و ..!
حوادث رکنا: شوهرم با یکی از دوستان دوران مجردیاش رفتوآمد نزدیکی داشت. خیلی با او خودمانی شده بود و این موضوع و وابستگی بیش از حدش، نگرانم میکرد. هر چه میگفتم این رفتوآمدها چه معنی دارد، فایدهای نداشت. متأسفانه دوست شوهرم معتاد بود و او را هم گرفتار کرد.
بعد از آن که شریک سادهلوح زندگیام به دام اعتیاد افتاد، متوجه شدم شریک زندگیام قبل از ازدواج ما خاطرخواه خواهر شهرام دوست نابابش بوده است. این مسئله حساسیت مرا بیش از حد برانگیخته بود و بدبینی شدیدی نسبت به شوهرم پیدا کرده بودم. متأسفانه در مدت کوتاهی اعتیاد او، قیافهاش را تابلو کرد و از شرکت معتبری که در آن کار میکرد، اخراجش کردند. بیکاری او بدبختیهایم را بیشتر کرد. هرچه میگذشت حالش بدتر میشد. برای تأمین هزینههای زندگی و سیرکردن شکم بچهام مجبور شدم. شوهرم را به اتهام خردهفروشی موادمخدر دستگیر کردند.
به زندان Prison افتاد و تصورم این بود که سرش به سنگ زمانه خواهد خورد. مدتی حبس بود. از زندان که آزاد شد، خیلی خوشحال بودم. ظاهرش نشان میداد خودش را اصلاح کرده است. اما دوباره سراغ همان دوست لاابالیاش رفت و دوباره مصرف شیشه و توهم و عصبانیتهای خطرناک. گاهی گیر میداد که باید همنشینش بشوم و موادمخدر مصرف کنم. البته من زیر بار نمیرفتم. این اواخر حالش خیلی بد شده بود. کنترلی بر اعصاب خود نداشت و بعضی وقتها سر موضوعهای الکی و بیخودی کتکم میزد.
به هر حال با تمام این شرایط بغرنج کنار میآمدم و به خاطر بچهام چیزی نمیگفتم. اما شوهرم یک روز بدهم. مثل دیوانهها شده بود و مرا هم پسر کوچولویم را بدجور کتک زد. جلو رفتم تا بچهام را نجات در حد مرگ کتک زد. کاسه صبرم لبریز شده بود. بچهام را برداشتم و به خانه پدرم رفتم. دیگر نمیتوانم به این زندگی نکبتی ادامه بدهم. تمام این بدبختیها به خاطر ندانمکاریهای شوهر بیمسؤلیتم است. او نفهمید چطور زندگیمان را مدیریت کند و نهتنها خودش را به فلاکت انداخت بلکه من و بچهام را هم بدبخت کرد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم تریلر کامل همکاری اسپایدرمن و فورتنایت