تا دیروقت خانۀ مادرم بودیم. ساعت حدود ۱۲ شب بود که به خانه برگشتیم. شوهرم می‌گفت کرکرۀ مغازه را پایین نکشیده است. خسته بودم و، برای همین، گفتم مرا هرچه‌زودتر به خانه برساند. او مرا جلوِ خانه پیاده کرد و همراه پسرم رفت تا قفل و بند مغازه را سفت و محکم کند. با عجله وارد خانه شدم. ٢-٣دقیقه بعد، زنگ خانه به صدا در‌آمد. با خودم گفتم حتماً باز این شوهر بی‌خیالم کلیدهای مغازه‌اش را جا گذاشته است. بدون آنکه بپرسم چه کسی زنگ می‌زند، کلید آیفون را فشار دادم و در را باز کردم.

یک قرص مسکن برداشتم و با لیوان آب جلوِ تلویزیون ایستاده بودم که ناگهان مردی غریبه وارد اتاق شد. با دیدنش خشکم زده بود. از ترس داشتم سکته می‌کردم. صدایم درنمی‌آمد تا حداقل داد و فریادی راه بیندازم و کمک بخواهم. مرد ناشناس، با تهدید و توسل به زور، طلاها، گوشی تلفن و مقداری وجه نقد که داخل خانه بود را گرفت و مثل یک سیاهی از خانه بیرون رفت. به‌سختی خودم را به گوشی تلفن خانه رساندم و با شوهرم تماس گرفتم. فقط گریه می‌کردم و نمی‌توانستم توضیح بدهم چه اتفاقی افتاده است. او چند دقیقه بعد خودش را رساند. ما با پلیس Police ‌تماس گرفتیم. مأموران کلانتری٣٩ تحقیقاتشان را آغاز کردند. به سرنخ‌هایی هم دست یافته‌اند. چهره‌زنی متهم هم انجام شده است. امیدوارم او هر‌چه‌زودتر دستگیر شود. من اشتباه کردم‌. باید می‌پرسیدم چه‌کسی زنگ خانه را می‌زند و بعد در را باز می‌کردم. البته چندبار از شوهرم خواسته بودم یک آیفون تصویری نصب کند اما او می‌گفت: «چرا این ول‌خرجی‌ها را بکنیم؟». متأسفانه هزار نوع خرج جور‌واجور داریم و‌لی، وقتی می‌خواهیم برای افزایش امنیتمان یک ریال هزینه کنیم، به حساب و کتاب می‌افتیم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 314707
  • فیلم / شمشیر کشی یک زن در نسیم شهر / 5 نفر بازداشت شدند + گفتگو

اخبار تاپ حوادث