چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟

فیلمی که زبان عبری، هویت اسرائیلی و تجربه نظامی را به موضوع نقد تبدیل کرده بود، در جشنواره برلین خرس طلایی

روزنامه اسرائیل هیوم، نداف لاپید را فیلمسازی برجسته دانست و «مترادف ها» را اثری مهم معرفی کرد. حتی در عنوان این نقد، فیلم «میهن پرستانه» توصیف شده بود. این نگاه نشان می دهد که در فضای نقد اسرائیلی، تحلیل یک اثر الزاما در دوگانه ساده «ضد اسرائیل» یا «طرفدار اسرائیل» خلاصه نمی شود.

نقد اجتماعی، مسیر دریافت جوایز جهانی

بررسی «مترادف ها» نشان می دهد که در جشنواره های معتبر جهانی، پرداختن به فقر، تبعیض، خشونت، فساد، بحران هویت، فروپاشی اخلاقی و شکاف طبقاتی می تواند توجه منتقدان را جلب کند و حتی به دریافت مهم ترین جوایز منجر شود.

نگاهی به آثار برگزیده جشنواره های کن و ونیز نیز همین واقعیت را تایید می کند. بسیاری از فیلم هایی که تصویری تلخ و انتقادی از جامعه یا ساختار سیاسی و اقتصادی کشور خود ارائه داده اند، نه تنها کنار گذاشته نشده اند، بلکه نگاه انتقادی آنها نشانه جسارت هنری تلقی شده است.

«دزدان فروشگاه» محصول ۲۰۱۸، فقر، فروپاشی خانواده و حاشیه نشینی در ژاپن را بررسی می کند. «پارازیت» در سال ۲۰۱۹ به شکاف طبقاتی و نابرابری در کره جنوبی پرداخت. «بینوایان» نیز تنش اجتماعی، حاشیه نشینی و رابطه پلیس با جوانان در فرانسه را محور قرار داد.

«مربع» محصول ۲۰۱۷، ریاکاری طبقه مرفه و تناقض های جامعه مدرن سوئد را به چالش کشید. «مثلث غم» در سال ۲۰۲۲ مناسبات طبقاتی و سرمایه داری در جهان غرب را به تصویر کشید و «خواب زمستانی» نیز به شکاف طبقاتی و رابطه قدرت در ترکیه پرداخت.

این نمونه ها تنها بخشی از آثاری هستند که با نگاه انتقادی به جامعه خود ساخته شده اند. همین موضوع پرسشی مهم را مطرح می کند: چرا کاستی های اجتماعی در کشورهای مختلف، در بسیاری از موارد «هنر انتقادی» نامیده می شود، اما در ایران هر نقد اجتماعی ممکن است با عنوان «سیاه نمایی» یا «ارائه تصویر منفی از کشور» مواجه شود؟ ممکن است این تعابیر در برخی موارد مصداق داشته باشند، اما تبدیل کردن هر نقدی به سیاه نمایی، رویکردی رایج در فضای جهانی سینما نیست.

تا چند سال پیش، عنوان سیاه نمایی در سینمای ایران به یک گفتمان سیاسی و سینمایی تبدیل شده بود. حضور هر فیلم ایرانی در جشنواره های خارجی، حاشیه های فرهنگی و سیاسی فراوانی به همراه داشت. اکنون که بازگشت هنرمندان به ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است، تکرار همان روش ها می تواند ثبات حوزه فرهنگ را با دشواری روبرو کند.

تجربه کیارستمی و پرونده برادران لیلا

با وجود ادعاهای مختلف درباره نقش لابی وزارت امور خارجه در موفقیت «طعم گیلاس»، عباس کیارستمی پس از دریافت نخل طلای کن همچنان امکان فیلمسازی داشت. با این حال، آثار بعدی او نتوانستند به شکل گسترده اکران شوند. برخی روایت ها نیز حاکی از آن است که کیارستمی پس از بازگشت از کن، به دلیل فضای فرهنگی وقت، از بخش پشتی فرودگاه مهرآباد خارج شد.

آیا فیلم «مراقب» در ایران قابل نمایش است؟ / چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟ / چرا «لاله مرزبان» همه آنچه باید بگوید را نگفت؟

در سال های اخیر، پرونده «برادران لیلا» نمونه دیگری از برخورد دوگانه با یک اثر سینمایی بود. این فیلم با واکنش قضایی نسبت به سازندگان روبرو شد؛ در حالی که درباره جواد نوروزبیگی، تهیه کننده اثر، از سوی انجمن فیلمسازان مستقل، تشکلی مخالف ایران، نامه ها و بیانیه های متعددی برای بررسی امکان حضور او در جشنواره کن منتشر می شد.

آیا فیلم «مراقب» در ایران قابل نمایش است؟ / چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟ / چرا «لاله مرزبان» همه آنچه باید بگوید را نگفت؟

در آن مقطع، نداشتن پروانه نمایش می توانست بخشی از برخوردها را از نظر قانونی توضیح دهد، اما پس از سال ۱۴۰۱، شرایط اجتماعی و فرهنگی کشور تغییر کرده است و ادامه همان سیاست ها نیازمند بازنگری جدی است.

حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی

پس از سال ۱۴۰۱، ارتباط میان برخی جشنواره های معتبر اروپایی و سینمای رسمی ایران وارد مرحله تازه ای شد. جشنواره برلین در آستانه دوره هفتاد و سوم اعلام کرد نهادها و رسانه هایی که ارتباط مستقیم با دولت ایران دارند، از جمله مجموعه های سینمایی، امکان حضور و فعالیت در جشنواره و بازار فیلم اروپا را نخواهند داشت.

در گزارش های مربوط به این تصمیم، بنیاد سینمایی فارابی از جمله نهادهایی معرفی شد که دیگر امکان برپایی غرفه در بازار فیلم برلین را نداشت. با این حال، برگزار کنندگان جشنواره تاکید کردند که این سیاست به معنای ممنوعیت حضور فیلمسازان ایرانی صرفا به دلیل ملیت آنها نیست.

آیا فیلم «مراقب» در ایران قابل نمایش است؟ / چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟ / چرا «لاله مرزبان» همه آنچه باید بگوید را نگفت؟

در همان دوره، جریان هایی که خود را «سینمای مستقل ایران» معرفی می کردند، بیش از گذشته در برلین دیده شدند. تشکل هایی مانند کانون فیلمسازان مستقل ایران تلاش کردند نمایندگی بخشی از سینمای کشور را بر عهده بگیرند و موضوعاتی مانند سانسور و محدودیت های فیلمسازان داخل ایران را برجسته کنند.

گزارش های منتشر شده از حضور غرفه این جریان در بازار فیلم برلین و تاکید بر شعارهای مرتبط با جنبش «زن، زندگی، آزادی» حکایت داشت.

این رقابت به اسکار نیز رسید. کانون فیلمسازان مستقل ایران در سال ۲۰۲۳ به انتخاب «نگهبان شب» ساخته رضا میرکریمی به عنوان نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۴ اعتراض کرد و خواستار بررسی فیلمی دیگر شد. این تشکل، بنیاد سینمایی فارابی را به انتخاب اثری متهم کرد که نماینده سینمای مستقل ایران نیست. اعتراض مذکور در رسانه های بین المللی نیز بازتاب پیدا کرد.

در ادامه، در کنار محدود شدن حضور نهادهای رسمی ایران در رویدادهای جهانی، جریانی موازی نیز برای معرفی خود به عنوان نماینده سینمای ایران شکل گرفت. کانون فیلمسازان مستقل ایران در جشنواره کن ۲۰۲۳ با برپایی غرفه، نمایش فیلم های کوتاه و برگزاری برنامه هایی درباره سانسور و آزادی بیان، فعالیت خود را ادامه داد.

به این ترتیب، مناقشه درباره اینکه چه نهاد یا جریانی نماینده سینمای ایران در جهان است، در کنار خود فیلم ها به بخشی از فضای جشنواره ای تبدیل شد.

آیا توقف حضور جشنواره ای ایران راه حل بود؟

با توجه به اینکه بسیاری از فیلم های اروپایی، آمریکایی و آسیایی حاضر در جشنواره های غربی به نقد ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشورهای خود می پردازند، این پرسش مطرح است که آیا توقف حضور فیلم های ایرانی در جشنواره های جهانی تصمیمی درست بود؟ این موضوع با توجه به تغییرات سیاسی دولت چهاردهم اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

بررسی رخدادهای سال های اخیر نشان می دهد حتی اگر برخی آثار رویکردی تند و انتقادی داشته باشند، حذف حضور جشنواره ای ایران الزاما راهکاری موفق در حوزه فرهنگ نیست. در بسیاری از کشورهایی که با ایران اختلافات سیاسی دارند نیز هر فیلم انتقادی به حذف کامل سینمای آن کشور منجر نمی شود.

از این منظر، موضوع اصلی می تواند شیوه مدیریت آثار انتقادی باشد، نه حذف کامل حضور رسمی سینمای ایران در رویدادهای بین المللی.

رقابت دو روایت از سینمای ایران

امسال «کمی نور» ساخته علی عسگری و «مراقب» ساخته محسن قرایی با دو مسیر متفاوت در معرض توجه قرار گرفته اند. درباره «مراقب» گفته شده است که فیلم با مجوز رسمی تولید شده است.

قرار گرفتن این دو اثر در کنار هم، بار دیگر دوگانه میان سینمای رسمی و سینمای مستقل یا زیرزمینی ایران را پررنگ کرد؛ وضعیتی که تجربه مناقشه های چند سال اخیر را به یاد می آورد، زمانی که حضور همزمان آثار دارای مجوز و فیلم های خارج از سازوکار رسمی، به موضوع اختلاف تبدیل شد.

آیا فیلم «مراقب» در ایران قابل نمایش است؟ / چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟ / چرا «لاله مرزبان» همه آنچه باید بگوید را نگفت؟

«برادران لیلا» و «عنکبوت مقدس» نمونه های شاخص این وضعیت هستند. «برادران لیلا» در جشنواره کن حضور یافت، اما مسئله مجوز نمایش آن به محور اصلی اختلاف تبدیل شد و در نهایت سعید روستایی و جواد نوروزبیگی با برخورد قضایی مواجه شدند.

پرسش مهم فقط درباره سرنوشت این فیلم ها نیست، بلکه عملکرد مدیریت وقت سینما نیز باید بررسی شود؛ مدیریتی که در کنترل بحران و ایجاد مسیر گفت و گو با سازندگان موفق عمل نکرد.

اگر فیلمسازی در چارچوب رسمی فعالیت کند، اما به دلیل اختلاف درباره محتوای اثر یا نحوه عرضه بین المللی آن با بحران روبرو شود، باید پرسید آیا امکان شکل گیری روندی تعاملی میان سازمان سینمایی و سازندگان وجود نداشت.

تکرار یک الگو از برادران لیلا تا مراقب

در مورد «کمی نور» و «مراقب» نیز دو روایت متفاوت از سینمای ایران در برابر یکدیگر قرار گرفته اند. یک اثر از مسیر رسمی تولید شده و درباره روند تولید و دریافت مجوز اثر دیگر، روایت های متفاوتی مطرح است.

تجربه «برادران لیلا» در سال ۱۴۰۱ نشان داد که موج خبرها و حاشیه های سیاسی می تواند فضای رسانه ای گسترده ای برای یک فیلم ایجاد کند. در همان دوره، «جنگ جهانی سوم» ساخته هومن سیدی نیز تحت تاثیر حواشی مربوط به «برادران لیلا» قرار گرفت.

اکنون این نگرانی وجود دارد که همان الگو درباره «مراقب» تکرار شود و فیلمی که از مسیر رسمی تولید شده، پیش از آنکه امکان دیده شدن و نقد اثر فراهم شود، زیر سایه حاشیه های سیاسی و رسانه ای قرار بگیرد.

لزوم بررسی اصالت ادعاها

محسن قرایی در هفته های اخیر هدف حملات رسانه ای قرار گرفت. یکی از موارد مهم، انتشار تصویری منتسب به صفحه اینستاگرام او بود که درباره اصالت آن تردیدهایی مطرح شده است. گفته شده پست منتسب به کارگردان «مراقب» ساختگی بوده و از سوی جریانی منتشر شده که با حضور رسمی سینمای ایران در جشنواره های خارجی موافق نیست.

صرف نظر از نتیجه بررسی ها، اصل مهم این است که اگر تصویری جعلی یا دستکاری شده در فضای مجازی منتشر شود، باید پیش از هر قضاوتی منشأ، اصالت و مسیر انتشار آن مشخص شود. این موضوع از سوی کارگردان نیز در برخی محافل تکذیب شده و به بررسی بیشتر نیاز دارد.

تجربه سال های اخیر نشان داده محتوای ساختگی یا تغییر یافته با ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی می تواند به سرعت منتشر شود. بنابراین، نسبت دادن یک تصویر به یک فرد بدون احراز اصالت، مبنای مناسبی برای قضاوت حرفه ای نیست.

از سوی دیگر، اگر قرایی قصد بازگشت به ایران نداشت، می توانست در زمان برگزاری جشنواره مواضع تندتری اتخاذ کند و از این مسیر دستاورد بیشتری به دست آورد؛ اما او در این مدت از اظهارنظر سیاسی خودداری کرده است.

همکاری با رضا کریمی و دستیاری مجید مجیدی در فیلم «محمد رسول الله» نیز نشان می دهد مسیر کاری قرایی با برخی چهره هایی که از کشور خارج شده اند، تفاوت دارد.

در کنار این موارد، درباره انتشار تصویری غیرمرتبط با فیلم نیز روایت هایی مطرح شده است. بر اساس برخی شنیده ها، این اقدام با هدف جلب توجه داخل کشور انجام شده است. در نسخه های موجود فیلم، بازیگران زن با حجاب عرفی دیده می شوند، اما در تصویر منتشر شده وضعیت متفاوتی وجود داشت.

اگر تخلفی در این زمینه رخ داده باشد، باید مسئولیت آن متوجه عوامل مربوط باشد. همچنین این احتمال را نمی توان نادیده گرفت که نسخه های متفاوتی از فیلم تولید شده باشد؛ موضوعی که قانون درباره نحوه رسیدگی به آن تعیین تکلیف کرده است.

همزمان، یک روزنامه و یک کانال تلگرامی وابسته به یک مجموعه فرهنگی، با طرح برداشت های امنیتی و انتشار مطالب متعدد، تلاش کردند کارگردان «مراقب» را به اتخاذ مواضع سیاسی تند سوق دهند. بررسی این ادعاها درباره منابع حمایتی و سازمان دهندگان احتمالی این روند، نیازمند مستندات روشن و رسیدگی دقیق است.

پرسش اساسی این است که چه کسانی از ایجاد حاشیه برای یک فیلم رسمی ایرانی در عرصه جهانی سود می برند و آیا چنین حاشیه هایی می تواند سرنوشت «مراقب» را به پرونده هایی مانند «برادران لیلا» نزدیک کند.

موضوع اصلی، دفاع بی قید و شرط از فیلمساز یا نادیده گرفتن تخلف احتمالی نیست. مسئله این است که آیا باید اجازه داد اختلاف های رسانه ای و سیاسی، پیش از دیده شدن یک فیلم در جشنواره و نقد شدن آن، سرنوشت اثر را تعیین کنند.

تجربه «برادران لیلا» نشان داد تبدیل اختلاف فرهنگی به تقابل سیاسی، امنیت فرهنگی سینما را تامین نمی کند و می تواند برای فیلمساز و سینمای ایران هزینه ایجاد کند. در نتیجه، تقویت گفت و گو و سازوکارهای تعاملی در برخورد با آثاری که از مسیرهای مختلف به جشنواره های جهانی می رسند، اهمیت بیشتری از واکنش های صرفا تقابلی دارد.

آیا مراقب فیلمی کاملا تیره است؟

بسیاری از آثار حاضر در جشنواره های معتبر جهان، نگاهی تلخ و انتقادی به جامعه خود دارند. با این حال، ساخت آثار مشابه در ایران معمولا با حاشیه های بیشتری روبرو می شود. باید میان تلخی اجتماعی یک اثر و تولید فیلم با هدف سیاسی تفاوت قائل شد.

داستان «مراقب» در خانه ای قدیمی در حاشیه تهران رخ می دهد؛ خانه ای که قرار است چند روز بعد، به دلیل اجرای یک پروژه عمرانی و احداث مسیر جدید تخریب شود. رشید، پدر خانواده و مامور زندان، همراه همسرش زینت و دو دخترشان در این خانه زندگی می کنند و باید آن را ترک کنند.

نزدیک شدن بولدوزرها، علاوه بر تهدید خانه، به شمارش معکوس فروپاشی خانواده تبدیل می شود. رشید در محیط کار مردی ساده و تا حدی مهربان است. او با زندانیان رفتاری خشن ندارد، به حرف های آنها گوش می دهد و گاهی سهم غذایشان را افزایش می دهد.

اما در خانه، وجه دیگری از شخصیت او آشکار می شود. رشید جایگاه خود به عنوان مرد خانه و صاحب اختیار خانواده را بخشی از هویت خود می داند.

انسی، دختر بزرگ خانواده، تصمیم دارد برای دنبال کردن رویای فعالیت در عرصه مدلینگ به ترکیه برود. او با یک موسسه مدلینگ در استانبول ارتباط دارد و مادر و خواهرش نیز از تصمیم او حمایت می کنند، اما رشید از این موضوع بی خبر است.

رشید، تصمیم انسی را تنها یک انتخاب شخصی نمی داند و آن را نوعی شورش علیه اقتدار پدر تلقی می کند. از سوی دیگر، او شغل خود را از دست داده و خانواده برای تامین هزینه های زندگی و پیدا کردن خانه جدید با مشکلات جدی روبرو است.

او ابتدا می کوشد انسی را از رفتن منصرف کند، اما پس از شکست این تلاش، دخترش را در اتاق حبس می کند و از او می خواهد گذرنامه اش را تحویل دهد. انسی مقاومت می کند، زیرا می داند تحویل گذرنامه می تواند راه خروج او از خانه و کشور را ببندد.

پس از قفل شدن درها و در اختیار گرفتن کلیدها، زینت و دختر کوچک خانواده نیز در خانه محدود می شوند. زنان خانواده با گفت و گو، فریب یا تحریک عاطفه پدرانه رشید تلاش می کنند او را آرام کنند، اما وعده های او معمولا عملی نمی شود.

در ادامه، بیماری انسی و ابتلای او به سرطان سینه، بحران های داستان را افزایش می دهد. رشید تصور می کند با کنترل بیشتر می تواند خانواده را حفظ کند، اما همین رفتار، فاصله اعضای خانواده با او را بیشتر می کند. او اقدامات خود را با مفاهیمی مانند حفاظت از خانواده، حفظ آبرو و علاقه پدرانه توجیه می کند، اما نتیجه ای که می خواهد به دست نمی آورد.

آیا فیلم «مراقب» در ایران قابل نمایش است؟ / چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟ / چرا «لاله مرزبان» همه آنچه باید بگوید را نگفت؟

آیا جایگاه پدر در فیلم حفظ شده است؟

در تحلیل «مراقب» باید نگرانی های بخشی از جامعه درباره جایگاه پدر در آثار سینمایی و شبکه نمایش خانگی نیز مورد توجه قرار گیرد. فیلم های مختلفی ساخته شده اند که در آنها مقام پدر تضعیف یا تحقیر می شود، اما در «مراقب»، فرزندان، به ویژه انسی و جانان، جایگاه پدر را تحقیر نمی کنند.

حتی در بخشی از داستان، جانان در برابر همکلاسی های خود از مقام پدرش دفاع می کند. بنابراین، با وجود تلخی موضوع، فیلم تلاش نمی کند شخصیت پدر را به شکل مستقیم بی اعتبار کند.

یکی دیگر از حساسیت ها به تفسیرهای نمادین و سیاسی از داستان باز می گردد. رسانه های فارسی زبان مخالف ایران، در مواردی روایت های اجتماعی فیلم ها را به صورت سیاسی تفسیر می کنند. نمونه این مسئله در مورد «برادران لیلا» نیز رخ داد و برخی تفسیرها درباره یک صحنه، مسیر اکران داخلی فیلم را دشوارتر کرد.

اگر چنین تفسیرهایی درباره «مراقب» نیز گسترش پیدا کند، شرایط اکران فیلم پیچیده تر خواهد شد. در حالی که اثر، در اصل یک فیلم اجتماعی است و اختلاف خانوادگی را با لحنی کنترل شده روایت می کند.

فارغ از محتوای فیلم، اکران خارجی بدون پروانه نمایش موضوعی قانونی است که باید در مراجع ذی صلاح بررسی شود و درباره آن مطابق مقررات تصمیم گیری شود.

از نظر محتوایی، نهادهای ناظر با دو مسیر روبرو هستند. اگر برخوردی مشابه پرونده «برادران لیلا» تکرار شود، ممکن است قرایی به ایران بازنگردد و فیلم به دست جریانی خارج از کشور بیفتد. در چنین شرایطی، احتمال واگذاری اثر به یک شبکه اروپایی و توزیع غیرقانونی آن در ایران وجود خواهد داشت؛ اتفاقی که درباره آثاری مانند «برادران لیلا»، «تفریق» و «اورکا» نمونه هایی از آن دیده شده است.

گلایه ها از سخنان لاله مرزبان

لاله مرزبان در جشنواره ونیز جایزه بهترین بازیگر زن بخش افق ها را دریافت کرد و در سخنرانی خود گفت: «می خواهم از مردم سرزمینم، ایران، یاد کنم؛ مردمی که تحت شدیدترین فشارها قرار دارند. این جایزه را به زنان کشورم تقدیم می کنم؛ زنانی که برای کوچک ترین میزان آزادی، هزینه های سنگینی پرداخته اند. آنها همچنان رویاها، شجاعت و امید خود را دنبال می کنند و باور دارم روزی رویای ما برای مردممان محقق خواهد شد.»

این سخنان که با هدف تقدیم جایزه به زنان ایرانی بیان شد، خیلی زود با واکنش های انتقادی در فضای مجازی روبرو شد. بخش مهمی از اعتراض ها متوجه اصل تقدیر از زنان نبود، بلکه به زاویه نگاه سخنرانی درباره رنج مردم ایران مربوط می شد.

برخی کاربران پرسیدند چرا در این روایت، دشواری های جامعه ایران تنها از زاویه تجربه زنان بیان شده است. آیا رنج سال های اخیر فقط به یک بخش از جامعه اختصاص دارد؟

آیا فیلم «مراقب» در ایران قابل نمایش است؟ / چه کسانی از حذف سینمای رسمی ایران از جشنواره های جهانی سود می برند؟ / چرا «لاله مرزبان» همه آنچه باید بگوید را نگفت؟ لاله مرزبان در نمایی از فیلم مراقب

ایران در سال گذشته دوره ای دشوار را پشت سر گذاشت و در جریان دو جنگ نامتقارن، شمار قابل توجهی از غیرنظامیان جان خود را از دست دادند. خانواده های بسیاری داغدار شدند و کودکان، زنان، مردان و سالمندان در میان قربانیان بودند. بخش هایی از جامعه نیز با اضطراب، ناامنی و سوگ عمومی روبرو شدند.

در چنین وضعیتی، بخشی از افکار عمومی انتظار دارد وقتی یک چهره ایرانی در تریبونی جهانی از مردم ایران سخن می گوید، روایتش تا حد امکان فراگیر باشد و همه قربانیان و رنج دیدگان را در بر بگیرد.

تقدیم جایزه به زنان ایرانی به خودی خود ایرادی ندارد و می تواند احترام به نیمی از جامعه باشد که سهم مهمی در تحمل دشواری های اجتماعی و تاریخی کشور داشته اند. مسئله زمانی شکل می گیرد که یک روایت خاص به عنوان تصویر کامل جامعه ایران معرفی شود؛ روایتی که شاید برای گروهی پذیرفتنی باشد، اما تجربه همه ایرانیان را بازنمایی نمی کند.

جشنواره ونیز به عنوان یک تریبون بین المللی، فرصتی برای معرفی سینما و فرهنگ کشورهاست. به همین دلیل، سخنان چهره های ایرانی در چنین صحنه ای بازتاب گسترده دارد و انتظار می رود با توجه بیشتری به تنوع تجربه مردم ایران، به ویژه در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر، بیان شود.

بنابراین، مسئله اصلی مخالفت با تقدیر از زنان نیست؛ بلکه نوع تصویری است که از ایران و مردم آن ارائه می شود. اگر این تصویر قرار است نماینده یک ملت باشد، نباید بخش بزرگی از جامعه و رنج های مشترک مردم را نادیده بگیرد.

توضیحات تکمیلی درباره مترادف ها و نمونه های جهانی

ژولیت بینوش در سال ۲۰۱۹ ریاست هیات داوران بخش اصلی رقابتی جشنواره برلین را بر عهده داشت؛ همان دوره ای که «مترادف ها» ساخته نداف لاپید خرس طلایی بهترین فیلم جشنواره را دریافت کرد. در مراسم اهدای جایزه نیز بینوش خرس طلایی را به لاپید تحویل داد.

«مترادف ها» در شصت و نهمین دوره جشنواره برلین در فوریه ۲۰۱۹ نمایش داده شد و به نخستین فیلم اسرائیلی برنده خرس طلایی تبدیل شد. البته این اثر از نظر تولید، محصول مشترک فرانسه، اسرائیل و آلمان است.

فیلم، داستان یوآو با بازی تام مرسیه را روایت می کند؛ جوانی اسرائیلی که پس از پایان خدمت نظامی به فرانسه می رود و می خواهد گذشته و هویت اسرائیلی خود را کنار بگذارد. او حتی تلاش می کند زبان عبری را از زندگی روزمره خود حذف کند و زبان فرانسوی را بیاموزد.

گذشته یوآو در ارتش اسرائیل، بحران هویت او را سیاسی تر می کند. فیلم از مسیر همین تجربه نظامی، تصویری انتقادی از بخشی از فرهنگ سیاسی و اجتماعی اسرائیل ارائه می دهد.

یوآو در یکی از بخش های مهم فیلم، اسرائیل را با صفاتی بسیار تند توصیف می کند. این صحنه در رسانه های اسرائیلی نیز از عوامل اصلی شکل گیری بحث درباره نگاه ضد اسرائیلی اثر دانسته شد. روزنامه وای نت نوشت واکنش ها به دریافت خرس طلایی، از تبریک های گرم تا انتقاد از جایزه ای که تایید کننده نقد فیلم علیه اسرائیل تلقی می شد، متفاوت بود.

«پارازیت» ساخته بونگ جون هو، یکی از روشن ترین نمونه های سینمای انتقادی کره جنوبی است که در سال ۲۰۱۹ نخل طلای کن را دریافت کرد. فیلم، شکاف عمیق میان خانواده ای فقیر و خانواده ای ثروتمند را به تصویر می کشد و نشان می دهد اختلاف اقتصادی چگونه به خشونت و فروپاشی روابط انسانی منجر می شود.

«دزدان فروشگاه» ساخته هیروکازو کوره ادا نیز در سال ۲۰۱۸ نخل طلای کن را به دست آورد. این فیلم درباره خانواده ای است که اعضای آن در حاشیه اقتصادی جامعه زندگی می کنند و برای تامین مخارج خود به دزدی از فروشگاه ها روی می آورند.

«مربع» ساخته روبن اوستلوند، برنده نخل طلای کن در سال ۲۰۱۷، زندگی مدیر یک موزه هنر معاصر در سوئد را روایت می کند و در لایه های زیرین، جامعه مرفهی را به چالش می کشد که شعارهای اخلاقی آن با واقعیت زندگی اجتماعی فاصله دارد.

«خواب زمستانی» ساخته نوری بیلگه جیلان نیز در سال ۲۰۱۴ نخل طلای کن را دریافت کرد. این فیلم مناسبات میان یک مالک ثروتمند، خانواده او و افراد کم برخوردار جامعه را بررسی می کند و به موضوعاتی مانند فاصله طبقاتی، قدرت، فقر و احساس برتری طبقه ثروتمند می پردازد.

در سال ۲۰۲۰، «سرزمین آواره ها» ساخته کلویی ژائو شیر طلایی جشنواره ونیز را گرفت. فیلم زندگی آمریکایی هایی را روایت می کند که پس از بحران اقتصادی و از دست دادن شغل و مسکن، به زندگی سیار و موقت روی آورده اند. در این اثر نیز آمریکا نه به عنوان سرزمین رفاه دائمی، بلکه از زاویه افرادی دیده می شود که از ساختار اقتصادی کنار گذاشته شده اند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1249587
  • فیلم / محمد رضا گلزار: هر کسی را به خانه ات راه نده / دلیل نصیحت گلزار چیست؟