وقتی پوستر باعث تقسیم جغرافیای شهر می شود
رکنا: آیین رونمایی از نمایشگاه عکس و پوستر برندگان سینمای ایران با نمایش ۳۰ اثر از آثار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، روز گذشته ۲۱شهریور ماه در سالن« فردوس» موزه سینمای ایران برگزار شد.
به گزارش رکنا به نقل از روابط عمومی موزه سینمای ایران، آیین رونمایی از نمایشگاه عکس و پوستر برندگان سینمای ایران با نمایش ۳۰ اثر از آثار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، شنبه، ۲۱ شهریور ماه مصادف با روز سینما، با حضور سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز و ابراهیم حقیقی مدیر هنری و طراح گرافیک در سالن «فردوس»موزه سینمای ایران برگزار شد و وحید رونقی اجرای این برنامه را بر عهده داشت.
آیین رونمایی با قرائت آیاتی چند از قرآن کریم و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد.
وحید رونقی ضمن عرض خیر مقدم به حضار گفت: «هوالمصور»، عبارت زیبایی است که در تیتراژ آغازین برخی فیلمها به چشم میخورد و هر کسی با یک نام نیک، فیلمش را آغاز میکند که یادی از خدا باشد. امروز در این مراسم که در خدمت شما هستیم، یاد میکنیم از کسانی که در به تصویر کشیدن قصهها و تصاویر وجوه مختلف زندگی ما در این سینما نقش داشتند، به شکلی از آنها تقدیر کنیم و گرامی بداریم. خانمها و آقایان، روز ملی سینما بر شما مبارک.
هیچ کس شاید فکرش را نمیکرد که سینما در یک قرن و نیماخیر بتواند زندگی بشر را تحتتأثیر قرار بدهد و جریانساز و محمل گفتوگو باشد. علاوه بر اینکه بتواند اینقدر تصاویر زیبا برای ما بسازد و این روز را من به اهالی سینما و رسانه تبریک عرض میکنم.
او افزود: نمایشگاهی که دیدیم، خاطرات فراوانی را زنده کرد و حس خوبی دیدن پوسترها و عکسها از فیلمهای مختلف سینمایی که بسیاری از آنها به خاطرهها پیوستند اما ناگهان، با یک عکس و یک پوستر، ما را از سال ۱۴۰۵ برمیدارند و به سالی میبرند که آن آثار اکران شده بودند.
آن سالهایی که شاید سینما شبیه به سینمای امروزی نبود و فیلمها در سالنهای قدیمی اما دلپذیر و خاطرهانگیز به نمایش درمیآمدند. امروز از کتابی رونمایی خواهیم کرد که خاطرات شیرین ما از سینما را در بر میگیرد و شامل سالهای دور تا سال ۱۴۰۴ است که آخرین دوره جشنواره فیلم فجر برگزار شد.
![]()
در بخش بعد، کلیپی شامل تمام آثار گردآوری شده در کتاب نمایشگاه عکس و پوستر برندگان سینمای ایران با نمایش ۳۰ اثر از آثار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشته شد سپس وحید رونقی از سیفالله صمدیان، عکاس، فیلمساز و گردآورنده اثر دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرد.
سیفالله صمدیان در سخنان ابتدایی، درباره جرقه گردآوری آثار برگزیدگان بخش عکس و پوستر جشنواره فیلم فجر گفت: دو سال پیش و در هنگام برگزاری چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به منوچهر شاهسواری گفتم که حیف نیست برندگان بخش عکس و پوستر سینمای ایران که هر سال در کاتالوگ چاپ میشود یا نمیشود را در یک مجموعه گردآوری نکردهاید؟ پاسخ داد که اگر همت این کار را داری که انجام بدهید، ما هم مشتاق هستیم. ما هم که عاشق کار و قبول کردیم.
از دو سال قبل و با کمک مدیر روابطعمومی جشنواره فیلم فجر، مسعود نجفی و دیگر همکاران در موزه سینمای ایران، و همچنین، عکاسانی که با آنها امکان ارتباط داشتیم، تماس میگرفتیم و از آنها عکس درخواست میکردیم برمبنای کاتالوگ هایی که از روابطعمومی فجر گرفتیم و بعد هم باز از ویکیپدیا چک کردیم. خلاصه، با چه مصیبتهایی روبرو شدیم.
او درباره نبودن فهرست جامعی از برندگان بخش اقلام تبلیغاتی جشنواره فیلم فجر متذکر شد: این دوره هم به همت فاطمه محمدی مدیر موزه سینمای ایران و حس مثبتی که نسبت به این رونمایی در روز ملی سینما وجود داشت، کتاب در دو، سه هفته گذشته به شکل فشرده و با دقت جمعبندی شد و به مرحلهای رسید که فکر کردیم در سالن فردوس، ۳۱ قاب از آثار برتر سینمای ایران را به نمایش بگذاریم که شامل ۱۶ عکس و ۱۵ طرح پوستر است.
![]()
آثار به شکلی انتخاب شدهاند که فقط برندگان سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر در بخش عکاسی را در بر میگیرد و اگر کسی چند بار موفق به دریافت سیمرغ شده است، حتما یک اثر از او در اینجا حضور دارد. ۳ نفر در فهرستی که ما درآوردیم، جا افتاده بودند چون جایی ثبت نشده بود. مثلا اگر دنبال فهرست برندگان در موزه بودیم، آنها نداشتند یا خود فجر هم به همین صورت است. آثار میترا محاسنی، امید صالحی و محمدمهدی دلخواسته هم قرار است به این کتاب اضافه شود. لازم به ذکر است که این کتاب همچنان در مرحله چاپ دیجیتال است و چند عنوان از کتاب به عنوان نمونه اینجاست.
از همت نغمه مقصودلو هم تشکر میکنم که توانست کلیپی تجمیعی از آثار مندرج در کتاب تهیه کند و در اینجا به نمایش دربیاید و تماشای آن، حس لذتبخشی داشت.
![]()
با پایان سخنان صمدیان، ابراهیم حقیقی به عنوان دومین و آخرین سخنران پشت تریبون رفت.
ابراهیم حقیقی در بخش اول صحبتها، راجع به نحوه همکاری خودش با بنیاد سینمایی فارابی در ایام جوانی عنوان کرد: میخواهم از بخشی از خاطرات شخصی خودم بگویم که جایی نوشته نشده است. زمانی که محمد انوار و سیدمحمد بهشتی در تلویزیون بودند و همزمان با ساخت سریال «سربداران» محمدعلی نجفی بود که از آغازش، من به همراه واروژ کریم مسیحی در کنار او برای طراحی صحنه بودیم. میگذرد تا اینکه بنیاد سینمایی فارابی در سال ۱۳۶۲ تاسیس میشود و سیدمحمد بهشتی از من برای طراحی آرم بنیاد دعوت میکند. این همکاری و تداومش از آن نشان فارابی آغاز شد که در حقیقت، باعث متصل شدن من به بدنه سینمای ایران میشود.
او درباره نحوه ورود زبان انگلیسی به فرآیند طراحی پوستر سینمایی در ایران گفت: بعد چند سال که تصمیم گرفته میشود فیلمهای شاخص ایرانی به جشنوارههای خارجی برود، ایرج تقیپور و علیرضا شجاع نوری مسئول انجام آن میشوند. تعداد زیادی از پوسترها در آن سالها دارای نوشته انگلیسی میشوند و برای اولین بار، علاوه بر زبان فارسی، پوستر انگلیسی هم برای آثار طراحی میشود. پوسترهای شاخصتر و با کلاس اروپایی.
او روند هنری شدن طراحی پوستر در سینمای ایران را اینگونه تشریح کرد: همچنان پوسترهای سر در سینما، مهمترین و نخستین وجهه تبلیغاتی سینما بود که به آنها پوسترهای تک لیستی میگفتند. همه فیلمها دارای پوستر تک لیستی که همان ابعاد ۱۰۰ در ۷۰ است، نبودند. طراحان نخبه ای داشتیم مثل آقای هدایت، باطنی و عزیزانی دیگر که پوسترهای سر در سینما را میکشیدند و شیوه رایجی بود.
![]()
اگر الان در موزه سینما قدم بزنید یا تاریخچه طراحی پوستر سینمای ایران را مرور کنید، نمونههای فراوانی از آن را مشاهده خواهید کرد که به جز جنس خود فیلم که پر از مشت و لگد، کافه، کاباره و رقص و همهچیز است، آن پوسترها هم همین حال و هوا را داشتند و ملغمه رنگینی از اینها بودند. عوض کردن این سلیقه بسیار سخت بود و تهیهکنندگان هم رضایت نمیدادند که چنین اتفاقی بیافتد. با هزینه بنیاد سینمایی فارابی تصمیم گرفته شد که فیلمها، دارای دو پوستر شوند که یک پوستر را هنرمندان لالهزار یا پاساژ پلاسکو میکشیدند و دیگری هم که به آن پوستر هنری یا روشنفکرانه میگفتند.
مرتضی ممیز، قباد شیوا، آیدین آغداشلو، فرشید مثقالی و من، مامور شده بودیم تا این پوسترهای روشنفکرانه را طراحی کنیم. این کار باعث رایج شدن یک متلک شده بود که ما برای خیابان انقلاب به بالا پوستر میزنیم و بقیه همبرای خیابان انقلاب به پایین پوستر میزنند. اینگونه شد که پوستر باعث تقسیم جغرافیای شهر شده بود. کاش، سیفالله صمدیان به این پوسترهایی که ما برای جشنوارهها طراحی کردیم هم نگاهی بیاندازد. همچنین، ما بروشورهای تک لت یا دو لت هم طراحی میکردیم که اطلاعات آثار را به جشنوارهها بدهیم و امیدوارم موزه سینما، این نوع پوسترها را هم در اختیار داشته باشد. آنها هم بلا استثنا دارای گرافیک کار شده درخشانی روی جلد هستند. از منظر گرافیکی میگویم که آن بروشورها هم علاوه بر پوسترها، برای ارجاع دادن گرافیک نوین درخشان سینمای ایران قابل استناد هستند. این پوسترها و بروشورها قابلیت رقابت با پوسترها و تراکت های آثار دیگر کشورهای جهان را داشتند و بسیار شاخص و معروف شده بودند.
![]()
این مدیر هنری راجع به تجربه طراحی پوستر «هامون» ساخته داریوش مهرجویی اظهار داشت: یک روز هارون یشایایی که عمرشان دراز باد به همراه داریوش مهرجویی سراغم آمدند تا برای «هامون» پوستری طراحی کنم و از آنها خواستم که فیلم را تماشا کنم. باید اضافه کنم که هیچ پوستر فیلمی نیست که بدون دیدن فیلمش، آن را طراحی کرده باشم. غیرممکن است و باید حال و هوای اثر دستم بیاید. حتی شده است روی میز موویلا و در اتاق تدوین بدون اینکه میکس نهایی شده یا حتی باند صدا داشته باشد. حال و هوا که دستم میآمد، شروع به طراحی پوستر میکردم. «هامون» را که دیدم، بسیار تجربه لذتبخشی بود با اینکه موسیقی آن کامل نبود و باند صدا هم نداشت. پوستری که طراحی کردم، همان تصویر از هم پاشیده حمید هامون است که همه آن را میشناسند و دیدهاند. هفته بعد از پخشیران زنگ زدند و گفتند پوستر مورد پسند واقع نشد.
حساس شدم که چه پوستری برای این فیلم قرار است سر در سینماها نقش ببندد؟ آن فیلم، پوستر ندارد و تصور میکنم تنها فیلم ایرانی یا تنها فیلم داریوش مهرجویی است که پوستری ندارد. روی سر در سینماها، بنرهای ۳۵ در ۵۰ های افقی زده شده بود که یکی از آنها معروف شد و مربوط به پرترهای از خسرو شکیبایی است در شبی که میخواهد در تاریکی به آن پنجره تیر شلیک کند و فقط زیر آن اسم «هامون» و بقیه اطلاعات نوشته شده است.
او افزود: زمانی که بنیاد سینمایی فارابی به من اطلاع داد که این فیلم در جشنواره پذیرفته شده، من همان نوشتار فارسی پوستر قبلی را به زبان انگلیسی تغییر دادم و همان به جشنواره ارسال شد. همان نسخه خارجی پوستر مورد پسند واقع و برای من، تجربه جالبی شد.
![]()
وقتی عوامل فیلم از جشنواره برگشتند، به من گفتند که پوستر «هامون» برنده جایزه شده است. آنروزها خبر مثل امروز به راحتی دهان به دهان نمیگشت. در ادامه، «هامون» فراگیر شد، طرفداران و عاشقان فراوانی پیدا کرد و «هامون بازها» به وجود آمد به طوری که در اطرافیان، نام فرزندشان را هامون گذاشتند. بسیاری از کودکانی که نامشان هامون بود، این روزها تبدیل به مردان برومندی شدهاند.
او سخنان خودش را با صحبت راجع به نحوه شکلگیری جلد اول کتاب «پوسترهای سینمای ایران» بدینگونه پایان برد: جا دارد یادی کنم از مسعود محرابی مدیر مجله فیلم و محمودرضا بهمن پور مدیر نشر نظر که هر دو در گردآوری کتاب «پوسترهای سینمای ایران» نقش بیبدیلی ایفا کردند. قرار بود با همراهی محرابی، جلد دوم این کتاب منتشر شود که تا آن سالی که مسعود زنده و محمودرضا هم بود، کتاب گردآوری شد به صورتی که مقدمهای هم برای آن نوشتم.
متاسفانه، بعد از فوت مسعود محرابی و تغییرات مجله فیلم، روند چاپ کتاب دیگر پیگیری نشد اما محمودرضا ادامه داد و تمام آثار را تا سال ۱۴۰۲ جمعآوری کرد و یک کتاب جامع و کاملی است از پوسترهایی که مسعود محرابی و محمودرضا بهمن پور هر کدام به نحوی توانستند آنها را جمعآوری کنند. بینظیر است اما متاسفانه، با بیمار شدن محمودرضا بهمن پور هم باز این کتاب به سرانجام نرسید. امیدوارم یک روز، کسی که دلش برای پوسترهای سینما میسوزد، اقدامی برای چاپ این کتاب کند. موضوع، سرمایه است و چاپ آن، هزینه هنگفتی دارد.
در انتهای نشست «مروری بر تاریخ عکس و پوستر در سینمای ایران»، رونقی از فاطمه محمدی مدیر موزه سینمای ایران و سیفالله صمدیان، عکاس و فیلمساز دعوت کرد تا در کنار ابراهیم حقیقی، مدیر هنری و طراح گرافیک از کتاب نمایشگاه عکس و پوستر برندگان سینمای ایران با نمایش ۳۰ اثر از آثار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر رونمایی کنند.
-
فیلم حمله آمریکا به کشتی ایرانی در آبهای قشم / آمار شهدا و مجروحان
ارسال نظر