چند ماه زندگی ما آشفته و از هم پاشیده بود. سعید یکی از دوستان شوهرم دست او را گرفت‌. در‌حالی‌که می‌خواست کار آبرومندانه‌ای برایش پیدا کند، چند‌بار هم به ما کمک کرد‌. او از طریق تلگرام Telegram با من در تماس بود و حال شوهرم را می‌پرسید. همین که فکر می‌کردم تنها نیستم، به من آرامش می‌داد. پیام‌هایش توصیه و تذکر بود که شوهرم را همراهی کنم، حتی قرار شد برای من هم کار مناسبی پیدا کند. اما حال و هوای این پیام‌ها با سلام و احوالپرسی‌های روزانه در کمتر از چند روز حالت عاطفی به خود گرفت. چیزی که اصلا فکرش را نمی‌کردم اتفاق افتاد. درد‌دل‌کردن‌های ما شروع شد‌. بعد هم شعرهای عاشقانه و‌...

پایان خبر / رکنا / کدخبر 360846
  • سقوط مرگبار هواپیمای گردشگری در پرو؛ 13 سرنشین جان باختند

اخبار تاپ حوادث