ادعاهای عجیب اصغر که زینت را در بقالی فجیع  کشت

اگرچه همسرم پس از مرگ دختر 6ماهه ام دچار افسردگی شدیدی شده بود و مدام با یکدیگر مشاجره می کردیم، اما درگیری های شدید و کشمکش های خانوادگی مان از زمانی شدت گرفت که پسر 23ساله ام به طرز مشکوکی ناپدید شد و تلاش های ما برای یافتن او به نتیجه نرسید تا این که بر اثر همین درگیری ها ناگهان درحالت عصبانیت همسرم را به طرز وحشتناکی کشتم و ...

مرد 51ساله به نام اصغر که تنها 12ساعت پس از ارتکاب یک جنایت Crime دستگیر شده بود درحالی که وانمود می کرد تحت تاثیر توهمات ناشی از مصرف مواد مخدر Drugs قرار گرفته است به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت و به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در خانواده ای پرجمعیت به دنیا آمدم و به خاطر این که پدرم از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود هیچ گاه به مدرسه نرفتم. تا 17سالگی در روستای محل تولدم زندگی کردم تا این که با خواستگاری از زینت زندگی تازه ای را آغاز کردم او زن سازگاری بود و با همه کمبودها در زندگی ساخت تا این که صاحب 4 فرزند شدیم.

به زندگی روستایی خود ادامه می دادیم که من کم کم به سوی موادمخدر کشیده شدم و دیگر بیشتر شب ها را با برخی از دوستانم با مصرف موادمخدر سپری می کردم زمانی به خود آمدم که دیگر به یک معتاد Addicted حرفه ای تبدیل شده بودم و استعمال موادمخدر سنتی برایم لذتی نداشت این گونه بود که به مواد مخدر صنعتی آلوده شدم و دیگر به اطرافم توجهی نداشتم وقتی برای لحظه ای چشمانم را گشودم دیدم پسر جوانم نیز در کنار من موادمخدر مصرف می کند افراط او در مصرف به جایی رسید که دیگر حتی خودش را هم نمی شناخت ما هم او را رها کرده بودیم تا این که دیگر به خانه بازنگشت و جست وجوهای ما هم بی فایده بود اکنون 4سال از آن ماجرا می گذرد همسرم معتقد بود که من فرزندم را کشته ام او حتی یک بار به همین خاطر از من شکایت کرد و همین موضوع، دیگر به ماجرای اصلی اختلافات زندگی ما پس از مرگ دختر 6 ماهه ام تبدیل شده بود.

از حدود 2سال قبل بیکار شده بودم و همسرم با مغازه خواربار فروشی که در زیر ساختمان 2 طبقه منزل روستایی تاسیس کرده بود مخارج زندگی را تامین می کرد این درحالی بود که از یک سال و نیم قبل ما مدام با یکدیگر قهر بودیم و تنها گاهی آن هم به مدت چند روز با دخالت بزرگ ترها کنار هم زندگی می کردیم تا این که چند روز قبل فرزندانم قصد رفتن به یک مهمانی Party را داشتند و من هم به خاطر مصرف زیاد موادمخدر صنعتی حالت طبیعی نداشتم که وارد مغازه همسرم شدم آن جا بودکه دوباره درگیری های همیشگی ما شروع شدو این بار من در حالت عصبانیت با لوله ای که سر آن آهن تیزی نصب شده بود ضربه ای به سر همسرم زدم و سپس آن را در شکمش فرو کردم. حالا وقتی به گذشته می اندیشم می بینم که مواد مخدر صنعتی همه زندگی ام را به تباهی کشید و ...

پایان خبر / رکنا / کدخبر 365693
  • فنسرهای ایرانی قلب شبکه عملیاتی آمریکا را شکافتند/ آرش ایرانی که بار دیگر جانش را در تیر گذاشت + فیلم

اخبار تاپ حوادث