اختصاصی رکنا:
«وقتی دیدم مادرم با مرد غریبهای خلوت کرده او را به قتل رساندم»
حوادث رکنا: مرد ۴۵ ساله مادرش را در خانهای در شرق تهران به قتل رسانده و سپس جسد او را به آتش کشید.
به گزارش رکنا، چندی قبل، تماس کوتاه آرش با خواهرش مریم، راز مرگ مادرشان را فاش کرد. آرش پس از قتل با خواهرش تماس گرفت و گفت: «دیگر تمام شد. مادرمان دیگر نمیتواند اذیتمان کند. همه کابوسهایمان تمام شد، مریم.» پس از قطع تماس و خاموش شدن تلفن آرش، مریم که بهشدت نگران شده بود راهی خانه مادرش در پردیس شد. در مقابل ساختمان، جمعیت زیادی حضور داشتند و همسایهها پس از استشمام بوی سوختگی و مشاهده دود، آتشنشانی را خبر کرده بودند. مأموران هنگام اطفای حریق با جسد فرشپیچشده پروین، مادر آرش و مریم، روبهرو شدند.
تحقیقات جنایی در حالی آغاز شد که تماس آرش با خواهرش او را به مظنون اصلی پرونده تبدیل کرده بود. آرش در تحقیقات اولیه به قتل مادرش اعتراف کرد و مدعی شد ابتدا او را خفه کرده و سپس جسد را داخل فرش پیچیده و با مواد آغشته به بنزین به آتش کشیده است. جسد برای تعیین علت فوت به پزشکی قانونی منتقل شد و در بررسیها فشار بر عناصر حیاتی گردن تأیید شد و علت نهایی فوت، سوختگی اعلام شد.
گفتوگو با متهم به قتل
سوال: از کودکی چه خاطرهای از مادرتان دارید که هنوز در ذهنتان مانده است؟
آرش: وقتی پنج ساله بودم، پدرم به خاطر شغلش زیاد به سفر میرفت. یکی از همان روزها که پدرم در سفر بود، متوجه شدم مادرم مرد غریبهای را به خانه آورده است. آنها با هم خلوت کرده بودند و مادرم فکر میکرد من خواب هستم، اما من همه چیز را دیدم. از همان زمان کینه عجیبی نسبت به مادرم پیدا کردم.
سوال: بعد از آن ماجرا چه اتفاقی افتاد؟
آرش: مدتی بعد پدرم به تهران برگشت و متوجه ارتباط مادرم با آن مرد شد و او را طلاق داد. حدود دو سال بعد، مادرم با پدر مریم ازدواج کرد. به همین دلیل من و خواهر و برادر تنی ندارم.
سوال: میگویید مادرتان بعد از طلاق چه شرایطی داشت؟
آرش: مادرم زندگی تازهای تشکیل داده بود اما از نظر من همچنان رفتارهای نامناسبش ادامه داشت. من و خواهر و برادرم از رفتارهای او رنج میکشیدیم و این موضوع برایمان تبدیل به یک مشکل همیشگی شده بود.
سوال: روز حادثه چه شد که دوباره به خانه مادرتان رفتید؟
آرش: آن روز به خانه مادرم رفته بودم و چند ساعت آنجا بودم. بعد از خانه بیرون آمدم اما کمی که از آنجا دور شدم متوجه شدم گوشی تلفن همراهم را جا گذاشتهام. مجبور شدم برگردم تا گوشیام را بردارم.
سوال: وقتی به خانه برگشتید چه دیدید؟
آرش: وقتی وارد خانه شدم، دیدم مادرم با یک مرد غریبه خلوت کرده است. همان لحظه تمام رنجها و اتفاقاتی که از دوران کودکی در ذهنم مانده بود، دوباره جلوی چشمم آمد.
سوال: در آن لحظه چه کردید؟
آرش: دستم را روی گلوی مادرم گذاشتم و او را خفه کردم. وقتی بیحال شد و روی زمین افتاد، از خانه خارج شدم.
سوال: بعد از قتل چرا به خواهرتان زنگ زدید؟
آرش: به مریم زنگ زدم و گفتم دیگر از کارهای مادرمان رنج نمیکشیم و همه کابوسها تمام شده است.
سوال: آیا آتش زدن جسد را هم قبول دارید؟
آرش: نه. من اتهام جنایت بر میت را قبول ندارم. در اعترافات اولیه گفتم جسد را آتش زدهام، اما تحت فشار بودم و این حرف را زدم. واقعیت این است که من جسد را آتش نزدم و نمیدانم چه کسی این کار را کرده است.
سوال: اما در تحقیقات اولیه جزئیات آتش زدن جسد را هم توضیح داده بودید.
آرش: بله، اما آن اعتراف را قبول ندارم. مادرم با افراد زیادی در ارتباط بود و ممکن است بعد از اینکه من از خانه خارج شدم، شخص دیگری به خانه رفته باشد.
سوال: از قتل مادرتان پشیمان هستید؟
آرش: من قبول دارم که او را کشتم، اما اتفاقی که آن روز افتاد نتیجه سالها رنج و اتفاقاتی بود که از کودکی در ذهنم مانده بود.
-
فیلم حمله موشکی به جزیره کیش همزمان با ضبط برنامه توسط علی اوجی و غیاثی / موشک ها را یکی یکی شمردند
ارسال نظر