گفت‌وگو با زن جوانی که شوهرش را به مرگ کشاند: «قصد کشتن ابراهیم را نداشتم؛ فقط می‌خواستم از خانه‌اش فرار کنم»

به گزارش رکنا، دو سال قبل، جسد پتوپیچ مردی میانسال در حاشیه بستر رودخانه‌ای در شهرستان دماوند توسط یک رفتگر کشف شد. با حضور بازپرس کشیک قتل و کارآگاهان پلیس آگاهی در محل، مشخص شد جسد از مکان دیگری به آنجا منتقل و رها شده است. جسد برای احراز هویت و مشخص شدن علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد و بررسی‌ها نشان داد مرد ناشناس بر اثر مسمومیت دارویی جان باخته است.

در ادامه تحقیقات و با انجام آزمایش دی‌ان‌ای، هویت مقتول «ابراهیم»، مردی ۷۱ ساله، مشخص شد. پسران او در تحقیقات گفتند پدرشان با زنی به نام مرجان ازدواج کرده بود اما پس از مرگ او، مرجان ناپدید شده است. به دنبال شکایت اولیای دم، مرجان تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد. تحقیقات نشان داد او با مردی به نام نادر، از بستگان دورش، ارتباط داشته و مدعی شده بود داروی خواب‌آور را نادر تهیه کرده و او آن را داخل دمنوش همسرش ریخته است. پس از بدحال شدن ابراهیم، نادر به خانه آمده و جسد را با خودرو به خارج شهر منتقل کرده است.

گفت‌وگو با متهمان

سوال: چرا می‌گویید قصد قتل ابراهیم را نداشتید؟

مرجان: من قصد کشتن ابراهیم را نداشتم. او مرد خوبی بود و به من بدی نکرده بود. حتی به عنوان مهریه ملکی را به نام من کرده بود و بابت آن مدیونش بودم. انگیزه‌ای برای کشتنش نداشتم. فقط ادامه زندگی با او برایم ممکن نبود.

سوال: چه مشکلی با همسرتان داشتید؟

مرجان: ابراهیم خیلی بددل و شکاک بود. روی پوشش من حساس بود و حتی اجازه نمی‌داد آزادانه رفت‌وآمد کنم و با اقوام و دوستانم معاشرت داشته باشم. از این شرایط خسته شده بودم و می‌خواستم از خانه فرار کنم.

سوال: آشنایی شما با نادر از کجا شروع شد؟

مرجان: به خاطر یک ملک با عروسم، یعنی همسر پسرم از ازدواج اولم، اختلاف حقوقی پیدا کرده بودم. در جریان رفت‌وآمد به دادگستری یکی از بستگان گفت نادر که از فامیل‌های دور ماست، دانش حقوقی دارد و می‌تواند کمکم کند. به او مراجعه کردم و او کمک کرد رأی پرونده به نفع من صادر شود.

سوال: بعد از آن ارتباط شما با نادر ادامه پیدا کرد؟

مرجان: بله. بعد از حل شدن مشکل ملکی، ارتباطمان ادامه پیدا کرد. من گاهی از رفتارهای ابراهیم برای نادر تعریف می‌کردم و می‌گفتم که بددل و بداخلاق است و اجازه نمی‌دهد از خانه بیرون بروم. نادر پیشنهاد داد داروی خواب‌آور به ابراهیم بدهم تا بتوانم وسایلم را جمع کنم و از خانه فرار کنم.

سوال: روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

مرجان: نادر می‌گفت چون ابراهیم گاهی متادون و تریاک مصرف می‌کند، داروی خواب‌آور را زمانی به او بدهم که متادون مصرف کرده باشد. روز قبل از حادثه دارو را تهیه کرد و به من داد. روز حادثه آن را داخل دمنوش ریختم و به ابراهیم دادم.

سوال: چه زمانی متوجه شدید حال ابراهیم وخیم شده است؟

مرجان: وقتی دمنوش را خورد، به خواب عمیقی رفت. من شروع کردم وسایلم را جمع کردن، اما متوجه شدم حالتش از خواب عمیق به بیهوشی تغییر کرده است. بعد دیدم از دهانش کف بیرون آمده است.

سوال: بعد از دیدن این وضعیت چه کردید؟

مرجان: سریع به نادر زنگ زدم و موضوع را گفتم. او خودش را به خانه رساند. وقتی آمد، من مطمئن شده بودم ابراهیم فوت کرده چون هیچ حرکتی نمی‌کرد. نادر هم گفت که او مرده است.

سوال: جسد چطور به حاشیه رودخانه منتقل شد؟

مرجان: نادر جسد را پتوپیچ کرد و حدود ساعت دو نیمه‌شب با خودرویش آن را به خارج شهر منتقل کرد.

گفت‌وگو با نادر

سوال: اتهام معاونت در قتل عمدی را قبول دارید؟

نادر: خیر، قبول ندارم. قصد من فقط کمک به مرجان بود. من به او علاقه پیدا کرده بودم و قرار بود با هم ازدواج کنیم.

سوال: چرا برای مرجان دارو تهیه کردید؟

نادر: دارویی که به مرجان دادم خواب‌آور بود. قرار بود ابراهیم بخوابد تا مرجان بتواند وسایلش را جمع کند و از خانه فرار کند. ما قصد قتل نداشتیم.

سوال: پس از مرگ ابراهیم چرا جسد را منتقل کردید؟

نادر: وقتی به خانه رسیدم، ابراهیم فوت کرده بود. او را پتوپیچ کردم و با خودرو به خارج شهر بردم، اما از ابتدا قصد قتل نداشتم.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1253371
  • آتش‌سوزی کارخانه تولید رنگ در شهریار مهار شد + فیلم