قتل‌ عام خانوادگی  / 5 عضو خانواده را کشت تا از بدهی های سنگین نجاتشان دهد

به گزارش رکنا، بازپرس رحیم دشتبان در بازخوانی یک پرونده جنایی گفت: شهریور سال 1396 بود که کلانتری 124 قلهک خبر کشف اجساد یک زوج جوان و پسر 11 ساله آنها را در خانه‌ای حوالی خیابان یخچال اعلام کرد. بلافاصله پس از دریافت خبر، راهی محل شدیم. ساختمان 6 طبقه بود و این خانواده در طبقه دوم زندگی می‌کردند.

وقتی وارد خانه شدیم، جسد پسر 11 ساله را داخل دستشویی دیدیم. در اتاق خواب نیز اجساد مینو و همسرش پژمان افتاده بود.

هر 3 نفر با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند و بررسی‌های اولیه پزشکی قانونی نشان می‌داد ضربه به گردن علت مرگ آنها بوده است. صحنه به گونه‌ای بود که از همان ابتدا مشخص می‌کرد با یک جنایت خانوادگی روبه‌رو هستیم، اما هنوز نمی‌دانستیم قاتل چه کسی است.

خواهر مینو با یک صحنه هولناک روبه‌رو شد

اجساد را خواهر مینو پیدا کرده بود. او پس از چندین بار تماس با خواهرش و بی‌پاسخ ماندن تماس‌ها، نگران شد و راهی خانه آنها شد. آن روز قرار بود پدر و مادر مینو که خارج از کشور بودند، به تهران بازگردند و خانواده برای استقبال از آنها راهی فرودگاه شوند.

اما مینو پاسخ تماس‌ها را نمی‌داد. خواهرش پس از آن با پژمان تماس گرفت، اما او نیز جوابگو نبود. همین موضوع نگرانی او را بیشتر کرد و خودش را به خانه آنها رساند.

خودروی زوج جوان داخل پارکینگ بود، اما کسی در را باز نمی‌کرد. زمانی که خواهر مینو روی در ورودی خانه رد خون دید، دیگر مطمئن شد اتفاقی رخ داده است. او با کمک یک کلیدساز در را باز کرد، اما هرگز تصور نمی‌کرد با چنین صحنه هولناکی روبه‌رو شود.

سوغاتی‌های کرمان راز تازه‌ای بود

نکته عجیب برای کارآگاهان این بود که در ورودی خانه قفل بود و دوربین‌های ساختمان نیز ورود و خروج فرد غریبه‌ای را نشان نمی‌دادند. زمان تقریبی مرگ نیز بین ساعت 10 تا 11 صبح اعلام شد.

در جریان بررسی خانه، چند بسته سوغاتی روی میز آشپزخانه توجه مأموران را جلب کرد؛ سوغاتی‌هایی که از کرمان آورده شده بود.

تحقیقات نشان داد پدر و مادر پژمان در کرمان زندگی می‌کنند. با خانواده پژمان تماس گرفتیم و مشخص شد آنها همان روز از کرمان به تهران آمده بودند تا پسرشان برای آنها خانه‌ای در پایتخت تهیه کند. استعلام از شرکت هواپیمایی نیز ورود آنها به تهران را تایید کرد.

اما سؤال مهم این بود که آنها کجا بودند؟

پاسخ خیلی زود مشخص شد. فردی که قرار بود آنها را از فرودگاه تحویل بگیرد، کسی نبود جز پسرشان، پژمان. همین موضوع معمای تازه‌ای را پیش روی تیم تحقیق قرار داد.

رد خون از خودرو تا راه‌پله‌ها

وقتی مأموران به پارکینگ رفتند و خودروی پژمان را بررسی کردند، روی در خودرو و قسمت صندوق عقب آثار خون دیده شد. عجیب‌تر اینکه رد خون از خودرو به سمت راه‌پله‌ها ادامه داشت.

این موضوع نشان می‌داد که به احتمال زیاد پژمان با دست‌های خون‌آلود از خودرو پیاده شده و از پارکینگ وارد ساختمان شده بود.

حدود ساعت 3 بامداد بود که صحنه را ترک کردیم. گوشی‌های تلفن همراه مقتولان را در اختیار رئیس کلانتری قرار دادم و از او خواستم محل کار پژمان را پیدا کند. فرضیه ما این بود که او ابتدا پدر و مادرش را به قتل رسانده و سپس به خانه برگشته است.

کشف 2 جسد در محل کار پژمان

حدود 3 ساعت بعد، حوالی ساعت 6 صبح، تلفن همراهم زنگ خورد. رئیس کلانتری بود و گفت: «آدرس شرکتش را پیدا کردم.»

از او خواستم آدرس را برایم بفرستد و خودش نیز راه بیفتد. شرکت پژمان در محدوده پاسداران قرار داشت.

وقتی به آنجا رسیدم، فقط من و رئیس کلانتری حضور داشتیم. با کمک کلیدساز در دفتر را باز کردیم و همان لحظه با صحنه‌ای روبه‌رو شدم که آخرین تکه پازل را سر جای خود قرار داد.

اجساد خونین پدر 68 ساله و مادر 60 ساله پژمان داخل دفتر افتاده بودند. هر 2 نفر نیز به همان شیوه 3 قربانی دیگر به قتل رسیده بودند و بریدگی در ناحیه گردن داشتند. زمان تقریبی مرگ آنها نیز حدود ساعت 9 صبح اعلام شد.

دوربین‌ها راز قتل پدر و مادر را فاش کردند

اما سؤال مهم این بود که پژمان چگونه توانسته بود پدر و مادرش را به قتل برساند، بدون اینکه آنها متوجه خطری شوند؟

کارآگاهان به سراغ دوربین‌های مداربسته رفتند و تصاویر، جزئیات ماجرا را روشن کرد.

پژمان با خودروی پرادو وارد پارکینگ شده بود و پدر و مادرش نیز سرنشین خودرو بودند. او ابتدا همراه پدرش وارد شرکت شد.

حدود 15 تا 20 دقیقه بعد، پژمان دوباره به پارکینگ بازگشت، اما این بار لباس‌هایش را عوض کرده بود. سپس همراه مادرش وارد دفتر شد.

شواهد نشان می‌داد او ابتدا پدرش را به قتل رسانده و در جریان درگیری لباس‌هایش خونی شده بود. او برای اینکه مادرش متوجه اتفاقی که رخ داده نشود، لباس‌هایش را عوض کرده و سپس سراغ مادرش رفته بود.

یک خانواده، 5 قربانی

دیگر شکی وجود نداشت؛ پژمان ابتدا پدر و مادرش، سپس همسر و پسر 11 ساله‌اش را به قتل رسانده و در نهایت خودش نیز به زندگی‌اش پایان داده بود.

در صحنه هیچ دست‌ نوشته‌ای پیدا نشد. قاتل نیز جان باخته بود و انگیزه این جنایت همچنان برای کارآگاهان روشن نبود.

سؤال اصلی این بود که چرا یک مرد 40 ساله که مهندس معماری بود، تحصیلات کارشناسی ارشد داشت و زندگی نسبتاً مرفهی را تجربه می‌کرد، دست به چنین جنایتی زده است؟

اختلاف خانوادگی می‌توانست توضیحی برای قتل همسر باشد، اما پسر 11 ساله چه گناهی داشت؟ پدر و مادر پژمان چرا باید قربانی می‌شدند؟

پیام کوتاه، راز قتل‌ عام را فاش کرد

تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مأموران در تلفن همراه پژمان به پیامی دست پیدا کردند که واقعیت ماجرا را روشن کرد.

او برای یکی از بستگانش که خارج از کشور زندگی می‌کرد، پیامی فرستاده بود. مضمون این پیام کوتاه اما تکان‌دهنده بود: «نمی‌خواهم بعد از مرگم بدهی‌هایم به گردن خانواده‌ام بیفتد و خانواده‌ام نباید سختی بکشند.»

همین پیام، انگیزه قتل‌ها را روشن کرد.

پژمان بدهی‌های سنگینی داشت؛ بدهی‌هایی که رقم آنها در سال 1396 چند میلیارد تومان بود. او تصمیم گرفته بود با کشتن اعضای خانواده‌اش، آنها را از مشکلات مالی و بدهی‌های خودش نجات دهد.

اما در واقع، برای نجات آنها، زندگی‌شان را گرفته بود.

پایان تلخ یک تصمیم مرگبار

سال‌ها از آن پرونده گذشته است، اما یک سؤال همچنان باقی مانده؛ آیا کسی حق دارد به جای دیگری برای زندگی یا مرگ او تصمیم بگیرد؟

پژمان تصور می‌کرد با مرگ خودش، خانواده‌اش گرفتار بدهی‌های او خواهند شد و شاید می‌خواست آنها را از آینده‌ای تاریک نجات دهد. اما هیچ‌کس حق ندارد به بهانه نجات دیگری، حق حیات را از او بگیرد.

در آن پرونده، یک تصمیم اشتباه فقط به مرگ یک نفر ختم نشد.

پدر و مادر، همسر، یک کودک 11 ساله و در نهایت خود پژمان جان باختند. تنها چیزی که از آن خانواده باقی ماند، خانه‌ای خاموش، 5 جسد و پیامی بود که چند ساعت بعد از مرگ، راز یک قتل‌عام خانوادگی را برملا کرد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1249332
  • فیلم/ پیدا شدن طلسم و جادو درخانه بابک جهانبخش قبل از طلاق زن دومش