کارت سوخت کم کم کنار می رود؟ دولت می خواهد بداند چه کسی چقدر بنزین می زند
رکنا اقتصادی: یک رمز ساده پشت پمپبنزین چه اطلاعاتی درباره مصرف ما ثبت میکند؟ «توکن بنزین» فقط راهی برای سوختگیری بدون کارت سوخت است یا مقدمهای برای تغییر سهمیهها؟
به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، اگر یک روز کارت سوختتان همراهتان نباشد، ممکن است دیگر لازم نباشد برای سوختگیری سراغ کارت اضطراری جایگاه بروید و نگران ثبت نشدن مصرفتان باشید. طرح جدیدی که بهصورت آزمایشی در تعدادی از جایگاههای تهران اجرا شده، قرار است کارت بانکی را وارد فرآیند سوختگیری کند؛ به این شکل که راننده با کارت بانکی خود احراز هویت میشود، یک رمز یا «توکن» دریافت میکند و با کارت اضطراری جایگاه بنزین میزند.
در نگاه اول، این فقط یک روش جدید برای حل مشکل کارت سوخت است؛ اما پشت این تغییر ساده، اتفاق مهمتری در حال رخ دادن است: دولت میخواهد مصرف بنزین را دقیقتر به فرد، خودرو و سهمیه متصل کند.
توکن بنزین دقیقاً چیست؟
اول باید یک سوءتفاهم را کنار گذاشت؛ توکن بنزین نه پول دیجیتال است، نه رمزارز و نه سهمیهای جداگانه.
توکن در این طرح بیشتر شبیه یک مجوز دیجیتال برای استفاده از سهمیه بنزین است.
فرض کنید کارت سوخت خودتان را همراه ندارید و مجبور میشوید از کارت اضطراری جایگاه استفاده کنید. در سیستم جدید، کارت بانکی خود را روی دستگاه قرار میدهید، هویتتان تأیید میشود و سامانه یک رمز یا توکن در اختیار شما قرار میدهد. بعد میتوانید با کارت اضطراری جایگاه سوختگیری کنید.
تفاوت اصلی اینجاست که این بار مصرف بنزین فقط به «کارت جایگاه» ثبت نمیشود؛ بلکه سامانه میتواند آن را به فرد و خودرو هم ارتباط دهد.
به همین دلیل، توکن بیشتر از اینکه یک ابزار جدید برای راننده باشد، یک ابزار جدید برای ثبت و مدیریت مصرف است.
چرا دولت دنبال این تغییر است؟
سالها مدل سوختگیری در ایران نسبتاً ساده بود: خودرو، کارت سوخت و سهمیه.
اما کارتهای اضطراری جایگاه یک مشکل ایجاد میکردند؛ هرکس میتوانست با کارت جایگاه سوخت بزند، بدون اینکه همیشه ارتباط دقیقی میان مصرف انجامشده و هویت مصرفکننده وجود داشته باشد.
حالا قرار است این رابطه تغییر کند.
در مدل جدید، سامانه میتواند اطلاعات مختلف را کنار هم بگذارد:
چه کسی؟
با چه خودرویی؟
در کدام جایگاه؟
چه مقدار بنزین؟
با چه نرخی؟
و از کدام سهمیه؟
این همان بخش مهم ماجراست.
اصل داستان «توکن» نیست؛ اطلاعاتی است که پشت آن جمع میشود
ممکن است برای مردم خود توکن چندان اهمیت نداشته باشد. یک رمز میگیرند، بنزین میزنند و تمام.
اما برای دولت، اطلاعاتی که از این فرآیند به دست میآید ارزش بسیار بیشتری دارد.
وقتی سوختگیری به هویت، خودرو و کارت بانکی متصل شود، میتوان الگوی مصرف را دقیقتر بررسی کرد.
مثلاً مشخص میشود یک خودرو در طول ماه چقدر بنزین مصرف کرده، چه مقدار از سهمیه خود را استفاده کرده و چه میزان مصرف آن با نرخ بالاتر انجام شده است.
در نتیجه، دولت بهتدریج به تصویری دقیقتر از رفتار مصرفکنندگان بنزین دست پیدا میکند.
یعنی قرار است سهمیهها را کم کنند؟
نه؛ دستکم اجرای این طرح بهخودیخود به معنای کاهش یا افزایش سهمیه نیست.
اما یک نکته مهم وجود دارد: وقتی اطلاعات مصرف دقیقتر شود، تصمیمگیری درباره سهمیه هم آسانتر میشود.
تا زمانی که اطلاعات مصرف ناقص باشد، تغییر سهمیهها کار سادهای نیست. اما اگر سامانه بتواند مصرف هر خودرو و هر فرد را با جزئیات بیشتری ثبت کند، سیاستگذار ابزار بیشتری برای تصمیمگیری خواهد داشت.
مثلاً در آینده میتوان درباره این موضوعات تصمیم گرفت:
سهمیه هر خودرو چقدر باشد؟
آیا خودروهای پرمصرف باید سهمیه متفاوتی داشته باشند؟
آیا سهمیه باید به خودرو تعلق بگیرد یا به فرد؟
آیا میزان پیمایش خودرو در سهمیه تأثیر داشته باشد؟
مصرف بیشتر از سهمیه با چه نرخی محاسبه شود؟
بنابراین، توکن خودش سهمیه را تغییر نمیدهد؛ اما زیرساختی ایجاد میکند که تغییر شیوه سهمیهبندی را آسانتر میکند.
یک اتفاق مهمتر هم ممکن است در راه باشد
ماجرا فقط به کارت بانکی ختم نمیشود.
قانون و آییننامههای مربوط به انتقال سهمیه سوخت، مسیر اتصال اطلاعات خودرو، بانک و سامانه سوخت را باز کردهاند. به همین دلیل، کارت فیزیکی سوخت ممکن است بهتدریج از مرکز سیستم فاصله بگیرد و نقش اصلی را یک سامانه دیجیتال بر عهده بگیرد.
در چنین سیستمی، سهمیه دیگر لزوماً یک عدد ذخیرهشده روی کارت فیزیکی نیست؛ بلکه میتواند در یک سامانه مرکزی مدیریت شود و کارت بانکی، تلفن همراه یا ابزارهای دیگر فقط راه دسترسی به آن باشند.
این تغییر، از نظر فنی اتفاق کوچکی نیست.
اگر سهمیه از خودرو جدا شود چه؟
اینجاست که موضوع برای مردم جذابتر میشود.
تصور کنید در آینده سهمیه به جای اینکه فقط به خودرو اختصاص داشته باشد، به یک فرد یا خانوار تعلق بگیرد. یا میزان اعتبار سوخت بر اساس میزان پیمایش خودرو تعیین شود.
حتی میتوان مدلی را تصور کرد که در آن سهمیه به جای مقدار مشخص بنزین، به شکل نوعی اعتبار انرژی تعریف شود.
البته هیچکدام از این سناریوها به معنای تصمیم قطعی برای اجرای آنها نیست. اما زیرساختی که اکنون در حال ایجاد است میتواند اجرای چنین مدلهایی را در آینده امکانپذیرتر کند.
پس برنده اصلی این طرح کیست؟
اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، برنده اصلی این طرح خود توکن نیست؛ داده است.
برای راننده، مزیت فوری میتواند این باشد که نبود کارت سوخت شخصی دردسر کمتری ایجاد کند.
اما برای دولت، مزیت بزرگتر این است که مصرف بنزین شفافتر میشود.
دولت میتواند بهتر بفهمد مصرف واقعی کجاست، کدام خودروها بیشتر مصرف میکنند، چه مقدار بنزین در قالب سهمیه ارزان توزیع شده و چه میزان مصرف با نرخهای بالاتر انجام شده است.
این اطلاعات میتواند برای مقابله با انحراف مصرف و حتی قاچاق مفید باشد؛ اما یک نکته را نباید فراموش کرد:
داده بیشتر، بهتنهایی مشکل بنزین را حل نمیکند.
اگر خودروها پرمصرف باشند، مصرف سوخت بالا بماند و اختلاف قیمت بنزین در داخل و خارج از کشور همچنان انگیزه قاچاق ایجاد کند، دیجیتالی شدن کارت سوخت معجزه نخواهد کرد.
سؤال اصلی مردم از این به بعد چیست؟
بنابراین شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط بپرسیم «توکن بنزین چیست؟»، سؤال بزرگتری بپرسیم:
حالا که دولت میتواند دقیقتر بفهمد چه کسی، چه خودرویی و چه مقدار بنزین مصرف میکند، قرار است با این اطلاعات چه کار کند؟
اگر این اطلاعات فقط برای جلوگیری از تخلف و ثبت دقیقتر مصرف استفاده شود، توکن یک تغییر فنی در سیستم سوختگیری خواهد بود.
اما اگر در مرحله بعد، سهمیه بر اساس فرد، خانوار، پیمایش یا الگوی مصرف تغییر کند، آن وقت داستان کاملاً متفاوت میشود.
در آن صورت، کارت بانکی و توکن فقط ابزارهای جدید سوختگیری نیستند؛ بلکه میتوانند مقدمه تغییر شیوه توزیع یارانه بنزین باشند.
و برای مردم، مهمترین سؤال دقیقاً همین است:
در نهایت قرار است این سیستم فقط بفهمد ما چقدر بنزین میزنیم، یا بر اساس همین اطلاعات تصمیم بگیرد چقدر بنزین به ما برسد؟
-
فیلم / ثبت اولین تصویر پلنگ ایرانی در کوه سرخ کازرون
ارسال نظر