خشک شدن دریاچه «بزنگان»؛ مرگِ قلب تپنده سرخس و تهدید طوفان نمک برای روستاهای اطراف

به گزارش رکنا ، دریاچه «بزنگان» در خاطرات اهالی روستا هنوز پرآب است. آن‌ها همچنان در خاطرشان مانده وقتی از دور به آن نگاه می‌کردند، خوف دریا می‌گرفتشان. بزنگان، در قلب «سرخس»، حالا چند ماهی است کاملاً خشکیده. دریاچه بزرگی که اهالی شرق کشور آن را جان خود می‌دانستند، مدت‌هاست درگیر برداشت آب، بی‌برنامگی، لایروبی‌نکردن و البته تصاحب زمین‌هایش است. حالا از بزنگان زمینی شور باقی مانده و مردمی که روزگاری در آن با قایق‌هایشان جولان می‌دادند، نگران طوفان نمک‌اند؛ نگران ازبین‌رفتن کشاورزی و نگران مرگ سرچشمه و سه چشمه‌ای که در قلب بزنگان می‌تپید و حالا از جوشش افتاده است.

کودکی «رضا خروجی»، که حالا دهیار روستای «بزنگان» است، در روزهای پرآبی دریاچه «بزنگان» بود. او سیزده‌به‌دری را در دهه هفتاد به یاد دارد که مردم بسیاری به اطراف دریاچه رفته بودند و آب دریاچه آن‌قدر زیاد بود که به زمین‌های کشاورزی سرریز کرد. او قایق‌های گردشگری و پرورش ماهی را در این منطقه به یاد دارد. اینجا برایشان دریایی بود در قلب خشکی «خراسان»؛ دریایی که حالا می‌توانند کف آن راه بروند و این برای او، اهالی روستای «بزنگان»، «آب‌دراز»، «کلاته‌عوض»، «زالوقال» و چندین روستای نزدیک به دریاچه، یعنی عذابی بزرگ: «تا چند سال قبل، آب دریاچه بزنگان برای شرب ۱۵-۱۶ روستا فرستاده می‌شد و تا نزدیکی پالایشگاه گاز شهید هاشمی‌نژاد از این آب استفاده می‌کردند. خشکی که آمد، بسیاری از این روستاها مجبور شدند از سد دوستی استفاده کنند. هرچند آنجا هم خشک شده.»

او می‌گوید همچنان که خشکی دریاچه طی چندین سال رخ داد، آبگیری و احیای آن هم در صورت بارش زمان‌بر است و نمی‌توان امیدوار بود که به‌سرعت این اتفاق رخ دهد: «گفتند می‌خواهند لایروبی کنند، اما به نظر می‌رسد فقط در حد حرف است. اینجا قطب گردشگری بود. حالا از آن چه مانده؟ هیچ. این دریاچه قبلاً هم خشکی کامل را به خود دیده، اما خشکی یعنی نبود زندگی، نبود کشاورزی، نبود آب شرب برای روستاهای اطرافش.»

آن‌طور که او می‌گوید، به‌دلیل اختلاف سطح، امکان استفاده از آب سد «دوستی» برای آن‌ها فراهم نبوده و به همین دلیل، چند سالی است برای آشامیدن چاه حفر شده است: «بزنگان روستای بزرگی است. ۱۸۰۰ خانوار دارد. قبل از حفر چاه، در سال‌های گذشته، خشکی گریبان کشاورزی و زندگی را گرفته بود. ماشین‌های پالایشگاه آب می‌آوردند، اما چطور می‌شود این تعداد خانوار را سیراب کرد؟»

«دریاچه بزنگان، معروف به عروس دریاچه‌ها، در شهر سرخس استان خراسان‌رضوی، به‌دلیل عدم رسیدگی، مسدودکردن مسیر سرچشمه‌ها و تعرض زمین، روبه‌خشکی کامل می‌رود. ازاین‌رو، از سازمان محیط‌ زیست، منابع طبیعی و شخص رئیس‌جمهوری درخواست می‌شود با همت به موضوع احیای این دریاچه به ما کمک کنند.» این بخشی از متن کارزاری است که «مجید محمدپور»، از ساکنان و فعالان منطقه، دو سال قبل خطاب به سازمان‌های متولی نوشت. آن زمان ماجرای تصاحب زمینی بزرگ اطراف دریاچه بالا گرفته بود؛ ماجرایی که هنوز ادامه دارد. حالا «محمدپور» بار دیگر از وضعیت سختی که دریاچه درگیر آن است به «پیام ما» می‌گوید: «طرح‌هایی قرار بود اجرایی شود، مانند لایروبی دریاچه که بعد از تغییرات در سطح کلان مدیریتی در کشور عملی نشد. این منطقه مدت‌هاست درگیر خشکسالی است، اما در سال‌های گذشته هم سیل آمد و گل‌ولای باقی‌مانده از سیلاب وضعیت را بدتر کرد. آن گل‌ولای خشک شد و راه چشمه‌های داخل دریاچه بیشتر بسته شد.»

او از پیگیری‌ها خسته است؛ از اینکه بارها مسئولان قول داده‌اند هشت هکتار زمین تصاحب‌شده توسط یک نفر را بازگردانند، لایروبی انجام شود و وضعیت چشمه‌سارانی که از کوه می‌آید و برداشت‌ها در مسیرش درست شود و نشده: «سرچشمه بزنگان رشته‌کوهی در ضلع شمالی دریاچه است. سه چشمه در دل دریاچه بودند و از آنجا می‌جوشیدند که خشک شدند و آب چشمه‌های جاری‌شده از کوه هم وضعیت بهتری ندارند.»

او به پرونده تصاحب هشت هکتار از زمین‌های ملی هم اشاره می‌کند؛ پرونده‌ای که هنوز باز است، چراکه می‌گویند زمین سند دارد و جزو مستثنیات است: «فردی که زمین‌ را گرفته قبلاً کارمند رسمی اداره منابع طبیعی بود. به‌غیر از این تخلف، دو پرونده چوب‌خواری هم دارد و گز و تاغ را به شمال کشور قاچاق می‌کرده، اما هیچ‌کس به این تخلفات توجهی ندارد.»

دریاچه، آن‌طور که «محمدپور» می‌گوید، یک‌بار دیگر هم اوایل انقلاب خشک شده بود، اما بعد در دهه هفتاد ترسالی شد و ارتفاع آب به ۱۲ متر هم رسید. بااین‌حال، در یکی‌دو ماه گذشته کاملاً خشکیده و این غم بزرگی برای اهالی منطقه است: «ما در معرض ریزگرد و طوفان سرخس هستیم و املاح دریاچه که نمکزار است، اگر به زمین‌های کشاورزی برسد، می‌تواند آنجا را کاملاً بخشکاند و علاوه‌بر آن، سلامتی مردم محلی را هم از بین ببرد.»

از ۱۳۸۶ که دریاچه «بزنگان» به‌عنوان اثر طبیعی ملی ثبت شد تا حالا، روزگارش هر روز بدتر از قبل شده است. روزگار پرآبی دریاچه در سال‌های اخیر، که خشکسالی با همه توان به کشور تاخت، کوتاه و مقطعی بود. سال ۱۴۰۲، خشکی ۹۵ درصد دریاچه را گرفت و همان زمان، سازمان حفاظت محیط‌ زیست اعلام کرد که فقط ۵ درصد آن آب دارد. حالا همان ۵ درصد هم از دست رفته است. «جمال محمد عباسی»، رئیس اداره محیط‌ زیست «سرخس»، به «پیام ما» می‌گوید زمین گرم‌تر شده، مصرف‌کننده بیشتر شده و کارهایی چون لایروبی هم که عزم ملی می‌خواهد، به گوشه‌ای انداخته شده‌اند و همین، دلیل وضعیت فعلی است: «کشاورزی قبلاً در این منطقه تک‌محصولی بود. الان بعد از برداشت گندم، کشت دیگر انجام می‌شود. این اتفاق در کنار خشکسالی و نبود بارش و لایروبی، کار را سخت کرده است.»

او از مجوزی می‌گوید که فرماندار وقت در سال ۱۴۰۱، بدون موافقت محیط‌ زیست و آب منطقه‌ای و صرفاً با خواست شورای تأمین استان صادر کرد. براساس آن قرار شد چاهی برای آب‌رسانی به روستاهای اطراف دریاچه حفر شود و همین هم مشکل را بیشتر کرد: «در دولت‌های قبل، همه مدیران سازمان برای دیدن مشکلات دریاچه به اینجا آمدند و سال ۱۳۹۵ هم ما پروژه‌ای عمرانی و لوله‌گذاری را اجرا کردیم که آب از سرچشمه‌ها به دریاچه برسد، اما خشکسالی‌های پی‌درپی و برداشت‌های زیاد این کارها را بی‌نتیجه کرد. حفر چاه مورد موافقت ما نبود، اما گفتند انسان‌ها مهم‌اند و کشاورزی و شرب اهمیتش بیشتر است و این شد وضعیت فعلی.»

«عباسی» به تصرف زمین‌های منطقه توسط فردی که اصالتاً عراقی است و سال‌ها در سازمان منابع طبیعی کار کرده هم اشاره می‌کند؛ نزدیک به هشت هکتاری که بعد از گذشت سال‌ها، شکایت‌ها برای بازپس‌گیری‌اش بی‌نتیجه بوده است: «پدر آقای «الف-میم» محیط‌بان بود و خودش کارمند منابع طبیعی؛ هرچند بعدها اخراج شد، اما مسئله کنونی زمین‌هاست. منابع طبیعی چطور می‌گوید این زمین‌ها جزو مستثنیات است؟ تمام عرصه ملی است، فقط همین هشت هکتار زمین مستثنیات است؟ مگر ممکن است؟»

آن‌ها اخیراً باز هم از این فرد شکایت کرده‌اند و مکاتباتی با دستگاه قضا داشته‌اند تا ببینند نتیجه این پرونده چه می‌شود: «بعد از سال‌ها رفت‌وبرگشت این پرونده، اعلام کردند که یک هکتار ملی و نزدیک به هفت هکتار متعلق به این افراد است. همچنان از دیدن این حکم در عجبیم و در انتظار تغییر آن.»

رئیس اداره محیط‌ زیست «سرخس» در پایان می‌گوید لایروبی دریاچه می‌تواند چشمه‌های موجود در قلب آن را بیدار کند، اما این کار نیازمند عزمی ملی و برنامه‌ریزی سازمان حفاظت محیط‌ زیست و سایر ارگان‌هاست. حالا برای لایروبی و احیای «بزنگان» که روزگاری مهم‌ترین دریاچه شرق کشور بود، دست‌به‌دعا شده‌اند و چشمشان به آسمان است.

نمی‌دانند وضعیت آینده این دریاچه چه خواهد شد و خشکی‌اش، مانند سایر دریاچه‌های کشور، تا چه میزان گریبان اکوسیستم و مردم منطقه را خواهد گرفت.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1237853
  • فیلم / تصمیم جدید دولت درباره گواهی اسقاط / خودرو وارداتی گران‌تر می‌شود

اخبار تاپ حوادث