رکنا گزارش به مناسبت روز دامپزشکی:
گرانی به غذای حیوانات هم رسید / دامپزشکان: واکسن های حیوانات خود را به موقع بزنید، به ویژه هاری / اگر توانایی سرپرستی ندارید، حیوانات را به خانه نبرید + فیلم
رکنا: روز دامپزشکی، روایتی از پزشکانی است که هر روز برای نجات جان حیوانات میجنگند؛ از گربهای دوماهه که به خانهای پناه آورده تا کلاغ زخمی و حیوانات خیابانی که هنوز امیدی برای زندگی دارند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، اینجا بیمارستان دامپزشکی تهران است؛ جایی که هر روز صدها حیوان از درهای آن وارد میشوند؛ بعضی در آغوش صاحبانشان، بعضی در جعبههای کوچک، بعضی زخمی و ترسیده و بعضی هم حیواناتی که هیچکس صاحبشان نیست؛ اما هنوز کسانی هستند که برای نجاتشان مسئولیت به دوش میکشند.
اینجا برای دامپزشکان، هر حیوان یک پرونده پزشکی نیست؛ یک جان است که باید برای ماندنش تلاش کرد.
پگاه محبی، دامپزشک، وقتی از مسیر ورودش به دنیای دامپزشکی حرف میزند، داستانش را از برادر بزرگترش شروع میکند؛ برادری که ۹ سال از او بزرگتر است و در زمان انتخاب رشته، او را برای انتخاب دامپزشکی متقاعد کرد.
شاید آن روز، انتخاب یک رشته دانشگاهی به نظر میرسید؛ اما سالها بعد، این انتخاب تبدیل شد به زندگیای که در آن پگاه، حالا خودش را مادر بسیاری از حیوانات این شهر میداند.
او درباره شکلگیری بیمارستان دامپزشکی تهران به رکنا میگوید این مجموعه به همت برادرش تأسیس شده است؛ مجموعهای که پس از بیش از ۲۰ سال فعالیت، امروز به یکی از مراکز تخصصی درمان حیوانات تبدیل شده است.
محبی درباره این بیمارستان میگوید: بیمارستان دامپزشکی تهران به عنوان اولین بیمارستان دامپزشکی شبانهروزی کشور، پس از طی حدود ۲۰ سال فعالیت، امروز در بخشهای مختلف و با حضور بیش از ۱۲۰ نیروی علمی و اداری، آماده ارائه خدمات تخصصی به حیوانات خانگی است و هزاران مراجعهکننده در طول فعالیت خود داشته است. او آرزو می کند که هیچ حیوانی تحت آزار و اذیت انسانها قرار نگیرد و فرهنگ حیوان دوستی در کشور ما بیش از پیش شود.
در این بیمارستان بخشهای داخلی، جراحی، کلینیکهای تخصصی مانند چشم، قلب و ارتوپدی، رادیولوژی، MRI، اکوکاردیوگرافی، سونوگرافی، دندانپزشکی، آزمایشگاه تخصصی، بخش پرندگان و حیوانات خاص، بستری و پانسیون، فروشگاه، آرایشگاه و شستوشو و مشاوره فعالیت میکنند.
بیمارستان دامپزشکی تهران امروز در دو شعبه در شمال و غرب تهران به فعالیت خود ادامه میدهد.
![]()
اینجا فقط حیوانات خانگی نیستند
اما شاید مهمترین بخش ماجرا، حیواناتی باشند که هیچ شناسنامهای به نامشان ثبت نشده است؛ حیواناتی که صاحب ندارند؛ اما هنوز برایشان آدمهایی پیدا میشوند که نمیتوانند از کنار دردشان بیتفاوت عبور کنند.
یک گربه کوچک حدود ۹۰۰ گرمی، تنها دو ماهه، یکی از همین حیوانات است.
شب گذشته گربه به خانه مردی پناه برده است. صبح، او گربه را به بیمارستان دامپزشکی تهران میآورد و اسمش را «لاکی» میگذارد؛ شاید چون واقعا خوششانس بوده که در میان تمام آدمهایی که میتوانست از کنارشان عبور کند، به خانه کسی رسیده که تصمیم گرفته برای نجاتش کاری کند.
صاحب جدید لاکی میگوید تا پیش از این هیچوقت حیوان خانگی نداشته است. حالا اما با نگرانی بالای سر این بچهگربه ایستاده؛ استرس دارد، نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد و مدام نگران است، اما در میان همه این نگرانیها، خوشحال است که یک دوست جدید پیدا کرده است.
آن طرفتر، یک کلاغ تحت درمان است.
بالش در یک تصادف شکسته و اگر دو خواهر نبودند، شاید سرنوشت دیگری پیدا میکرد. کلاغ در خیابان افتاده بود و گربهها به او نزدیک شده بودند؛ یک خواهر صبح زود متوجه وضعیتش میشود، به کمک خواهرش، نجاتش میدهد و هر دو او را به بیمارستان دامپزشکی میرسانند.
برای آنها، شاید فقط یک کلاغ باشد؛ اما برای دامپزشکی که قرار است درمانش کند، یک بیمار است؛ بیماری که باید برای زنده ماندنش تلاش کرد.

وقتی بیماری یک حیوان، غم یک خانواده میشود
کمی آن طرفتر، گربهای مبتلا به سرطان بستری است.
صاحبش بالای سرش نشسته و غمگین نگاهش میکند. گاهی دست روی بدنش میکشد و منتظر است شاید خبری از بهتر شدن حالش بشنود.
در چنین لحظههایی، مرز میان حیوان خانگی و عضو خانواده تقریبا از بین میرود. بیماری یک حیوان، برای صاحبش فقط یک هزینه درمانی نیست؛ ترس از دست دادن موجودی است که سالها بخشی از زندگیاش بوده است.

آرزوی دامپزشکان برای حیوانات این شهر
در بیمارستان دامپزشکی تهران، تعدادی از پزشکان هم از آرزوهایشان میگویند.
یکی از آنها آرزو دارد آدمها پیش از پذیرفتن سرپرستی یک حیوان، توانایی و شرایط نگهداری از آن را بسنجند. حیوانی که وارد خانه میشود، اسباببازی یا یک تصمیم هیجانی نیست؛ یک موجود زنده است که سالها مسئولیت، هزینه، مراقبت و محبت میخواهد.
یکی دیگر از دامپزشکان از قیمت بالای غذای حیوانات میگوید؛ اینکه ایکاش غذای باکیفیت با قیمت مناسبتری در دسترس صاحبان حیوانات قرار بگیرد، چون غذای بیکیفیت میتواند سلامت حیوان را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
یکی دیگر از دامپزشکان نیز آرزو می کند ای کاش مردم، به جای خرید و فروش حیوانات، آنها را به سرپرستی بگیرند و چرخه توله کشی حیوانات را متوقف کنند.
و شاید سادهترین آرزوی آنها از همه مهمتر باشد: آدمها حیوانات را بیشتر دوست داشته باشند و بیشتر به آنها توجه کنند.

روز دامپزشکی؛ روز آدمهایی که زبان بیمارانشان را نمیفهمند
دامپزشکی فقط درمان حیوانات نیست؛ حرفهای است که پزشک در بسیاری از مواقع باید درد بیماری را از رفتار، نگاه، بیاشتهایی، بیقراری یا سکوت او بفهمد.
بیماری که نمیتواند بگوید کجایش درد میکند، نمیتواند توضیح دهد از چه زمانی حالش بد شده و حتی نمیتواند از پزشکش بخواهد کمی بیشتر برایش صبر کند.
دامپزشک اما باید زبان همین سکوت را بفهمد.
امروز، در روز دامپزشکی، شاید بد نباشد یادمان بماند که پشت این عنوان شغلی، آدمهایی ایستادهاند که هر روز با درد، مرگ، نجات و زندگی سروکار دارند؛ آدمهایی که برای نجات موجوداتی تلاش میکنند که خودشان حتی نمیتوانند یک کلمه برای تشکر از آنها بگویند.
ارسال نظر