گفتگوی ویژه با سرهنگ محمد گروسی و خانم دکتر زهره عزیزی روانشناس
فیلم / پشیمانی دختر ایرانی از عشق مسیر مدرسه ای به پسر افغان / بارش هورمون های زهرا در 12 سالگی طوفانیست و قدرت تشخیص ندارد / قسمت ششم ماموریت افغانستان
رکنا حادثه: سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه باسابقه پلیس آگاهی تهران، در روایت پرونده زهرا، دختر ۱۲ سالهای که پس از سه ماه جستوجو در افغانستان پیدا شد، از پشیمانی این دختر و تلاش برای بازگرداندن او به خانوادهاش گفت. در ادامه این گفتوگو، دکتر زهره عزیزی، روانشناس اجتماعی، به بررسی دلایل آسیبپذیری نوجوانان در روابط عاطفی و پیامدهای روانی چنین تجربههایی پرداخت.
زهرا پس از سه ماه دوری از خانواده چه احساسی داشت؟
به گزارش اختصاصی رکنا، سرهنگ محمد گروسی در پاسخ به این پرسش که آیا پس از سه ماه دوری از خانواده، هنوز احساسی نسبت به پسری که با او همراه شده بود در زهرا باقی مانده بود یا این دختر از تصمیم خود پشیمان شده بود، توضیح داد که آنچه در دیدار با او مشاهده کرده، نشاندهنده پشیمانی کامل دختر بوده است.
به گفته گروسی، زهرا در آن سن تجربه و شناخت کافی برای ارزیابی پیامدهای تصمیم خود نداشت و بیشتر تحت تأثیر احساسات لحظهای قرار گرفته بود؛ احساسی که بدون بررسی منطقی شرایط و خطرهای پیش رو، او را به مسیری دشوار کشاند.
این کارآگاه باسابقه با اشاره به سن پایین زهرا، بر این نکته تأکید کرد که یک کودک ۱۲ ساله هنوز توانایی و تجربه لازم برای سنجیدن همه پیامدهای تصمیمهای مهم زندگی را ندارد. از همین رو، بررسی چنین پروندهای تنها با تمرکز بر تصمیم اولیه کودک امکانپذیر نیست و باید شرایطی را نیز که به شکلگیری این اتفاق منجر شده، در نظر گرفت.
دکتر زهره عزیزی: نباید قربانی را به دلیل اعتماد کردن سرزنش کنیم
دکتر زهره عزیزی، روانشناس اجتماعی و دبیر انجمن روانشناسی اجتماعی ایران، در تحلیل این پرونده ابتدا به ویژگیهای دوران نوجوانی اشاره کرد و گفت برای درک رفتار یک کودک یا نوجوان، باید مراحل مختلف رشد و تواناییهای متناسب با هر سن را شناخت.
به گفته او، ۱۲ سالگی از دورههای آغازین نوجوانی است؛ دورهای که فرد تلاش میکند استقلال بیشتری از خانواده به دست بیاورد و از فضای کودکی فاصله بگیرد. با این حال، میل به استقلال به معنای برخورداری از توانایی کامل برای تشخیص خطرها و ارزیابی پیامدهای تصمیمها نیست.
عزیزی توضیح داد که در این سن، هیجانها میتوانند تأثیر زیادی بر تصمیمگیری داشته باشند، در حالی که رشد شناختی، قدرت ارزیابی موقعیتهای پرخطر و توانایی مدیریت هیجان هنوز به سطح بزرگسالی نرسیده است.
او تأکید کرد که در چنین پروندههایی، نباید با بهکار بردن تعبیرهایی مانند عشق یا تصمیم شخصی، کودک را مسئول اتفاقی دانست که برای او رخ داده است. به اعتقاد این روانشناس، مسئولیت جرم بر عهده مرتکب آن است و حتی اگر قربانی فریب خورده یا با پای خود وارد یک رابطه شده باشد، این موضوع مسئولیت فرد مرتکب را از بین نمیبرد.
عشقهای خیابانی چگونه میتوانند به زمینهای برای سوءاستفاده تبدیل شوند؟
دکتر زهره عزیزی در ادامه، با اشاره به آنچه از آن با عنوان عشقهای خیابانی یاد میشود، توضیح داد که در برخی روابط آسیبزا، آنچه در ابتدا به شکل علاقه و صمیمیت دیده میشود، ممکن است بهتدریج به بستری برای فریب و سوءاستفاده تبدیل شود.
به گفته او، در برخی موارد، فرد آسیبزننده از همان ابتدا با رفتارهای آشکارا تهدیدآمیز وارد رابطه نمیشود؛ بلکه ابتدا تلاش میکند اعتماد طرف مقابل را به دست آورد، خود را فردی آشنا و قابل اعتماد نشان دهد و ارتباطی عاطفی شکل دهد. پس از آن ممکن است حساسیت فرد نسبت به خطر کاهش پیدا کند و امکان تأثیرگذاری و کنترل او بیشتر شود.
عزیزی تأکید کرد که در بررسی این فرایند، باید به الگوهای رفتاری فرد آسیبزننده، شرایط محیطی و عواملی توجه کرد که امکان سوءاستفاده را فراهم میکنند. هدف از این بررسی، برچسب زدن به افراد یا قضاوت شتابزده درباره شخصیت آنها نیست؛ بلکه شناخت زمینههای وقوع جرم و یافتن راههایی برای پیشگیری از تکرار آن اهمیت دارد.
نقش خانواده و محیط در پیشگیری از آسیبهای نوجوانان
این روانشناس اجتماعی با اشاره به اهمیت محیط زندگی کودک و نوجوان توضیح داد که دسترسی آسان فرد آسیبزننده به کودک، شرایط محیطی و نبود آموزش کافی درباره تشخیص موقعیتهای خطرناک میتواند احتمال آسیبپذیری را افزایش دهد.
به گفته عزیزی، آموزش به کودکان برای اعتماد نکردن به افراد غریبه بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا در برخی موارد، فرد آسیبزننده ممکن است برای کودک آشنا باشد یا بهتدریج اعتماد او را جلب کرده باشد. بنابراین، آموزش باید به کودک کمک کند نشانههای رفتارهای کنترلگرانه، درخواستهای نامناسب، فریب و تلاش برای دور کردن او از خانواده یا افراد مورد اعتمادش را نیز بشناسد.
او همچنین تأکید کرد که ایجاد محیط امن برای کودکان تنها وظیفه پلیس نیست. خانواده، مدرسه، متخصصان حوزه روانشناسی و نهادهای مسئول، هر یک میتوانند در شناسایی موقعیتهای پرخطر و پیشگیری از آسیب نقش داشته باشند.
در پروندههایی مانند ماجرای زهرا، بررسی شرایطی که امکان شکلگیری ارتباط و انتقال کودک را فراهم کرده است، میتواند به شناخت بهتر عوامل خطر و جلوگیری از تکرار موارد مشابه کمک کند.
چرا بازگشت کودک به خانه پایان ماجرا نیست؟
دکتر زهره عزیزی در بخش دیگری از صحبتهای خود به پیامدهای روانی چنین تجربههایی پرداخت و گفت بازگشت فیزیکی کودک به خانه، لزوماً به معنای پایان آسیبهای ناشی از اتفاق نیست.
به گفته او، کودکی که به فردی اعتماد کرده و سپس در موقعیتی آسیبزا قرار گرفته است، ممکن است پس از بازگشت نیز با ترس، سردرگمی، احساس ناامنی یا دشواری در اعتماد کردن روبهرو باشد. شدت و نوع این پیامدها در افراد مختلف متفاوت است و نمیتوان بدون ارزیابی تخصصی درباره وضعیت روانی یک کودک مشخص قضاوت قطعی کرد.
عزیزی توضیح داد که پس از بازگشت کودک، باید شرایط روحی او بهصورت تخصصی بررسی شود و در صورت نیاز، حمایتهای روانشناختی مناسب در اختیارش قرار گیرد. این حمایتها تنها به خود کودک محدود نمیشود؛ خانوادهای که مدتها درگیر نگرانی، جستوجو و ترس از سرنوشت فرزندش بوده نیز ممکن است به کمک و همراهی تخصصی نیاز داشته باشد.
او تأکید کرد که بازگشت کودک به خانه را باید آغاز مرحلهای تازه از مراقبت و حمایت دانست؛ مرحلهای که در آن، بازسازی احساس امنیت، رسیدگی به پیامدهای روانی و کمک به بازگشت تدریجی کودک به زندگی عادی اهمیت زیادی دارد.
از مسئولیت مرتکب تا حمایت از قربانی
روایت سرهنگ محمد گروسی از پرونده زهرا و تحلیل دکتر زهره عزیزی، دو بخش مهم از مواجهه با چنین حوادثی را برجسته میکند: نخست، پیگیری جدی پرونده و تلاش برای بازگرداندن کودک به محیط امن؛ دوم، توجه به شرایط روانی کودک پس از نجات و فراهم کردن حمایتهای لازم برای او و خانوادهاش.
در نگاه روانشناسی اجتماعی، فهمیدن اینکه چرا یک کودک به فردی اعتماد کرده یا چگونه در یک رابطه آسیبزا گرفتار شده است، نباید به سرزنش قربانی منجر شود. این شناخت باید به شناسایی عوامل خطر، افزایش آگاهی خانوادهها، آموزش مهارتهای تشخیص خطر و تقویت حمایت از کودکان کمک کند.
پرونده زهرا یادآور این واقعیت است که احساسات و تصمیمهای یک نوجوان ۱۲ ساله را نمیتوان با معیارهای یک فرد بزرگسال سنجید. مسئولیت رفتار مجرمانه بر عهده مرتکب است و در کنار پیگیری قانونی، مراقبت از سلامت جسمی و روانی کودک باید در اولویت قرار گیرد.
ارسال نظر