راننده قطار، شغلی که یک لحظه غفلت ندارد/ این مردان هر روز مسئولیت حفظ جان صدها مسافر را به دوش می کشند + فیلم

به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، برای مسافرانی که روی صندلی قطار نشسته اند، سفر ریلی معمولا با منظره هایی از جنگل، کوه، برف و شهرهایی که از پنجره عبور می کنند معنا پیدا می کند؛ اما چند متر جلوتر، پشت شیشه کابین لوکوموتیو، روایت دیگری در جریان است؛ روایتی از چند ساعت بی خوابی، تمرکز دائمی، ترمزهایی که همیشه نمی توانند قطار را بلافاصله متوقف کنند و لحظه هایی که یک انسان یا حیوان ناگهان روی ریل ظاهر می شود و راننده فقط چند ثانیه برای تصمیم گیری فرصت دارد. لوکوموتیوران باید ساعت ها بدون کوچک ترین غفلت مسیر را زیر نظر داشته باشد؛ در تابستان و زمستان، در روز و شب، در مسیرهای جنگلی و برفی و حتی در شرایطی که بخش زیادی از مردم در خانه های خود هستند. در این شغل، یک اشتباه ممکن است آخرین اشتباه باشد و یک لحظه بی احتیاطی فردی روی ریل می تواند کابین قطار را به صحنه ای تبدیل کند که آثار آن تا سال ها در ذهن راننده باقی بماند.

ابراهیم ولی زاده، لوکوموتیوران ۵۱ ساله ای که سال ها در راه آهن فعالیت کرده و خودش می گوید با وجود تمام سختی ها هنوز عاشق شغلش است، در گفتگو با خبرنگار رکنا، از واقعیت هایی می گوید که مسافران قطار معمولا هیچ وقت نمی بینند؛ از برخوردهای انسانی روی ریل و فریادهای راننده در ثانیه های آخر تا سرمای استخوان سوز مسیرهای شمال، دوری طولانی از خانواده، کار حدود ۳۰۰ ساعت در ماه و دغدغه های معیشتی.

او تاکید دارد مردم باید ریل را هم مانند یک جاده ببینند؛ جاده ای که هر لحظه ممکن است قطاری سنگین با سرعت بالا از آن عبور کند.

لوکوموتیورانی؛ شغلی که عشق به آن، سختی هایش را پنهان نمی کند

ولی زاده ۵۱ ساله است و سال هاست پشت فرمان قطار نشسته است. خودش می گوید از ابتدا عاشق این شغل بوده و هنوز هم علاقه اش به لوکوموتیورانی را از دست نداده است؛ اما این علاقه به معنای ساده بودن کار نیست.

در کابین لوکوموتیو، هر لحظه باید هوشیاری حفظ شود. مسیرهای شمالی که فراز و نشیب زیادی دارند، شرایط ویژه ای ایجاد می کنند و به گفته این لوکوموتیوران، یک اشتباه ممکن است اولین و آخرین اشتباه یک راننده باشد. حتی جابه جایی ها و حرکت های داخل ایستگاه نیز نیازمند دقت بالاست و یک خطای کوچک می تواند جان خود راننده یا همکارانش را به خطر بیندازد.

در چنین شغلی، خستگی جایی برای خودنمایی ندارد. راننده باید بیدار بماند، مسیر را ببیند، سرعت را کنترل کند و در هر لحظه آماده مواجهه با اتفاقی باشد که شاید چند ثانیه قبل هیچ نشانه ای از آن وجود نداشته است.

وقتی انسان یا حیوان وارد مسیر قطار می شود

سخت ترین بخش کار، لحظه ای است که راننده مانعی را روی ریل می بیند. این مانع ممکن است یک حیوان یا یک انسان باشد.

ولی زاده از تجربه برخورد با حیوانات روی ریل می گوید؛ اتفاقی که علاوه بر خسارت مالی، از نظر روحی نیز برای راننده سنگین است. اما وقتی پای انسان در میان باشد، فشار روانی بسیار شدیدتر می شود.

او در سال های فعالیتش حدود دو بار برخورد انسانی داشته است؛ تجربه ای که برای یک لوکوموتیوران به سادگی قابل فراموش کردن نیست.

در این شرایط، راننده تنها چند کار می تواند انجام دهد: بوق بزند و ترمز کند. همین.

قطار برخلاف خودرو، با فشردن ترمز در چند متر متوقف نمی شود. وزن بسیار زیاد قطار و بار پشت سر آن باعث می شود حتی پس از ترمز نیز مسافت قابل توجهی تا توقف کامل طی شود.

ولی زاده توضیح می دهد که مسافت توقف به سرعت و نوع قطار بستگی دارد. در قطارهای مسافری که با سرعت های بالاتر حرکت می کنند، این فاصله می تواند بسیار قابل توجه باشد. او برای درک بهتر این موضوع، آن را با خودرو مقایسه می کند و می گوید همان طور که یک خودرو در سرعت ۶۰ تا ۸۰ کیلومتر نیز برای توقف کامل به مسافت نیاز دارد، توقف قطاری که حجم بسیار سنگینی پشت سر خود دارد، طبیعتا به فاصله بسیار بیشتری نیاز خواهد داشت.

در برخی مسیرهای مسافری، سرعت حرکت می تواند به ۱۲۰ تا ۱۴۰ کیلومتر در ساعت برسد و در چنین شرایطی، حتی یک چشم بر هم زدن می تواند صدها متر حرکت قطار را به دنبال داشته باشد.

«بوق می زنیم، ترمز می کنیم؛ اما گاهی دیگر کاری از دستمان برنمی آید»

شاید برای کسی که از بیرون به قطار نگاه می کند، این تصور وجود داشته باشد که راننده هر زمان بخواهد می تواند قطار را متوقف کند. اما واقعیت کابین چیز دیگری است.

وقتی فردی در فاصله نزدیک وارد مسیر قطار می شود، راننده بوق می زند و ترمز می کند، اما تا زمانی که قطار کاملا بایستد، مسافت زیادی طی می شود.

در چنین لحظه ای، راننده و همکارش ممکن است فریاد بزنند و تلاش کنند که مانع حادثه شوند، اما در نهایت بخش زیادی از اتفاق دیگر در اختیار آنها نیست.

ولی زاده از لحظاتی می گوید که خودش و همکارش با فریاد از یکدیگر می پرسند چه کار باید کرد؛ در حالی که بوق زده اند، ترمز کرده اند و تنها کاری که باقی مانده، انتظار برای توقف قطار است.

او این لحظه ها را غیرقابل وصف می داند؛ لحظه هایی که فشار روانی آن برای راننده بسیار سنگین است.

ریل را جاده بدانید

یکی از مهم ترین گلایه های این لوکوموتیوران، بی توجهی برخی افراد به ماهیت مسیر ریلی است.

به گفته او، هنوز برای بسیاری از مردم این موضوع جا نیفتاده که ریل نیز مانند جاده، مسیر عبور وسیله نقلیه است. بعضی افراد تصور می کنند تا زمانی که صدای سوت قطار را نشنیده اند، خطری وجود ندارد و می توانند روی ریل قدم بزنند یا در نزدیکی آن بایستند.

این در حالی است که حتی کارکنان راه آهن نیز هنگام عبور از گذرگاه ها احتیاط می کنند و دو طرف مسیر را نگاه می کنند، زیرا ممکن است هر لحظه اتفاقی رخ دهد.

ولی زاده می گوید بارها با افرادی مواجه شده که در شرایط خطرناک وارد مسیر شده اند؛ از عابران گرفته تا موتورسوارانی که وسط خط متوقف شده اند و حتی افرادی که با وسیله نقلیه خود تلاش کرده اند از نقاط غیرمجاز عبور کنند.

در یک مورد، او از تیلری می گوید که دو نفر تلاش می کردند آن را از محلی که اصلا مسیر عبور نبود، از روی خط عبور دهند. صدای بوق قطار را شنیده بودند اما همچنان در تلاش بودند وسیله را جابه جا کنند.

از نگاه این لوکوموتیوران، چنین رفتارهایی نشان می دهد هنوز خطر واقعی ریل برای بخشی از جامعه درک نشده است.

عکس و فیلم؛ وقتی زیبایی مسیر به خطر تبدیل می شود

مسیرهای شمالی به دلیل جنگل و طبیعت زیبا، برای بسیاری از مردم جذاب است؛ اما همین زیبایی گاهی باعث می شود افراد خطر را فراموش کنند.

ولی زاده از محدوده شیرگاه یاد می کند؛ منطقه ای جنگلی که افراد زیادی برای فیلمبرداری، گرفتن عکس، ساخت کلیپ و حتی مراسم مختلف به اطراف ریل می روند.

مشکل اینجاست که برخی از این افراد حریم ریل را جدی نمی گیرند.

او می گوید مردم از راننده انتظار دارند در صورت بروز خطر کاری انجام دهد، در حالی که خود فرد نیز باید بخش مهمی از مسئولیت حفظ جانش را بر عهده بگیرد.

کابینی با گرما و سرمای طاقت فرسا

مسافر قطار معمولا داخل واگن با امکاناتی نسبتا مشخص سفر می کند، اما شرایط کابین لوکوموتیو متفاوت است.

به گفته ولی زاده، امکانات کابین چندان ویژه نیست. یک کولر وجود دارد که بعد از چند سال برای برخی دیزل ها نصب شده و یک بخاری که با وزش باد گرم کار می کند، اما به گفته او بخاری در زمستان همیشه پاسخگوی شرایط نیست. در تابستان نیز عملکرد کولرها یکسان نیست.

با این حال، راننده نمی تواند به دلیل گرما، سرما یا خستگی تمرکز خود را از دست بدهد. قطار باید حرکت کند و نگاه راننده باید دائما روی مسیر باشد.

راننده چیزی را می بیند که مسافر نمی بیند

مسافر از پنجره واگن، بیشتر دو طرف مسیر را می بیند؛ اما راننده نگاهش مستقیم به روبه رو و وسط خط است.

به گفته ولی زاده، این تفاوت باعث می شود راننده با چیزهایی مواجه شود که مسافر اصلا متوجه آنها نمی شود.

از دل جنگل و برف گرفته تا درختانی که ممکن است روی مسیر افتاده باشند، حیوانات و انسان هایی که وارد حریم ریل شده اند.

زمستان های مسیرهای شمالی نیز دشواری خاص خود را دارد. بارش سنگین برف و شکستن درختان در مناطق جنگلی از مشکلاتی است که ممکن است مسیر قطار را تحت تاثیر قرار دهد و حتی باعث برخورد قطار با درختان شود.

کیلومتراژ؛ بخشی از درآمدی که به مسیر وابسته است

یکی از موضوعاتی که ولی زاده در این گفت و گو به آن اشاره می کند، وابستگی بخشی از دریافتی لوکوموتیورانان به مسافت طی شده است.

در این شغل، چیزی تحت عنوان «کیلومتراژ» وجود دارد؛ یعنی مسیر طی شده در دریافتی راننده تاثیر دارد.

به گفته او، اگر برای راننده مسیری مشخص شود و به هر دلیل، از جمله بیماری، نتواند آن مسیر را طی کند، مبلغ مربوط به آن کیلومتر نیز به او تعلق نمی گیرد؛ موضوعی که به گفته او می تواند فشار اقتصادی زیادی به زندگی راننده وارد کند.

او خواستار شفافیت بیشتر در این زمینه است تا کارکنان بدانند دقیقا چه میزان کار انجام داده اند و در مقابل، چه میزان دریافتی خواهند داشت.

۱۰ شبانه روز دور از خانواده؛ گاهی ۱۲ و ۱۵ شب

زندگی خانوادگی لوکوموتیوران نیز تحت تاثیر مستقیم این شغل است.

ولی زاده می گوید شیفت کاری آنها ثابت نیست و در مسیرهای شمالی گاهی الگوی ۲۴ ساعت کار و ۴۸ ساعت استراحت وجود دارد، اما در عمل همیشه شرایط به این شکل پیش نمی رود.

او می گوید به طور معمول حداقل ۱۰ شبانه روز خانواده اش را نمی بیند و در شرایط غیرعادی این مدت ممکن است به ۱۲ یا حتی ۱۵ شب برسد.

این یعنی خانواده یک لوکوموتیوران باید با غیبت های طولانی او کنار بیاید؛ غیبت هایی که بخشی از واقعیت این شغل است و کمتر دیده می شود.

«۳۰ سال است عید نوروز با خانواده به مسافرت نرفته ام»

تعطیلات نوروز برای بسیاری از خانواده ها فرصت سفر و دورهمی است، اما برای لوکوموتیورانان، نوروز یکی از دوره های پرکار سال محسوب می شود.

ولی زاده می گوید در ایام نوروز، به ویژه از ۲۵ اسفند تا ۱۵ فروردین، شرایط مرخصی گرفتن دشوار است.

او با حدود سه دهه سابقه کار می گوید نزدیک به ۳۰ سال است که در ایام نوروز امکان برنامه ریزی عادی برای سفر و تعطیلات خانوادگی را نداشته است.

به گفته او، البته کارکنان با شرایط شغلی کنار می آیند و تلاش می کنند با آن سازگار شوند، اما این موضوع بخشی از هزینه ای است که خانواده های این قشر برای ادامه کار آنها می پردازند.

کار در روزهایی که دیگران در خانه بودند

سختی کار لوکوموتیوران تنها به شرایط عادی محدود نمی شود.

ولی زاده می گوید در دوران کرونا که بسیاری از مردم در خانه بودند، آنها حتی یک کشیک را هم در خانه نماندند.

در شرایط بحرانی و حتی در دوره جنگ اخیر نیز، زمانی که بسیاری از مردم از تهران خارج می شدند، قطارها همچنان حرکت می کردند و لوکوموتیورانان در مسیر بودند.

از نگاه او، این شغل در بسیاری از بحران ها تعطیل نمی شود؛ چرا که حمل و نقل ریلی باید ادامه پیدا کند.

«حدود ۳۰۰ ساعت در ماه کار می کنیم»

ولی زاده در بخش دیگری از صحبت های خود از حجم کار و اختلاف میان ساعت کار و دریافتی گلایه می کند.

او می گوید در شرایط فعلی حدود ۳۰۰ ساعت در ماه کار می کنند و در عین حال، سازوکار پرداختی برای ساعت ها و مسیرهای کاری باید شفاف تر شود.

او معتقد است نمی توان میزان کاری را که لوکوموتیوران انجام می دهد با یک کار اداری معمول مقایسه کرد، زیرا راننده قطار در شرایطی فعالیت می کند که کوچک ترین بی توجهی می تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

به گفته او، کارکنان راه آهن در زمان هایی که دیگران تعطیل هستند نیز در محل کار حضور دارند؛ گرما، سرما، تعطیلات، بحران ها و شرایط اضطراری باعث نمی شود قطار متوقف شود.

دغدغه حقوق و آینده بازنشستگی

بخش دیگری از گلایه های ولی زاده به حقوق و آینده شغلی لوکوموتیورانان مربوط است.

او می گوید با حدود ۲۸ سال سابقه کار، حکم رسمی اش حدود ۳۳ میلیون تومان است و در عین حال، میان دریافتی نیروهای مختلف با سابقه های متفاوت، اختلاف هایی وجود دارد که برای کارکنان قابل درک نیست.

او همچنین نسبت به آینده حقوق بازنشستگی ابراز نگرانی می کند و می گوید طبق برآوردی که از شرایط موجود دارد، حقوق بازنشستگی برخی همکاران ممکن است حدود ۱۶ تا ۲۰ میلیون تومان باشد و این رقم برای تامین هزینه های زندگی کافی نیست.

او تاکید می کند مسئله اصلی برای کارکنان، شفاف بودن سازوکار پرداخت و تناسب میان میزان کار، مسئولیت و دریافتی است.

خاطره ای که می توانست یک عمر کابوس باشد

اما در میان تمام خاطرات تلخ سال های لوکوموتیورانی، خاطره ای وجود دارد که این راننده آن را از زاویه دیگری تعریف می کند؛ خاطره سه کودک که می توانست به یکی از تلخ ترین لحظه های زندگی او تبدیل شود.

حدود یک ماه پیش، در مسیر ساری به نکا، قطار در حال حرکت بود که سه کودک در نزدیکی خط دیده شدند.

بزرگترین کودک حدود هفت سال داشت. ابتدا پسری از مسیر عبور کرد و پشت سر او دو دختر حرکت کردند؛ دختر بزرگتر دست دختر کوچکتر را گرفته بود.

راننده فقط بوق می زد و نگاه می کرد.

در چنین لحظه ای، به گفته ولی زاده، کاری جز ترمز کردن و امیدوار بودن به اینکه کودکان از مسیر خارج شوند، باقی نمی ماند.

پسر از مسیر عبور کرد و دو دختر نیز خودشان را کنار کشیدند و قطار از کنار آنها عبور کرد.

قطار رد شد و هر سه کودک زنده ماندند.

او این لحظه را با یک جمله به یاد می آورد: «خدایا شکرت.»

اما تلخی ماجرا اینجا بود که خانواده کودکان نیز آن طرف مسیر، بین خیابان و ریل، خودرویشان را پارک کرده و نشسته بودند.

ولی زاده می گوید اگر برای آن سه کودک اتفاقی می افتاد، چه انتظاری می شد از لوکوموتیورانی داشت که از داخل کابین، شاهد حادثه ای چنین تلخ باشد؟

این همان بخش پنهان شغل لوکوموتیورانی است؛ بخشی که مسافر هرگز نمی بیند و احتمالا حتی تصورش هم نمی کند.

«ما فقط می خواهیم دیده شویم»

در پایان این گفت و گو، ولی زاده از چیزی می گوید که شاید بیش از همه برای او اهمیت دارد؛ دیده شدن سختی های این شغل.

او می گوید لوکوموتیورانان خود را از مظلوم ترین اقشار می دانند؛ افرادی که شب تا صبح بیدارند، در گرما و سرما کار می کنند، تعطیلات را از دست می دهند، روزها خانواده خود را نمی بینند و در هر لحظه با مسئولیت حفظ جان مسافران و ایمنی قطار مواجه هستند.

او می گوید در کابین قطار، یک راننده فقط یک اهرم را جابه جا نمی کند؛ باید ثانیه به ثانیه مسیر را بخواند، سرعت را کنترل کند، خطر را تشخیص دهد و در مواقع اضطراری تصمیم بگیرد.

با این حال، درخواست اصلی او از مردم پیچیده نیست: حریم ریل را جدی بگیرند.

ریل جاده است؛ با این تفاوت که وسیله نقلیه ای بسیار سنگین در آن حرکت می کند و برخلاف خودرو، توقف آن در چند متر ممکن نیست.

بوق قطار شاید برای مسافر فقط یک صدای آشنا باشد، اما برای لوکوموتیوران گاهی آخرین تلاش برای نجات جان انسانی است که چند متر جلوتر، روی ریل ایستاده است.

و پشت همان بوق، راننده ای نشسته که شاید تا چند ثانیه قبل مشغول رساندن صدها مسافر به مقصد بوده و حالا فقط دعا می کند قطار پیش از رسیدن به مانع متوقف شود.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250669