رکنا گزارش می دهد،
برادر، چشم های خواهرش را با اسید سوزاند / مرجان برای دیدن دوباره ۱۰۰ میلیون پول لازم دارد / فیلم
اجتماعی رکنا: مرجان نیازی، زن ۳۲ سالهای که برادرش با ریختن اسید در چشمهایش او را نابینا کرده، پس از ۱۶ عمل جراحی برای ادامه درمان و بازگشت نور به زندگیاش به ۱۰۰ میلیون تومان کمک نیاز دارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، مرجان برای درمان چشمهایش به ۱۰۰ میلیون تومان پول نیاز دارد؛ پولی که اگر فراهم نشود، شاید همان اندک نوری هم که برایش باقی مانده، از دست برود.
او ۳۲ ساله است و حالا پس از ۱۶ بار عمل، خودش را برای هفدهمین عمل آماده میکند؛ چشم راستش به پیوند قرنیه نیاز دارد و چشم چپش نیز با آبمروارید، زخم و آسیب شدید دستوپنجه نرم میکند.
مرجان میگوید: «اگر عمل نکنم، نمیشود. چشمم آب مروارید میگیرد.»
او اهل هرات افغانستان است و سالهاست در ایران زندگی میکند. حالا در پاکدشت، در حاشیه تهران، روزگار میگذراند؛ جایی که زندگی برای او با مهاجرت، تنهایی و فقر گره خورده، اما سختترین زخمش از جایی آمده که قرار بود امنترین نقطه زندگیاش باشد؛ از خانه برادرش.
سه سال است همسرش برای کار از خانه رفته و دیگر بازنگشته است. مادرشوهرش که نسبت فامیلی دیگری نیز با او دارد، حالا یکی از معدود آدمهایی است که در کنارش مانده است. مرجان برای گذران زندگی کار میکرد، اما برادرش از او خواست دیگر سر کار نرود.
مرجان میگوید دو هفته بود که به خواست برادرش کار نمیکرد و در این مدت هیچ پولی برای هزینههایش نداشت. یک شب، برادرش قطرهای را به بهانه بهبود بینایی به چشمان او ریخت؛ اما آنچه درون قطره بود، وایتکس بود. چشمهای مرجان ورم کرد، قرمز شد و سوخت.
چند روز بعد، وقتی حالش بهتر شد، اتفاقی افتاد که زندگی او را برای همیشه تغییر داد.
مرجان روایت میکند: «دست و پایم را بست، جلوی دهانم را گرفت که جیغ نزنم و چهار قطره اسید، مستقیم در هر کدام از چشمهایم ریخت. خدا میداند چه دردی کشیدم و چقدر جیغ زدم. از آن شب دنیایم تار شد.»
او یک ماه در خانه برادرش زندانی بود؛ یک ماه درد، تاریکی و بیخبری. میگوید حتی دارویی برای آرام کردن دردش در اختیارش قرار نمیگرفت. بعد از یک ماه، او را به خانه خواهرش فرستاد و خواهرش نیز تهدید شد که اگر مرجان از خانه خارج شود، همین اتفاق برای او هم تکرار خواهد شد.
اما یک روز، فرصتی برای فرار پیدا کرد. خواهرش کلید را داخل خانه جا گذاشت و مرجان از خانه بیرون آمد و خودش را به خانه زنداییاش رساند.
آن شب، وضعیتش آنقدر وخیم بود که او را به بیمارستان رساندند.
هشت ماه از آن روز گذشته است؛ هشت ماهی که برای مرجان با بیمارستان، اتاق عمل، پانسمان، درد و هزینههای سنگین درمان گذشته است. تاکنون ۱۶ بار تحت عمل قرار گرفته و حالا برای هفدهمین عمل به پول نیاز دارد.
او میگوید تاکنون حدود ۱۵۰ میلیون تومان، با قرض و کمک خیران، برای درمانش هزینه کرده است؛ اما حالا دیگر حتی برای تشکیل پرونده و ادامه درمان هم پول کافی ندارد.
چشم راست مرجان پیوند بافت شده و حالا باید برای پیوند قرنیه اقدام کند. چشم چپش نیز دچار آبمروارید، زخم و آسیب جدی شده است. دیدش بهشدت کاهش یافته و حتی چهره آدمها را بهدرستی تشخیص نمیدهد. هر عمل نیز برای او بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان هزینه دارد.
در میان تمام این روزهای سخت، مرجان هنوز برای شکایت از برادرش تردید داشته است. میگوید: «گفتم هرچه باشد برادرم است و زن و بچه دارد.» اما تهدیدها ادامه داشته و حالا تصمیم گرفته موضوع را از مسیر قانونی پیگیری کند.
او هنوز یک خواسته ساده دارد؛ خواستهای که شاید برای بسیاری از ما بدیهی باشد، اما برای مرجان تبدیل به بزرگترین آرزوی زندگی شده است.
میگوید: «اگر کسی بتواند کمکم کند تا چشمم درمان شود، خوشحال میشوم. من کسی را آزار ندادم. فقط میخواهم دوباره دنیا را ببینم.»
مرجان حالا نه ثروت میخواهد، نه زندگی لوکس؛ فقط میخواهد نور دوباره به زندگیاش برگردد؛ برای دیدن چهره آدمها، برای دیدن آسمان و برای اینکه یک روز صبح، چشمهایش را باز کند و دنیا دوباره برایش قابل دیدن باشد.
شماره کارت به نام الهام کریمی:
5894631178415469
ارسال نظر