فیلم گفتگوی متفاوت رکنا از چگونگی نجات شایان ۶ ساله از چنگ آدم ربایان

در گفتگوی متفاوت رکنا، مسعود ابراهیمی، مدیرمسئول خبرگزاری رکنا، این پرونده را از دو زاویه متفاوت اما به هم پیوسته بررسی کرده است؛ یک سو سرهنگ محمد گروسی از کارآگاهان ویژه پلیس آگاهی که از جزئیات عملیات شناسایی، تعقیب و دستگیری آدم ربایان و لحظات حساس نجات شایان می گوید و سوی دیگر دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی که به سراغ بخش کمتر دیده شده چنین پرونده هایی رفته است؛ یعنی زخمی که ممکن است پس از بازگشت کودک به خانه همچنان در ذهن و روان خانواده باقی بماند.

این گفتگو از جایی آغاز می شود که سرهنگ گروسی متوجه می شود محل نگهداری شایان در تهران شناسایی شده است؛ آن هم در شرایطی که بیشتر خودروهای پلیس آگاهی در ماموریت بودند و تنها یک خودرو در اختیار او قرار داشت؛ خودرویی که به گفته او لنت جلوی آن را نداشت و عملا با مشکل جدی ترمز روبه رو بود.

کودک ربایی

سرهنگ گروسی درباره آن لحظات می گوید:

سرهنگ محمد گروسی:

ابتدا تشکر می کنم از خبرگزاری رکنا و اینکه دغدغه های مردم را به تصویر می کشید. همان زمانی که شما در روزنامه ایران دبیر گروه حوادث بودید هم همیشه بهترین خبرهای حوادثی را پوشش می دادید. امروز هم خدا را شکر این پرونده ها را تحلیل می کنید. دغدغه عموم مردم، فکر می کنم قبل از هر چیز جان انسان هاست و در این چند جلسه ای که خدمت شما بودم، بیشتر درباره جان انسان ها صحبت کردیم.

همان طور که فرمودید، پسر بچه ۶ ساله ای به نام شایان در شهرستان رشت ربوده شد. محل وقوع جرم رشت بود و به دلیل شناسایی محل اختفای کودک ربایان در تهران، پرونده با نیابت قضایی به تهران منتقل شد. در تهران نیز آدم ربایان به همراه قربانی، در یک عملیات ویژه دستگیر و تحویل مقامات قضایی شدند.

دقیقا یادم هست روز پنجشنبه بود. مهمان داشتم و قرار بود به خانه بروم. حدود ساعت دو بعدازظهر، در اتاق را قفل کردم که از محل کار خارج شوم، اما دیدم تلفن داخل اتاق زنگ می خورد. برگشتم، گوشی را برداشتم و متوجه شدم محل نگهداری بچه پیدا شده و شایان در تهران است.

تعداد خودروهای پلیس آگاهی محدود بود و ماموران هم برای انجام ماموریت های مختلف خارج از اداره بودند. یک خودرو باقی مانده بود که لنت جلوی آن را نداشت.

البته بهتر است از جناب سرگرد فتوت هم یاد کنم که خوشبختانه آن روز هنوز در اداره بودند. به ایشان گفتم باید به غرب تهران برویم؛ یکی از مناطق غرب تهران، خیابان کمیل.

با همان خودرو حرکت کردیم و البته ایشان هم می دانستند که خودرو ترمز ندارد.

ساعت دو بعدازظهر روز پنجشنبه را تصور کنید؛ از خیابان وحدت اسلامی می خواهید به خیابان کمیل بروید، آن هم با خودرویی که ترمز ندارد!

اما در پرونده آدم ربایی، نه می شود بی محابا تعجیل کرد و نه می شود بیش از اندازه صبر کرد. هر دو خطرناک است، چون جان یک انسان در معرض خطر است. در چنین پرونده ای لحظات برای ما بسیار سرنوشت ساز است.

حرکت کردیم و به محل رسیدیم...

وقتی کودک به خانه برمی گردد، آیا ماجرا تمام شده است؟

در ادامه این گفتگو، مسعود ابراهیمی از زاویه ای متفاوت وارد پرونده می شود و این بار از دکتر مریم سامانی می پرسد: خانواده ای که فرزندش ربوده شده، در آن ساعات و روزهای پراضطراب چه فشار روانی را تحمل می کند؟ آیا خانواده باید با آدم ربا همراه شود، پول بدهد و بدون اطلاع پلیس برای آزادی کودک اقدام کند؟

دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی، در پاسخ می گوید:

خانواده ها در چنین شرایطی دچار چیزی می شوند که در روانشناسی از آن با عنوان «سوگ مبهم» یاد می شود؛ یعنی فرد نمی داند فرزندش زنده است یا نه، اما همزمان امید دارد که زنده باشد. همین تناقض روانی فشار بسیار شدیدی به خانواده وارد می کند.

در بسیاری از موارد، ممکن است علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نیز ایجاد شود؛ اضطراب، افسردگی، ترس و فشار روانی شدیدی که ممکن است مدت ها و حتی سال ها باقی بماند.

حتی زمانی که کودک به کانون خانواده برمی گردد و از نظر ظاهری پرونده تمام شده است، ممکن است تازه یک گره روانی جدید آغاز شود.

نگاه بسیاری از مردم و حتی رسانه ها این است که «کودک سالم به خانه برگشت و ماجرا تمام شد»، اما الزاما این طور نیست.

وقتی فرد در چنین شرایطی قرار می گیرد، نمی توان به او گفت «سوگوار نباش»، «بی قرار نباش» یا «خودت را کنترل کن». مغز وارد شرایطی می شود که فرد کنترل کاملی بر واکنش های خود ندارد. ترس شدید و فشار روانی می تواند واکنش های جسمی و روانی گسترده ای ایجاد کند و فرد برای عبور از این شرایط به فرصت و حمایت نیاز دارد.

این تازه آغاز یک گفتگوی متفاوت است

رکنا در این مجموعه گفتگو تلاش کرده است پرونده های مهم را تنها از یک زاویه روایت نکند.

در این قالب متفاوت، خبرنگار، پلیس و روانشناس در کنار یکدیگر یک پرونده را بررسی می کنند؛ پلیس از آنچه در صحنه و عملیات گذشته می گوید، روانشناس از آنچه در ذهن و روان قربانی و خانواده می گذرد و خبرنگار تلاش می کند قطعات این روایت را کنار هم قرار دهد تا مخاطب تصویری کامل تر از یک پرونده مهم داشته باشد.

پرونده ربوده شدن و نجات شایان نیز در ۸ قسمت دیگر ادامه خواهد داشت و در قسمت های بعدی، جزئیات بیشتری از روند شناسایی، عملیات دستگیری، لحظات نجات کودک و همچنین پیامدهای روانی چنین حادثه ای بررسی خواهد شد.

قسمت دوم این گفتگوی متفاوت را فردا شب، ساعت ۲۱:۳۰ در رکنا دنبال کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1252702