لبخندهای شیطانی سهیلا زن صیغه ای!

به گزارش گروه آرشیو رکنا، آن‌روز او را با ماشین تا نزدیکی خانه‌شان رساندم. لبخندهای شیطانی‌اش دلم را لرزاند و اسیر هوا‌ وهوس شدم.

سهیلا می‌گفت مطلقه است و از من می‌خواست از نظر عاطفی بیشتر هوایش را داشته باشم. او را به عقد موقت خودم درآوردم. به‌طورپنهانی در ارتباط بودیم.

من در یک شرکت دولتی استخدام شدم و مجبور بودم به‌خاطر شرایط شغلی‌ام از مشهد بروم.

سهیلا هر دو پایش را توی یک کفش کرده بود و می‌گفت باید او را همراه خود ببرم.

اصلا شرایطم را درک نمی‌کرد. من از او خداحافظی کردم و راهی شهر غربت شدم. مدتی گذشت، با دخترعمویم ازدواج کردم.

احساس تنهایی و غربت آزارم می‌داد و به‌همین‌خاطر بعد از سه ماه، زندگی مشترک خود را آغاز کردم.

سهیلا که می‌دانست کجا کار می‌کنم، شماره محل کارم را پیدا کرده بود و دم ‌به‌ثانیه زنگ می‌زد.

از ترس آبرویم با او تماس گرفتم، می‌گفت قصد خودکشی دارد و در نامه‌ای می‌نویسد که من عامل این بدبختی‌اش هستم. مزاحمت‌های آزاردهنده‌اش دوباره شروع شد و این اواخر می‌گفت که ایدز دارد و... .

دچار وحشت شده بودم که مبادا من هم آلوده‌ شده باشم. دیوانه‌ام کرده بود، بالاخره حرفش را زد و حالا ١٠میلیون تومان پول می‌خواهد تا دست از سرم بردارد. همسرم نیز متوجه شده و... .برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 502368
  • فیلم / مرگ دختر جوان بر اثر سقوط از طبقه یازدهم