فراموشی و بیتوجهی؛ داستان غمانگیز سالگرد درگذشت منصور پورحیدری
ورزشی رکنا: در دنیای امروز، جایی که سرعت زندگی و حجم اطلاعات بیپایان است، فراموشی و بیتوجهی به گذشته و ارزشهای آن، به یک معضل تبدیل شده است.
به گزارش رکنا، این موضوع به ویژه در مورد بزرگداشت و یادبود افراد تاثیرگذار و اسطورهای، بیشتر به چشم میخورد. داستان منصور پورحیدری، پیشکسوت باشگاه استقلال، نمونهای از این فراموشی و بیتوجهی است که در سالگرد درگذشتش، غمانگیز و تاملبرانگیز به نظر میرسد.
◾️اسطورهای که فراموش شد
منصور پورحیدری، نامی آشنا برای هواداران فوتبال ایران و به ویژه باشگاه استقلال است. او نه تنها به عنوان یک بازیکن و مربی موفق، بلکه به عنوان یک انسان با اخلاق و متواضع، در یادها باقی مانده است. پورحیدری، که در دوران بازیگری خود، به عنوان یک مدافع مستحکم و قابل اعتماد شناخته میشد، پس از بازنشستگی، به عنوان مربی و مدیر، به باشگاه استقلال خدمت کرد. او در دوران مربیگری خود، توانست قهرمانیهای متعددی را برای این باشگاه به ارمغان بیاورد و نام خود را به عنوان یکی از اسطورههای باشگاه استقلال، جاودانه کند.
با این حال، زمانی که پورحیدری در سال ۱۳۹۵ درگذشت، واکنشهای احساسی و پرشور هواداران و همکاران او، نشان از اهمیت و تاثیرگذاری این شخصیت داشت. القاب و عبارات ستایشآمیز مانند «اسطوره»، «پدر معنوی» و ... در وصف او به کار برده شد. اما، آیا این احساسات و ستایشها، در عمل و در زمان مناسب، به یادبود و بزرگداشت او تبدیل شدند؟
◾️سالگردی که فراموش شد
دهمین سالگرد درگذشت منصور پورحیدری، در صبح جمعه، در قطعه نامآوران و بر سر مزار او برگزار شد. اما، این مراسم، با غیبت قابل توجهی از سوی فوتبالیستها، به ویژه همدورهایها و شاگردان پورحیدری، مواجه شد. در حالی که انتظار میرفت این مراسم، به یک گردهمایی بزرگ از پیشکسوتان، بازیکنان و مدیران باشگاه استقلال تبدیل شود، تنها تعداد انگشتشماری از آنها حضور یافتند.
ستار همدانی، یکی از شاگردان پورحیدری، در کنار فریده شجاعی (همسر پورحیدری) و علی پورحیدری (فرزند او)، ناصر صرافان (هوادار قدیمی باشگاه)، مهدی واعظی (مدیر روابط عمومی باشگاه) و رضا مجاوری (مدیر رسانهای تیم پیشکسوتان)، از معدود حاضران در این مراسم بودند. غیبت مدیران، بازیکنان و همدورهایهای پورحیدری، نه تنها باعث تعجب، بلکه گلایههای همسر او را نیز به همراه داشت.
◾️چرا غیبتها قابل توجیه نیست؟
غیبت شاگردان و همدورهایهای پورحیدری در مراسم سالگردش، به ویژه با توجه به نقش و تاثیر او در باشگاه استقلال، قابل توجیه به نظر نمیرسد. زمانی که کانون پیشکسوتان استقلال شکل گرفت، اکثر افراد حاضر در این کانون، شاگردان پورحیدری هستند. بنابراین، انتظار میرفت که آنها، به عنوان کسانی که از نزدیک با او کار کردهاند، در مراسم سالگردش حضور یابند و یاد و نام او را گرامی بدارند.
یکی از وظایف اصلی کانون پیشکسوتان، هماهنگ کردن پیشکسوتان و مدیران برای حضور در چنین مراسمهایی است. با این حال، نه تنها این وظیفه به درستی انجام نشد، بلکه حتی با خانواده پورحیدری نیز برای برگزاری این مراسم، هماهنگی لازم صورت نگرفت. آنها در قبال محمد خضرائی هم کوتاهی کردند و از طرفی به نخستین سالگرد اکبر کارگرجم هم کم لطف بودند. این بیتوجهیها و سهلانگاریها، نه تنها به خانوادههای پورحیدری، کارگرجم و خضرائی بلکه به تمام هواداران و طرفداران آنها، توهین و بیاحترامی است.
◾️درسهایی از فراموشی
داستان منصور پورحیدری و سالگرد فراموششده اکبر کارگرجم و بیتوجهی به محمد خضرائی در دوران درمان، درسهای مهمی برای ما دارد. نخست اینکه، ستایش و بزرگداشت افراد تاثیرگذار، تنها در زمان حیات آنها معنی ندارد. یادبود و گرامیداشت آنها، پس از درگذشتشان، نیز اهمیت دارد و نشاندهنده وفاداری و قدردانی از زحمات و خدمات آنهاست.
دوم اینکه، فراموشی و بیتوجهی به گذشته، میتواند باعث از دست دادن ارزشها و الگوهایی شود که برای ما اهمیت دارند. پورحیدری، کارگرجم و خضرائی نه تنها به عنوان یک فوتبالیست، بلکه به عنوان یک انسان با اخلاق و متواضع، الگوی بسیاری از بازیکنان و هواداران بودند. فراموشی آنها، به معنی از دست دادن یک الگوی ارزشمند است.
سرانجام، این داستان، به ما یادآوری میکند که وظیفه ما، به عنوان افراد جامعه، تنها محدود به ستایش و تحسین افراد در زمان حیاتشان نیست. ما باید یاد بگیریم که چگونه یاد و نام آنها را، پس از درگذشتشان، نیز گرامی بداریم و قدردان زحمات و خدماتشان باشیم.
◾️نتیجهگیری
منصور پورحیدری، اکبر کارگرجم و محمد خضرائی اسطورههایی بودند که در زمان حیاتشان، مورد ستایش و تحسین قرار گرفتند، اما پورحیدری و کارگرجم در سالگرد درگذشتشان، محمد خضرائی هم در دوران درمان و هم پس از درگذشتش فراموش شدند. این فراموشی، نه تنها به خانواده و هواداران آنها، بلکه به تمام جامعه فوتبال ایران، توهین و بیاحترامی است. ما باید بیاموزیم که چگونه یاد و نام افراد تاثیرگذار را، نه تنها در زمان حیاتشان، بلکه پس از درگذشتشان نیز، گرامی بداریم. این، نه تنها نشاندهنده وفاداری و قدردانی است، بلکه به ما کمک میکند تا ارزشها و الگوهایی را که برای ما اهمیت دارند، حفظ کنیم.
در پایان، امید است که داستان منصور پورحیدری، به عنوان یک زنگ هشدار، ما را به یادآوری و گرامیداشت افراد تاثیرگذار در زندگیمان، ترغیب کند.
✍️ مجید روانستان
-
پیشرفت جلوه های ویژه اسپایدرمن طی 50 سال
ارسال نظر