کار هیبریدی؛ آنچه پشت مرزهای نامرئی می‌ گذرد / پژوهش تازه چه می گوید؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا،در این مطالعه پژوهشگران سراغ افرادی رفتند که پیش تر در دوران همه گیری درباره تجربه کاری شان مصاحبه شده بود و دوباره از آنها خواستند توضیح دهند زندگی شغلی شان پس از عادی تر شدن شرایط چگونه تغییر کرده است. شرکت کنندگان از مزایایی مثل آزادی بیشتر در انتخاب محل کار، امکان تمرکز در خانه و انعطاف در برنامه روزانه حرف زدند، اما همزمان از فشاری گفتند که در مدل های جدید کار به شکل دیگری خودش را نشان می دهد؛ فشاری که همیشه با ساعت حضور در اداره قابل اندازه گیری نیست. یکی از موضوعاتی که در مصاحبه ها تکرار شد، اضافه بار کاری بود. وقتی بخش بزرگی از ارتباطات به ایمیل، پیام، تماس تصویری و سامانه های آنلاین منتقل می شود، کار می تواند به جای اینکه در یک محل مشخص تمام شود، در طول روز پخش شود. فرد ممکن است صبح زود پیام کاری را ببیند، عصر جلسه آنلاین داشته باشد و شب قبل از خواب فقط برای چند دقیقه دوباره ایمیلش را چک کند. هیچکدام از این لحظه ها به تنهایی طولانی نیستند، اما وقتی کنار هم قرار می گیرند می توانند احساس همیشه سر کار بودن ایجاد کنند.

وقتی خانه دیگر فقط خانه نیست

یکی از تغییرات اساسی کار هیبریدی این است که مرز فیزیکی میان کار و زندگی شخصی ضعیف تر می شود. در مدل سنتی، رفتن به محل کار و برگشتن به خانه یک مرز واضح ایجاد می کرد. حتی مسیر رفت وآمد، با همه سختی هایش، برای مغز یک پیام داشت: اکنون وارد نقش شغلی می شوی و اکنون از آن خارج می شوی.

در کار هیبریدی این نشانه های بیرونی کمتر می شوند. میز غذاخوری می تواند صبح محل جلسه کاری باشد و شب محل شام خانوادگی. اتاق خواب می تواند همزمان محل استراحت و محل پاسخ دادن به ایمیل باشد. همین همپوشانی ساده می تواند باعث شود مغز زمان پایان کار را به روشنی تشخیص ندهد.

شرکت کنندگان پژوهش از این تغییر به شکل های مختلف صحبت کردند. بعضی از آنها انعطاف را بسیار ارزشمند می دانستند و می گفتند در خانه بهتر تمرکز می کنند یا بدون رفت وآمد انرژی بیشتری برای کار دارند. اما برخی دیگر از این گفتند که کار وارد زمان هایی شده که قبلا به زندگی شخصی تعلق داشت و در نتیجه، جدا شدن ذهنی از کار دشوارتر شده است.

کار هیبریدی چیست؟ 1

تلنگر روانشناسی؛ انعطاف بدون مرز همیشه آزادی نیست

دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه می گوید: مهمترین نکته روان شناختی ماجرا همین است. انسان فقط به آزادی نیاز ندارد؛ به مرز هم نیاز دارد. اگر هر ساعت از روز بالقوه بتواند ساعت کار باشد، مغز کمتر فرصت پیدا می کند وارد حالت بازیابی شود. مشکل همیشه تعداد ساعات رسمی کار نیست. ممکن است فرد از نظر قراردادی همان هشت ساعت قبلی را کار کند، اما ذهنش از صبح تا شب در حالت آماده باش بماند. یک اعلان، یک ایمیل یا یک پیام کوتاه کاری می تواند چرخه استراحت را قطع کند و ذهن را دوباره وارد حالت حل مسئله کند. به همین دلیل ممکن است فرد آخر شب بگوید: امروز که کار خاصی نکردم، پس چرا اینقدر خسته ام؟ در حالی که مسئله فقط حجم کار نیست؛ تکه تکه شدن استراحت هم می تواند فرساینده باشد.

تلنگر اینجاست که اگر خانه همیشه بتواند دفتر کار باشد، باید عمدا چیزی بسازیم که به مغز بگوید کار تمام شده است. در غیر این صورت، انعطاف ممکن است آرام آرام به در دسترس بودن دائمی تبدیل شود.

کاهش ارتباط چهره به چهره هم بی هزینه نیست

موضوع دیگری که در مصاحبه ها مطرح شد، کاهش ارتباط مستقیم با همکاران بود. جلسه آنلاین اطلاعات را منتقل می کند، اما همیشه جای برخوردهای کوتاه و غیررسمی را نمی گیرد؛ همان چند دقیقه گفت وگو در راهرو، شوخی کوتاه قبل از جلسه یا سوالی که بدون تعیین وقت رسمی از یک همکار پرسیده می شود.

این تعامل های کوچک شاید از بیرون کم اهمیت به نظر برسند، اما بخشی از احساس تعلق به محیط کار را می سازند. کار هیبریدی می تواند به بعضی افراد تمرکز بیشتری بدهد، اما برای بعضی دیگر احساس انزوا یا فاصله از تیم را بیشتر کند.

پژوهش تازه هم نشان داد شرکت کنندگان این موضوع را دوگانه تجربه کرده اند. برخی از کم شدن وقفه های محیط کار راضی بودند و برخی دیگر دلتنگ ارتباط انسانی تر و خودجوش تر شده بودند. این تفاوت نشان می دهد نمی توان یک نسخه واحد برای همه کارکنان پیچید.

مدل هیبریدی فقط برای بعضی ها جواب می دهد!

یکی از دام های رایج در بحث کار از خانه این است که سوال را دو قطبی کنیم: کار حضوری بهتر است یا دورکاری؟ داده های این مطالعه نشان می دهند تجربه افراد بسیار متفاوت است. کسی که در خانه فضای آرام، اینترنت مناسب و استقلال شغلی دارد ممکن است با دورکاری بسیار بهتر عمل کند. در مقابل، فردی که در خانه فضای خصوصی ندارد، مسئولیت مراقبت از کودک یا سالمند بر عهده اوست یا برای انگیزه و تمرکز به حضور فیزیکی دیگران نیاز دارد، ممکن است همان مدل را فرساینده بداند.

حتی یک فرد ممکن است برای انواع مختلف کار نیازهای متفاوتی داشته باشد. نوشتن، تحلیل و کار عمیق شاید در خانه بهتر پیش برود، اما کار تیمی، آموزش یا حل تعارض ممکن است در حضور فیزیکی ساده تر باشد. بنابراین شاید سوال مناسب این نباشد که «کجا کار کنیم؟» بلکه این باشد که کدام نوع کار، در کدام محیط و با چه مرزی بهتر انجام می شود؟

مشکل دیگر؛ بازگشت به اداره هم همیشه راه حل نیست

بعد از همه گیری، بعضی سازمان ها تلاش کردند کارکنان را دوباره به حضور کامل برگردانند. اما این رویکرد نیز می تواند بخشی از مزایایی را که کارکنان تجربه کرده اند از بین ببرد. در پژوهش، انعطاف و امکان انتخاب محل کار از مواردی بود که بعضی شرکت کنندگان همچنان مثبت می دانستند.از نظر روانشناختی، احساس کنترل بر نحوه انجام کار می تواند اهمیت زیادی داشته باشد. وقتی فرد بتواند بخشی از برنامه یا محیط کاری خود را تنظیم کند، ممکن است احساس استقلال و رضایت بیشتری داشته باشد بنابراین هدف لزوما بازگشت کامل به مدل قبل از کرونا نیست، بلکه پیدا کردن تعادلی است که هم انعطاف داشته باشد و هم مرز.

کار هیبریدی چیست؟

چند نشانه که نشانگر ورود کار به زندگی شخصی است

محو شدن مرز کار و زندگی معمولا یک روزه اتفاق نمی افتد. ممکن است فرد ابتدا فقط هنگام شام یک پیام کاری را جواب دهد. بعد کم کم بررسی ایمیل قبل از خواب عادی شود. آخر هفته لپ تاپ را برای انجام «یک کار کوچک» باز کند و ذهنش حتی وقتی پشت سیستم نیست، همچنان درگیر وظایف روز بعد بماند.

وقتی فرد احساس می کند باید همیشه در دسترس باشد، در زمان استراحت هم به کار فکر می کند، از پیام های کاری خارج از ساعت اداری مضطرب می شود یا نمی تواند بدون احساس گناه لپ تاپ را ببندد، شاید مسئله دیگر فقط بهره وری نباشد. مرز روانی کار در حال عقب نشینی است. نکته مهم این است که مسئولیت این مسئله فقط بر دوش فرد نیست. فرهنگ سازمانی، انتظارات مدیر، حجم کار و زمان ارسال پیام ها همگی روی این مرز اثر می گذارند. اگر سازمانی عملا از کارکنان انتظار پاسخ شبانه داشته باشد، توصیه فردی گوشی ات را کنار بگذار؛ به تنهایی کافی نیست.

چه چیزی می تواند کمک کند؟

یکی از ساده ترین راه ها ساختن یک آیین پایان کار است. در کار حضوری، خروج از ساختمان این نقش را ایفا می کرد. در خانه می توان آن را عمدا ساخت؛ بستن لپ تاپ در ساعت مشخص، خاموش کردن اعلان های کاری، تغییر لباس، چند دقیقه پیاده روی یا حتی جمع کردن وسایل کار از روی میز می توانند برای مغز علامت پایان شیفت باشند.

مشخص کردن ساعت هایی که در آنها پاسخ دادن به پیام کاری ضروری نیست نیز می تواند کمک کند. اگر تیم و مدیر از این مرز حمایت کنند، کارکنان راحت تر از حالت آماده باش خارج می شوند. در روزهای حضور در خانه، جدا کردن محل کار از محل خواب و استراحت نیز تا حد امکان مفید است؛ حتی اگر این جدایی فقط یک میز مشخص یا جمع کردن لپ تاپ پس از پایان روز باشد. در عین حال، حفظ ارتباط انسانی نیز اهمیت دارد. جلسه های حضوری هدفمند، گفت وگوهای غیررسمی کوتاه و فرصت هایی برای ارتباط واقعی می توانند بخشی از چیزی را که در کار کاملا آنلاین از دست می رود جبران کنند.

این پژوهش را نباید بیش از حد تعمیم داد

مطالعه تازه فقط ۱۶ دانشگاهی را دوباره مورد مصاحبه قرار داده است و روش آن کیفی بوده؛ یعنی هدف پژوهش اندازه گیری شیوع یک مشکل در کل جامعه نبوده، بلکه شناخت عمیق تر تجربه افراد بوده است. بنابراین نمی توان گفت همه کارکنان هیبریدی همین مشکلات را تجربه می کنند یا درصد مشخصی از آنها در معرض فرسودگی هستند. در عین حال، همین نوع مطالعه می تواند جزئیاتی را نشان دهد که در پرسشنامه های بزرگ دیده نمی شوند؛ مثلا اینکه چرا یک فرد از آزادی دورکاری لذت می برد اما همان زمان احساس می کند هیچ وقت واقعا از کار خارج نمی شود.

یادگیری در یک  دقیقه

کار هیبریدی احتمالا قرار نیست ناپدید شود و شاید برای بسیاری از افراد یکی از بهترین تغییرات دنیای کار باشد. اما انعطاف زمانی مفید است که همراه با توانایی خاموش کردن کار نیز باشد. اگر هر اتاقی بتواند دفتر کار باشد، هر ساعت هم می تواند ساعت کار شود؛ مگر اینکه مرزی آگاهانه برای آن ساخته شود.

 یکی از مهمترین سوال های دنیای جدید کار این نیست که چند روز در هفته از خانه کار کنیم؟ بلکه این است: وقتی کار تمام می شود، چه چیزی به مغز ما می گوید حالا می توانی واقعا از کار خارج شوی؟

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1246958
  • نگاهی به خونه و زندگی جدید مریم کاویانی / از کتابخونه پر از کتاب تا ویوی ابدی و زیبای خانه جدید خانم بازیگر