راز مرگ تاجر 70 ساله با اعتراف همسر و پسرش فاش شد/ فقط می خواستیم تنبیه اش کنیم!
رکنا: راز مرگ مشکوک تاجر 70 سالهای که در خانهاش جان باخته بود، با تحقیقات پلیس فاش شد؛ همسر سوم و پسر 15 ساله مقتول با اعتراف به بستن دستوپا و خوراندن قرص خوابآور، مدعی شدند قصد کشتن او را نداشته و تنها میخواستند «تنبیهاش کنند.»
راز مرگ مشکوک مردی ۷۰ ساله که در خانهاش جان باخته بود، با بررسیهای تخصصی پلیس به یک پرونده قتل خانوادگی تبدیل شد.
ماجرا از ساعت 11 شب پنجشنبه گذشته آغاز شد؛ زمانی که پسر جوان مقتول با پلیس تماس گرفت و از فوت پدرش خبر داد.
با حضور بازپرس ویژه قتل و تیم بررسی صحنه جرم، وی در اظهارات خود گفت: «پدرم تاجر پارچه بود و چند سال قبل برای سومین بار ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری ۱۵ ساله است. مدتی بود که پدرم میگفت همسر و پسرش او را اذیت میکنند و حتی مورد ضرب و جرح قرار میدهند. از روز قبل هرچه با او تماس گرفتم، پاسخی نداد. امروز به خانهاش رفتم اما همسرش گفت ناهار خورده و خوابیده است. از او خواستم بیدارش کند، اما وقتی وارد اتاق شد، دقایقی بعد با وحشت بیرون آمد و گفت پدرت نفس نمیکشد.»
همسر ۴۷ ساله مقتول نیز در تحقیقات اولیه همین روایت را تأیید کرد، اما بررسیهای پزشکی قانونی با اظهارات او همخوانی نداشت. کارشناسان اعلام کردند مرد ۷۰ ساله حدود یک شبانهروز قبل جان باخته و آثار کبودی روی دستها، پاها و دهانش نیز نشاندهنده ضرب و جرح بوده است.
با جمعبندی شواهد و مستندات، فرضیه قتل قوت گرفت و همسر سوم مقتول به همراه پسر ۱۵ سالهاش به اتهام قتل عمد بازداشت شدند. متهمان که راهی برای انکار نداشتند، در بازجوییها به ارتکاب جنایت اعتراف کردند. پس از آن، زن میانسال برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی و پسر نوجوان نیز به دادسرای ویژه جرایم اطفال منتقل شد.
زن ۴۷ ساله در تشریح جزئیات ماجرا گفت: «قصد کشتن همسرم را نداشتیم و فقط میخواستیم او را تنبیه کنیم. حدود ۲۴ ساعت قبل از کشف جسد، داخل چای او قرص خوابآور ریختم. بعد از اینکه خوابش برد، با کمک پسرم دستها، پاها و دهانش را بستیم و او را داخل اتاق خواب گذاشتیم.»
او درباره انگیزه این اقدام نیز گفت: «همسرم بداخلاق و بسیار خسیس بود. برای گرفتن پول باید بارها التماس میکردیم و از رفتارهایش خسته شده بودیم.»
این زن در ادامه اعترافاتش افزود: «چند ساعت بعد به سراغش رفتیم و دیدیم به سختی نفس میکشد، برای همین چسب روی دهانش را باز کردیم. ظهر روز بعد دوباره به اتاق رفتیم و متوجه شدیم دیگر نفس نمیکشد. دست و پاهایش را باز کردیم و تصمیم گرفتیم چند ساعت بعد با اورژانس تماس بگیریم و بگوییم هنگام استراحت فوت کرده است، اما قبل از اجرای این نقشه، پسر بزرگ مقتول به خانه آمد و ماجرا فاش شد.»
وی همچنین درباره نقش پسر ۱۵ سالهاش گفت: «او فقط در بستن دست و پاهای پدرش به من کمک کرد. هیچکدام قصد کشتنش را نداشتیم و فقط میخواستیم تنبیهاش کنیم، اما این کار به مرگ او ختم شد.»
تحقیقات درباره ابعاد این پرونده همچنان ادامه دارد.
-
فیلم از راز رستورانی شدن سیب زمینی سرخ شده