رکنا گزارش می دهد؛
پروازها یکی یکی متوقف می شوند / برنامه دولت پزشکیان برای مردم چیست؟
رکنا اقتصادی: پروازها یکی یکی محدود و متوقف می شوند؛ از نجف و امارات تا مسیرهایی که عبور از حریم هوایی آنها برای ایرلاین های ایرانی با مشکل مواجه شده است. پشت هر پرواز لغوشده اما فقط یک هواپیما و یک بلیت قرار ندارد؛ بیماری است که باید به پزشک برسد، دانشجویی که باید سر کلاس حاضر شود، تاجری که موعد قراردادش نزدیک است و خانواده ای که شاید برای دیدن عزیزش راهی سفر شده باشد. حالا پرسش مردم از دولت روشن است: اگر این روند ادامه پیدا کند و مسیرهای هوایی ایران یکی پس از دیگری محدود شوند، برای سفرهای ضروری مردم چه برنامه ای دارید؟
به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، در چند روز گذشته، یکی پس از دیگری خبرهایی از توقف، محدودیت یا تغییر مسیر پروازهای ایران منتشر شده است. در یک سو تحریم های جدید آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران قرار دارد و در سوی دیگر، تصمیم برخی کشورهای منطقه برای محدود کردن پذیرش پروازهای شرکت های هواپیمایی ایرانی. همزمان، محدودیت در استفاده از برخی حریم های هوایی نیز نشان داده است که مشکل تنها مقصد هواپیما نیست؛ حتی مسیر رسیدن هواپیما به مقصد نیز می تواند تحت تاثیر قرار بگیرد. وزارت خزانه داری آمریکا در 8 سپتامبر اعلام کرد 36 فرد و نهاد مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرده و 27 شرکت هواپیمایی ایرانی را در فهرست تحریم های خود قرار داده است. در این اطلاعیه همچنین به شرکت ها و اشخاص خارجی درباره پیامدهای همکاری با مجموعه های تحریم شده هشدار داده شد.
از 23 سپتامبر، دامنه عملی این فشارها بیشتر مورد توجه قرار گرفت. خدماتی مانند سوخت رسانی، خدمات زمینی، فرودگاهی و سایر همکاری های مورد نیاز ایرلاین ها می تواند در معرض ریسک تحریم های ثانویه قرار گیرد؛ موضوعی که برای شرکت ها و فرودگاه های خارجی، تصمیم گیری درباره ادامه همکاری با ایرلاین های ایرانی را دشوارتر می کند. اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، فاصله کوتاه میان یک تصمیم سیاسی و اثر آن بر زندگی مسافر است.
پروازها یکی یکی لغو شد
در 25 سپتامبر، فرودگاه نجف اعلام کرد تمامی پروازهای ورودی و خروجی میان ایران و نجف تا اطلاع ثانوی متوقف می شود. این تصمیم در حالی گرفته شد که نجف برای شبکه پروازی ایران فقط یک مقصد عادی نیست؛ مقصدی است که سالانه تعداد زیادی از مسافران ایرانی برای زیارت، دیدار خانوادگی، کار، تحصیل و دیگر امور به آن سفر می کنند.
سازمان هواپیمایی کشوری پس از توقف این مسیر، از شرکت های هواپیمایی خواست فروش بلیت را متوقف کنند و وجه بلیت پروازهای تعلیق شده بدون کسر جریمه به مسافران بازگردانده شود. همچنین از ایرلاین ها خواسته شد برای جابه جایی مسافرانی که در دو سوی مرز گرفتار شده اند، پروازهای داخلی به فرودگاه های مرزی را برنامه ریزی کنند.
در نگاه اول، این تصمیم می تواند راه حلی برای مسافر گرفتار باشد؛ اما برای همه یک راه حل ساده نیست. مسافری که قرار بوده با یک پرواز مستقیم به مقصد برسد، حالا ممکن است مجبور شود ابتدا خود را به یک مرز زمینی برساند، از مرز عبور کند و سپس با یک وسیله نقلیه یا پرواز دیگر مسیر خود را ادامه دهد. برای یک فرد جوان شاید این تغییر فقط به معنای زمان و هزینه بیشتر باشد؛ اما برای سالمند، کودک، بیمار یا فرد دارای محدودیت حرکتی، شرایط کاملا متفاوت است.
امارات متحده عربی نیز پرواز شرکت های هواپیمایی ایرانی به مقصد و از مبدا این کشور را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد. اهمیت این اتفاق فقط در حذف چند پرواز تهران ـ دبی خلاصه نمی شود. امارات و به ویژه دبی، برای بخشی از مسافران ایرانی در سال های گذشته یک مقصد مهم تجاری و همچنین نقطه اتصال به شبکه گسترده تر پروازهای بین المللی بوده است.
وقتی چنین مسیری از شبکه خارج می شود، مسافر تنها یک مقصد را از دست نمی دهد؛ بخشی از گزینه های خود برای ادامه سفر را نیز از دست می دهد. ممکن است پرواز مستقیم با دو پرواز جایگزین شود، زمان سفر افزایش پیدا کند، مسافر به ویزای ترانزیتی نیاز پیدا کند یا مجبور شود بخشی از مسیر را زمینی طی کند. هر کدام از این تغییرات نیز هزینه و ریسک جدیدی به سفر اضافه می کند.
![]()
ماجرا حتی به فرودگاه مقصد هم محدود نمانده است
در روزهای اخیر یک پرواز تهران ـ دوشنبه پس از صادر نشدن مجوز عبور از حریم هوایی ترکمنستان مجبور به بازگشت شد. سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد ترکمنستان مجوز عبور ایرلاین های ایرانی از حریم هوایی خود را صادر نکرده است.
همچنین مسیر پروازی دوشنبه به مشهد هواپیمای ایرانی که با دور زدن کشور ترکمنستان که مدت زمان پرواز را به 4 ساعت افزایش داده است و منطقا افزایش نرخ بلیط را در پی خواهد داشت.
بنابراین، بسته شدن یک مسیر هوایی لزوما با اعلام «تعلیق پرواز» آغاز نمی شود. گاهی یک کشور مسیر عبور را محدود می کند و هواپیما مجبور می شود مسیر طولانی تری را انتخاب کند. نتیجه می تواند افزایش زمان پرواز، مصرف سوخت، هزینه عملیاتی و در نهایت افزایش هزینه سفر باشد. در شرایطی نیز ممکن است مسیر جایگزین آن قدر پیچیده یا پرهزینه باشد که انجام پرواز دیگر توجیه عملیاتی نداشته باشد.
پشت هر پرواز، یک زندگی قرار دارد
اگر مسافر یک سفر تفریحی داشته باشد، لغو پرواز ممکن است با تغییر تاریخ سفر حل شود. اما برای همه مسافران چنین امکانی وجود ندارد. بیماری را تصور کنید که برای یک عمل جراحی، درمان تخصصی، پیوند، آزمایش یا ویزیت پزشکی در کشور دیگری وقت گرفته است. وقت پزشک ممکن است هفته ها یا ماه ها قبل تعیین شده باشد و تغییر آن ساده نباشد. در چنین شرایطی، لغو پرواز فقط به معنای استرداد وجه بلیت نیست. بیمار باید دوباره وقت بگیرد، ممکن است هزینه اقامت بیشتری بپردازد و در برخی موارد حتی برنامه درمانی او تحت تاثیر قرار گیرد. همراه بیمار نیز باید بتواند خود را به مقصد برساند. بنابراین در سفرهای درمانی، هر ساعت تاخیر و هر تغییر مسیر می تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
از همین رو، یکی از نخستین موضوعاتی که در صورت تداوم محدودیت های هوایی باید مورد توجه قرار گیرد، ایجاد یک مسیر رسمی برای سفرهای درمانی ضروری است؛ مسیری که بیمار بتواند از طریق آن بفهمد کدام پروازها برقرار است، کدام کشورها امکان ترانزیت دارند، چه مسیرهای زمینی یا هوایی جایگزینی وجود دارد و در صورت لغو مسیر اصلی، چه سازوکاری برای سفر او وجود خواهد داشت.
مشکل دیگر، دانشجویان و پژوهشگرانی هستند که تقویم دانشگاه منتظر آنها نمی ماند. دانشجویی که باید در تاریخ مشخصی ثبت نام کند، در امتحان حاضر شود، از پایان نامه خود دفاع کند یا دوره آموزشی خود را آغاز کند، نمی تواند همیشه منتظر بماند تا وضعیت پرواز روشن شود. اگر مسیر مستقیم حذف شود، شاید بتواند از کشور ثالث عبور کند؛ اما مسیر جایگزین ممکن است نیازمند ویزا، ترانزیت، هزینه بیشتر و زمان طولانی تر باشد. در نتیجه، یک اختلال هوایی می تواند در نهایت به یک اختلال آموزشی تبدیل شود.
برای خانواده هایی که اعضای آنها در خارج از کشور زندگی می کنند نیز مسئله مشابه است. پدر و مادری که می خواهند به دیدن فرزندشان بروند، همسری که باید خود را به همسرش برساند یا خانواده ای که یکی از اعضای آن بیمار است، ممکن است نتوانند سفر را صرفا به «زمان دیگری» موکول کنند.
این بخش از هزینه بحران معمولا در آمارهای پرواز دیده نمی شود؛ اما در زندگی مردم کاملا واقعی است.
وقتی هواپیما از اقتصاد جدا نیست
هواپیما فقط مسافر جابه جا نمی کند. بخشی از تجارت بین المللی به امکان سفر سریع مدیران، کارشناسان و صاحبان کسب و کار وابسته است. جلسات کاری، نمایشگاه ها، مذاکرات، امضای قراردادها، خدمات فنی، آموزش و ارتباط میان شرکت ها همگی به شبکه حمل و نقل وابسته اند.
وقتی پرواز مستقیم حذف می شود، یک سفر کاری ممکن است به دو یا سه پرواز تبدیل شود. زمان سفر افزایش پیدا می کند و هزینه بلیت، اقامت و حمل و نقل نیز بالا می رود.
برای شرکت های بزرگ، این افزایش هزینه ممکن است قابل مدیریت باشد؛ اما برای کسب و کارهای کوچک و متوسط، شرکت های خدماتی، آژانس های مسافرتی و فعالان گردشگری می تواند بسیار سنگین تر باشد.
در اینجا ابتدا شبکه حمل و نقل محدود می شود و سپس هزینه استفاده از شبکه باقی مانده افزایش پیدا می کند. این هزینه در نهایت می تواند به مشتری منتقل شود. به همین دلیل، اختلال در پروازهای خارجی فقط موضوع مسافر نیست؛ موضوع هزینه مبادله در اقتصاد نیز هست.
گردشگری در صف اول آسیب
صنعت گردشگری نیز به شکل مستقیم از بی ثباتی شبکه پروازی آسیب می بیند. آژانس مسافرتی برای فروش یک تور به چیزی بیش از یک بلیت نیاز دارد؛ باید بتواند زمان پرواز، امکان ترانزیت، ظرفیت پرواز، مقررات کشور مقصد و مسیر بازگشت را پیش بینی کند.
وقتی این عناصر هر روز تغییر می کنند، برنامه ریزی دشوار می شود. تور لغو می شود، مسافر باید وجه خود را پس بگیرد، هتل باید تغییر کند، مسیر زمینی باید پیدا شود و در نهایت هزینه ای ایجاد می شود که بخشی از آن ممکن است به مسافر منتقل شود. اگر این شرایط طولانی شود، صنعت گردشگری نه فقط از کاهش تعداد مسافران، بلکه از افزایش هزینه و کاهش قابلیت پیش بینی نیز آسیب می بیند.
اگر دریا و هوا همزمان دشوار شوند
اهمیت این وضعیت زمانی بیشتر می شود که آن را در کنار محدودیت های حمل و نقل دریایی قرار دهیم. دریا و هوا جایگزین کامل یکدیگر نیستند. بخش عمده تجارت کالایی از طریق دریا انجام می شود و حمل هوایی بیشتر برای مسافر، کالاهای حساس، خدمات و ارتباطات سریع اهمیت دارد. با این حال، هر دو بخشی از شبکه اتصال ایران به اقتصاد جهانی هستند.
اگر مسیرهای دریایی با محدودیت و ریسک بیشتری روبه رو باشند و همزمان بخشی از مسیرهای هوایی نیز از دسترس خارج شوند، فشار بر مسیرهای باقی مانده بیشتر خواهد شد. این فشار می تواند به افزایش زمان حمل و نقل، افزایش هزینه لجستیک و افزایش هزینه سفر منجر شود. در مرحله بعد، مسئله دیگر فقط بلیت هواپیما نیست. کالا گران تر جابه جا می شود، خدمات گران تر ارائه می شوند و سفر برای خانوار هزینه بیشتری پیدا می کند.
در این معنا، آنچه امروز در فرودگاه اتفاق می افتد، می تواند فردا در قیمت کالا و خدمات دیده شود.
محاصره هوایی؛ یک تعبیر برای روندی که باید جدی گرفته شود
آیا می توان گفت ایران در حال تجربه «محاصره هوایی» است؟
اگر منظور از این عبارت بسته شدن کامل همه مسیرهای هوایی باشد، پاسخ در شرایط فعلی منفی است؛ زیرا هنوز بخشی از مسیرهای خارجی فعال هستند.
اما اگر این عبارت برای توصیف روندی به کار رود که در آن یکی پس از دیگری بخشی از فرودگاه ها، مسیرهای عبوری، شرکت های هواپیمایی و خدمات مورد نیاز برای پرواز محدود می شوند، آن وقت این تعبیر نشان دهنده نگرانی مهمی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.
مسئله اصلی، تعداد پروازهای لغو شده در یک روز نیست. مسئله، احتمال از دست رفتن تدریجی قابلیت اتصال است.
یک کشور برای ارتباط با جهان به فرودگاه نیاز دارد، اما فرودگاه به تنهایی کافی نیست. ایرلاین، سوخت، خدمات زمینی، حریم هوایی، بیمه، مسیر ترانزیتی، فرودگاه مقصد و شبکه پروازی مکمل، همه باید کنار یکدیگر کار کنند. هر کدام از این حلقه ها که حذف شود، بخشی از شبکه از کار می افتد.
مردم از دولت چه می خواهند؟
در چنین شرایطی، یک اطلاعیه کلی درباره «برقرار بودن یا نبودن پروازها» دیگر کافی نیست. مسافر به اطلاعات دقیق و لحظه ای نیاز دارد.
اگر مسیر نجف متوقف است، مسیر جایگزین چیست؟
اگر امارات امکان پذیرش ندارد، مسافر چگونه باید به شبکه پروازی منطقه متصل شود؟
اگر مسیر عبوری از یک کشور محدود شده است، کدام مسیر جایگزین واقعا عملیاتی است؟
اگر بیمار باید فردا به پزشک برسد، چه گزینه ای دارد؟
اگر دانشجو هفته آینده باید در دانشگاه حاضر شود، چه مسیری برای او وجود دارد؟
اگر پرواز لغو شده، وجه بلیت چه زمانی بازگردانده می شود؟
و اگر این وضعیت یک هفته، یک ماه یا بیشتر ادامه پیدا کند، برنامه دولت برای حفظ حداقل ارتباط هوایی ایران با جهان چیست؟
اینجاست که مسئولیت دولت از اطلاع رسانی معمول فراتر می رود.
یک سامانه رسمی و لحظه ای که وضعیت همه مسیرها، پروازها، ایرلاین ها، فرودگاه های جایگزین، مقررات ترانزیت، مسیرهای زمینی، نحوه استرداد وجه و شماره های پاسخگویی را یکجا در اختیار مردم قرار دهد، می تواند بخش مهمی از سردرگمی فعلی را کاهش دهد.
برای گروه های خاص نیز سازوکار جداگانه لازم است؛ بیماران، دانشجویان، افراد دارای ماموریت های کاری ضروری و مسافرانی که در دو سوی مرز گرفتار شده اند، نمی توانند دقیقا مانند یک مسافر عادی با لغو پرواز برخورد کنند.
یک پرواز لغو شده؛ یک زنجیره هزینه
آنچه امروز در حال رخ دادن است را نمی توان فقط با تعداد پروازهای لغو شده اندازه گرفت. پشت یک پرواز لغو شده ممکن است یک وقت پزشکی از دست برود. پشت پرواز بعدی ممکن است یک دانشجو از شروع ترم عقب بماند. پرواز دیگری ممکن است یک قرارداد تجاری را به تعویق بیندازد. یک مسیر دیگر ممکن است باعث شود یک خانواده نتواند خود را به عزیزش برساند. و مجموعه این اتفاقات، وقتی تکرار شود، می تواند به افزایش هزینه سفر، کاهش فعالیت گردشگری، افزایش هزینه تجارت و در نهایت فشار بیشتر بر کیفیت زندگی مردم منجر شود.
به همین دلیل، مسئله امروز فقط این نیست که «کدام پرواز لغو شده است».
پرسش بزرگ تر این است که اگر روند محدودیت ها ادامه پیدا کند، ایران چگونه باید ارتباط هوایی خود با جهان را حفظ کند و مردم چگونه باید زندگی عادی خود را ادامه دهند؟
آقای رئیس جمهور، مردم از دولت پیش بینی آینده را نمی خواهند. آنها نمی خواهند کسی به آنها تضمین دهد که هیچ پروازی لغو نخواهد شد؛ زیرا بخش مهمی از این تصمیم ها خارج از اختیار دولت ایران است. اما مردم انتظار دارند بدانند اگر پروازشان لغو شد، چه کنند.
بیمار باید بداند چگونه به پزشک برسد. دانشجو باید بداند چگونه به دانشگاه برسد. تاجر باید بداند چگونه به جلسه خود برسد. خانواده باید بداند چگونه خود را به عزیزش برساند. و مسافر باید بداند اگر یک مسیر بسته شد، مسیر بعدی کجاست.
این شاید مهم ترین تفاوت میان «مدیریت یک بحران پروازی» و «مدیریت زندگی مردم در زمان بحران» باشد.
امروز مسئله فقط هواپیما نیست. مسئله شبکه ای است که ایران را به جهان متصل می کند؛ شبکه ای که اگر کوچک تر و بی ثبات تر شود، اثر آن از باند فرودگاه عبور می کند و به بیمارستان، دانشگاه، شرکت، بازار، خانه و سفره مردم می رسد. و شاید به همین دلیل، پرسش اصلی اکنون این نباشد که فردا چند پرواز انجام خواهد شد؛
پرسش این است که اگر پروازها یکی پس از دیگری متوقف شوند، نقشه روشن دولت برای فردای مردم چیست؟
-
فیلم / چند تا گل بخوریم کادر فنی تیم ملی عوض میشود؟ 8 تا یا 10 تا؟ / جواد خیابانی با عصبانیت از باخت های ایران به سیم آخر زد
ارسال نظر