رکنا گزارش می دهد
سقوط ۹۸ درصدی صادرات فرش ایران؛ از ۲ میلیارد دلار به ۴۲ میلیون دلار
اجتماعی رکنا: تولید فرش دستباف در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ با رشد ۸ درصدی از یک میلیون مترمربع گذشت، اما صادرات این هنرـصنعت به حدود ۴۲ میلیون دلار سقوط کرده است؛ تناقضی تلخ در صنعتی که بیشتر تولید میکند، اما سهمش از بازار جهانی آب میرود و معیشت بافندگانش همچنان زیر فشار است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، فرش ایرانی روزگاری بیش از نیمی از بازار جهانی را در اختیار داشت؛ حالا صادراتش از اوج تاریخی بیش از ۲ میلیارد دلار به حدود ۴۲ میلیون دلار رسیده است. تحریمها بخشی از بازار را از ایران گرفتند، سیاستهای ارزی هزینه صادرات را بالا بردند و رقبایی مانند هند فرصت را برای تصاحب بازار از دسترفته ایران غنیمت شمردند.
فرش دستباف ایران که روزگاری یکی از نمادهای شناختهشده صادرات کشور بود، امروز با بحرانی فراتر از کاهش فروش روبهروست؛ بحرانی که هم درآمد ارزی را کاهش داده و هم معیشت قالیبافان و آینده این هنر قدیمی را تحت فشار قرار داده است.
آمارهای اعلام شده ابعاد این سقوط را نشان میدهند. صادرات فرش ایران در سال مالی ۱۳۷۳–۱۳۷۴ به حدود ۲ میلیارد و ۱۳۳ میلیون دلار رسید؛ اما طبق آمار منتشرشده گمرکی، ارزش صادرات فرش دستباف و گبه در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۱.۷ میلیون دلار کاهش یافت. به این ترتیب، ارزش دلاری صادرات نسبت به اوج تاریخی بیش از ۹۸ درصد افت کرده است.
این سقوط یکشبه اتفاق نیفتاد. کاهش صادرات از دهه ۱۳۷۰ آغاز شد؛ زمانی که تغییر سیاستهای تجاری و ارزی و افت تقاضا، مسیر رشد این صنعت را مختل کرد. بازگشت تحریمهای آمریکا در سال ۱۳۹۷ نیز با محدود کردن دسترسی به بازار مهم آمریکا، فشار مضاعفی بر صادرکنندگان وارد کرد.
اما تحریمها تمام ماجرا نیستند. درحالیکه تولیدکنندگان ایرانی با محدودیتهای ارزی، دشواری انتقال پول و مقررات متغیر دستوپنجه نرم میکردند، رقبای خارجی به توسعه شبکههای فروش و تنوع محصولات خود ادامه دادند. بازار جهانی تغییر کرد، اما فرش ایران نتوانست به همان سرعت با سلیقهها و قدرت خرید گروههای مختلف مشتریان هماهنگ شود.
مسئله فقط حفظ نقشههای اصیل و کیفیت بافت نیست؛ این هنر باید به محصولی قابلدسترس، قابلشناسایی و قابلخرید برای بازارهای امروز تبدیل شود. حفظ فرشهای نفیس ایرانی ضروری است، اما در کنار آن، طراحیهای متنوع، بازاریابی دیجیتال و ارتباط مستقیمتر با خریداران نیز اهمیت دارد.
در این میان، وضعیت قالیبافان یکی از نگرانیهای اصلی است. وقتی بازار صادراتی کوچک میشود و فروش دشوارتر، درآمد تولیدکننده نیز در معرض فشار قرار میگیرد. اگر بافت فرش نتواند زندگی قابلقبولی برای بافنده فراهم کند، انتقال این مهارت به نسل بعد هم دشوارتر خواهد شد.
تناقض مهم اینجاست که طبق اطلاعات ارائهشده، تولید فرش دستباف در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ به بیش از یک میلیون و ۳۵ هزار مترمربع رسیده و ۸ درصد افزایش داشته است؛ اما رشد تولید بهتنهایی نشانه رونق نیست. بدون آمار فروش، موجودی انبارها و درآمد بافندگان نمیتوان فهمید این افزایش تولید تا چه اندازه به بهبود معیشت فعالان صنعت منجر شده است.
از سوی دیگر، سیاست ارزی باثبات، تسهیل نقلوانتقال پول، دسترسی به بازارهای خارجی و حمایت مؤثر از بافندگان، پیششرطهای احیای صادراتاند. برگزاری نمایشگاه و اعطای تسهیلات، بدون قراردادهای واقعی و مشتریان پایدار، نمیتواند جای خالی بازار ازدسترفته را پر کند.
فرش ایران هنوز هنر، مهارت و اعتبار تاریخی دارد؛ آنچه از دست رفته، توان تبدیل این سرمایه به درآمد و سهم پایدار از بازار جهانی است. اگر سیاستگذاری، بازاریابی و حمایت از تولیدکننده با واقعیتهای تجارت امروز هماهنگ نشوند، خطر آن وجود دارد که فرش ایرانی بهجای یک صنعت زنده و درآمدزا، به میراثی پرآوازه اما کمفروش تبدیل شود.
-
موزیک ویدیو آهنگ دانیال مقدم و السا فیروزآذر /تبلیغ یا دلدادگی واقعی؟
ارسال نظر