رکنا گزارش می دهد
هورالعظیم قربانی نجات زمینهای کشاورزی میشود؟ / هشدار درباره انتقال زهآبهای شور به قلب تالاب
اجتماعی رکنا:تصمیم برای هدایت زهآبهای کشاورزی دشتآزادگان به سمت هورالعظیم، نگرانیها درباره آینده این تالاب ارزشمند را افزایش داده است؛ بهویژه آنکه بر اساس اطلاعات مطرحشده، کانال WMD حامل زهآبهایی با شوری بالاست و احتمال هدایت این جریانها به مخازن تالاب، از جمله مخزن شماره ۲، پرسشهای جدی درباره پیامدهای زیستمحیطی این طرح ایجاد کرده است. در شرایطی که وضعیت مخزن شماره ۵ نیز نگرانکننده توصیف میشود، این پرسش مطرح است که آیا پیش از اجرای تصمیمهای جدید، کیفیت زهآبها و آثار احتمالی ورود آنها بر اکوسیستم هورالعظیم بهطور دقیق ارزیابی شده است؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در حالی که مسئولان خوزستان از برنامهریزی برای رفع آبگرفتگی اراضی کشاورزی دشتآزادگان سخن میگویند، تصمیم برای هدایت زهآبها به سمت تالاب هورالعظیم پرسشهای جدی و نگرانکنندهای را درباره سرنوشت این زیستبوم ارزشمند مطرح کرده است. آیا قرار است مشکل آبگرفتگی زمینهای کشاورزی با انتقال زهآبهای شور به تالاب حل شود؟ آیا پیش از تصمیمگیری درباره تغییر مسیر جریان آب، کیفیت زهآبها و ظرفیت زیستمحیطی مخازن مقصد بهطور دقیق بررسی شده است؟ و اگر ورود این آبها به افزایش شوری و تخریب زیستگاههای تالاب منجر شود، چه نهادی مسئول پیامدهای آن خواهد بود؟
این پرسشها پس از برگزاری جلسه بررسی وضعیت زهکشها، نحوه هدایت زهآب و مدیریت جریان آب در اراضی کشاورزی دشتآزادگان، هویزه و رفیع، اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؛ نشستی که به ریاست سید مهران علمالهدایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری خوزستان، برگزار شد و تصمیمهای مطرحشده در آن میتواند بر وضعیت آب ورودی به هورالعظیم اثر بگذارد.
بر اساس گزارش شبکه خبری سازمان آب و برق خوزستان، در این نشست که با حضور فرمانداران دشتآزادگان و هویزه، مدیرکل مدیریت بحران استانداری خوزستان، معاونان سازمان آب و برق استان، حمد دریس، مدیرعامل شرکت بهرهبرداری از شبکههای آبیاری کرخه و شاوور و جمعی از مدیران جهاد کشاورزی برگزار شد، آخرین وضعیت شبکه زهکش، روند هدایت زهآب و راهکارهای مدیریت جریان آب در اراضی کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت.
در این جلسه مقرر شد سازمان آب و برق خوزستان ظرف یک ماه نسبت به اجرای سیفون در محل تقاطع زهکش با رودخانه نیسان، اتصال آن به تالاب و تکمیل اقدامات مورد نیاز برای هدایت آبگرفتگی اراضی کشاورزی دشتآزادگان اقدام کند. همچنین برنامهریزی برای نوبتبندی مناسب و در صورت نیاز، افزایش دبی رودخانه کرخه بهمنظور تسهیل هدایت زهآبها مطرح شد.
در اطلاعیه منتشرشده، بر ضرورت حفظ شرایط مناسب برای ادامه فعالیتهای کشاورزی و دامداری در مناطق پاییندست نیز تأکید شده است؛ اما آنچه در این میان به توضیحی شفاف و مستند نیاز دارد، سرنوشت زهآبهایی است که قرار است از مسیرهای تعیینشده هدایت شوند. پرسش اصلی این است که این جریانها با چه کیفیتی وارد تالاب خواهند شد و آیا پیامدهای احتمالی آن برای مخازن هورالعظیم پیش از اجرای طرح ارزیابی شده است؟
زهآب شور، راهحل آبگرفتگی یا آغاز بحرانی تازه برای هورالعظیم؟
بر اساس اطلاعات مطرحشده درباره شبکه آبیاری و زهکشی منطقه، مخازن شماره ۴ و ۵ هورالعظیم از طریق کانالهای CMD و EMD و کانال سلمان آبگیری میشدند. در مقابل، نگرانی کنونی به هدایت زهآبهای کشاورزی از مسیر کانال WMD مربوط است؛ مسیری که بنا بر اطلاعات ارائهشده، آب با شوری بالایی را منتقل میکند.
تفاوت میان این مسیرها صرفاً یک موضوع اجرایی نیست. در مدیریت تالاب، آنچه اهمیت دارد فقط میزان آب ورودی نیست؛ کیفیت آب نیز به همان اندازه تعیینکننده است. ورود آب بیشتر، اگر با افزایش بار نمکی همراه باشد، لزوماً به معنای بهبود وضعیت تالاب نیست. در شرایطی که تبادل آب، میزان تبخیر و ظرفیت رقیقسازی محدود باشد، ورود مداوم زهآب شور میتواند فشار مضاعفی بر محیط آبی وارد کند.
زهآب کشاورزی بسته به ویژگیهای خاک، نوع کشت و نهادههای مصرفی، ممکن است علاوه بر املاح محلول، حامل ترکیبات دیگری نیز باشد. به همین دلیل، هدایت آن به یک تالاب طبیعی بدون شناخت دقیق کیفیت آب و بررسی ظرفیت پذیرش محیطزیستی، تصمیمی نیست که بتوان صرفاً با محاسبات انتقال آب درباره آن قضاوت کرد.
نگرانی درباره کانال WMD زمانی جدیتر میشود که موضوع ورود زهآبهای آن به بخشهای مختلف هورالعظیم مطرح باشد. اگر شوری این جریانها بالا باشد، لازم است مشخص شود ورود آنها چه تغییری در شوری آب مخازن ایجاد خواهد کرد، چه حجمی از آب در چه بازه زمانی منتقل میشود و آیا شرایط هیدرولوژیک تالاب امکان رقیقسازی و خروج املاح را فراهم میکند یا خیر.
این پرسشها باید پیش از اجرای طرح پاسخ داده شوند؛ نه پس از آنکه تغییرات احتمالی در کیفیت آب، پوشش گیاهی و زیستگاههای تالاب آشکار شده باشد.
مسئله اساسی این است که آیا مدیریت آب در منطقه بر پایه یک ارزیابی جامع از کل شبکه آبیاری، زهکشی و تالاب انجام میشود یا تمرکز اصلی بر خارجکردن آب از اراضی کشاورزی است و پیامدهای احتمالی آن برای مقصد نهایی، به بررسیهای بعدی واگذار میشود؟
مخزن شماره ۵؛ تصویری که پرسشهای جدی ایجاد میکند
تصویر ارائهشده از مخزن شماره ۵ هورالعظیم، نشاندهنده وضعیتی نگرانکننده است که نیاز به بررسی دقیق و مستند دارد. این تصویر بهتنهایی نمیتواند علت وضعیت موجود یا نقش یک مسیر انتقال مشخص را اثبات کند؛ اما در کنار نگرانیهای مطرحشده درباره کیفیت زهآبها، ضرورت بررسی فوری شرایط این مخزن را برجسته میکند.
پیش از هر تصمیم تازه درباره انتقال جریانهای آب به سایر بخشهای تالاب، باید روشن شود که مخزن شماره ۵ اکنون با چه شرایطی روبهروست. آیا وضعیت مشاهدهشده ناشی از کاهش ورودی آب، افزایش تبخیر، تغییرات شوری، رسوبگذاری، تغییر مسیر جریانها یا مجموعهای از عوامل است؟ سهم هر عامل چقدر است و دادههای پایش آب و رسوبات چه چیزی را نشان میدهند؟
بدون پاسخ به این پرسشها، هرگونه نتیجهگیری قطعی درباره علت وضعیت مخزن میتواند گمراهکننده باشد. اما همین ابهام نیز دلیلی برای بیتوجهی نیست؛ برعکس، وقتی وضعیت یک بخش از تالاب نگرانکننده گزارش میشود، پیش از تغییر مسیر جریان آب باید عوامل مؤثر بر آن مشخص شوند.
اکنون نگرانی اصلی این است که اگر زهآبهای شور از مسیر WMD به مخزن شماره ۲ هدایت شوند، آیا احتمال تشدید مشکلات کیفی آب در این بخش نیز وجود دارد؟ آیا ظرفیت هیدرولوژیک مخزن برای پذیرش چنین جریانی بررسی شده است؟ آیا مشخص است که این آبها پس از ورود، در همان محدوده باقی میمانند یا از طریق ارتباطات آبی به بخشهای دیگر تالاب منتقل میشوند؟
پاسخ این پرسشها به نقشه واقعی جریانها، حجم انتقال، کیفیت زهآب و شرایط آبشناختی مخازن بستگی دارد. بنابراین نمیتوان از هماکنون نابودی مخزن شماره ۲ یا گسترش قطعی آسیب به کل تالاب را پیشبینی کرد؛ اما نمیتوان احتمال بروز آسیب را نیز بدون ارزیابی علمی نادیده گرفت.
اگر درباره وضعیت یک مخزن هشدار وجود دارد، انتقال جریانهای مشکوک به مخزن دیگر، بدون بررسی مستقل و انتشار نتایج، چگونه میتواند تصمیمی مطمئن و مسئولانه تلقی شود؟
آیا تالاب به مقصد نهایی مشکلات شبکه زهکشی تبدیل میشود؟
مسئله هورالعظیم فراتر از یک کانال یا یک تصمیم اجرایی است. در مدیریت منابع آب، گاهی تمرکز بر حل یک مشکل محلی میتواند پیامدهای آن را به نقطهای دیگر منتقل کند. آبگرفتگی اراضی کشاورزی باید مدیریت شود، اما اگر راهکار انتخابشده صرفاً انتقال آب به یک مقصد دیگر باشد، هنوز باید به این پرسش پاسخ داد که آیا مسئله واقعاً حل شده یا فقط محل بروز پیامدهای آن تغییر کرده است.
کشاورزان دشتآزادگان، هویزه و رفیع حق دارند از راهکاری مؤثر برای کاهش آبگرفتگی زمینهای خود برخوردار باشند. تداوم آبگرفتگی میتواند فعالیتهای زراعی و دامداری را مختل کند و به معیشت منطقه آسیب بزند. اما این حق، ضرورت حفاظت از هورالعظیم را منتفی نمیکند. مسئولیت دستگاههای اجرایی، ایجاد تعادل میان نیازهای کشاورزی و ملاحظات زیستمحیطی است.
اگر زهآبها شوری بالایی داشته باشند، باید گزینههای فنی مدیریت آنها، از جمله کنترل کیفیت، کاهش بار آلایندهها و بررسی مسیرهای مناسب انتقال، مورد ارزیابی قرار گیرد. انتخاب هر گزینه نیز باید بر پایه شرایط واقعی منطقه، استانداردهای محیطزیستی و مطالعات فنی باشد. نمیتوان بدون بررسی این گزینهها فرض کرد که ورود مستقیم زهآب به تالاب، بهترین یا کمهزینهترین راهحل است.
از سوی دیگر، افزایش دبی رودخانه کرخه که در جلسه بهعنوان یکی از اقدامات احتمالی برای تسهیل هدایت زهآبها مطرح شده، بهتنهایی تضمین نمیکند که اثر شوری بر تالاب کاهش خواهد یافت. نتیجه به حجم و کیفیت آب ورودی، میزان زهآب، نحوه اختلاط، مدتزمان انتقال و امکان خروج آب از مخازن بستگی دارد. این موضوع باید با محاسبات هیدرولوژیک و بررسی کیفیت آب روشن شود، نه با این فرض ساده که ورود آب بیشتر الزاماً همه مشکلات را برطرف میکند.
در چنین شرایطی، انتظار میرود تصمیمگیران توضیح دهند که آیا طرح پیشنهادی بر اساس بررسی کل سامانه آبی منطقه طراحی شده است یا خیر و چه سازوکاری برای جلوگیری از انتقال مشکلات کشاورزی به محیطزیست در نظر گرفتهاند.
سکوت درباره کیفیت آب، ابهام درباره سرنوشت تالاب
یکی از مهمترین پرسشها درباره طرح مطرحشده، نبود جزئیات عمومی درباره کیفیت زهآبها و مقصد دقیق جریانهای انتقالی در اطلاعیه منتشرشده است. این موضوع لزوماً به معنای انجامنشدن مطالعات فنی نیست؛ اما تا زمانی که مستندات در دسترس نباشد، امکان ارزیابی مستقل تصمیم و پاسخگویی به نگرانیهای عمومی نیز محدود خواهد ماند.
سازمان آب و برق خوزستان باید مشخص کند که مسیرهای انتقال از کانالهای WMD، CMD و EMD و کانال سلمان چه تفاوتی دارند و هر مسیر به کدام بخش از شبکه یا تالاب متصل میشود. همچنین باید روشن شود که سیفون پیشبینیشده در محل تقاطع زهکش با رودخانه نیسان، دقیقاً چه نقشی در جریان آب خواهد داشت و اتصال مورد اشاره به تالاب از چه مسیری انجام میشود.
انتشار نقشههای فنی و مشخصات مسیرهای انتقال میتواند بسیاری از ابهامها را برطرف کند. در کنار آن، نتایج آزمایشهای کیفیت آب در نقاط مختلف شبکه و مخازن شماره ۲، ۴ و ۵ باید در دسترس کارشناسان مستقل و افکار عمومی قرار گیرد تا امکان مقایسه شرایط پیش از اجرا و پس از آن فراهم شود.
اندازهگیری هدایت الکتریکی، کل مواد جامد محلول، ترکیبات یونی و سایر شاخصهای ضروری، متناسب با شرایط منطقه، میتواند مبنای ارزیابی علمی قرار گیرد. بررسی مواد مغذی، آلایندههای احتمالی و ویژگیهای رسوبات نیز باید بر اساس نتایج اولیه و خطرات شناساییشده انجام شود.
در کنار این موارد، ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان باید درباره ارزیابی اثرات زیستمحیطی طرح و الزامات لازم برای حفاظت از تالاب توضیح دهد. مشخصشدن اینکه چه مطالعاتی انجام شده، چه خطراتی شناسایی شده و چه تمهیداتی برای کنترل آنها در نظر گرفته شده است، از ضروریترین بخشهای این پرونده به شمار میرود.
پایش نیز نباید به مرحله پیش از اجرا محدود بماند. اگر انتقال زهآب انجام شود، لازم است کیفیت آب در مبدأ، مسیر و مقصد بهطور مستمر اندازهگیری شود تا تغییرات احتمالی بهموقع شناسایی شوند و امکان اصلاح یا توقف عملیات در صورت بروز خطر فراهم باشد.
مسئولیت با چه کسی است اگر کیفیت آب تالاب آسیب ببیند؟
یکی از موضوعاتی که نباید در تصمیمگیریهای اجرایی نادیده گرفته شود، مسئولیتپذیری در برابر پیامدهای احتمالی است. پیش از آغاز انتقال زهآب، باید مشخص باشد که چه نهادی مسئول پایش کیفیت آب، ارزیابی پیامدهای محیطزیستی و اقدام اصلاحی در صورت مشاهده آثار نامطلوب خواهد بود.
اگر دادههای پایش نشان دهند که شوری آب در یک مخزن افزایش یافته یا کیفیت آب به شکل نگرانکنندهای تغییر کرده است، چه سازوکاری برای کاهش یا توقف جریان ورودی وجود دارد؟ آیا تصمیمهای اجرایی قابلیت بازنگری سریع دارند؟ آیا حدود هشدار و معیارهای توقف انتقال از پیش تعیین شدهاند؟ و آیا نتایج پایش بهصورت عمومی منتشر خواهد شد؟
این پرسشها نباید پس از بروز بحران مطرح شوند. هر طرحی که امکان اثرگذاری بر یک زیستبوم حساس را دارد، باید از ابتدا با سازوکار پایش، معیارهای ارزیابی و مسئولیتهای روشن همراه باشد.
حفاظت از هورالعظیم فقط وظیفه یک اداره یا یک دستگاه نیست؛ اما سازمان آب و برق خوزستان، استانداری و دستگاه متولی حفاظت محیط زیست باید درباره بخشهای مرتبط با مسئولیت خود توضیح روشن و مستند ارائه کنند. پاسخگویی درباره مسیر انتقال و کیفیت آب، بخشی از مسئولیت عمومی مدیریت منابع آب است.
هورالعظیم قربانی یک راهحل شتابزده نشود
هورالعظیم تنها یک مقصد برای جریانهای آب نیست؛ یک زیستبوم ارزشمند است که وضعیت آن به کیفیت آب، الگوی ورود و خروج جریانها و شرایط زیستی وابسته است. هر تصمیمی که این عوامل را تغییر میدهد، باید با شناخت کافی از پیامدهای احتمالی اتخاذ شود.
تصمیم برای اجرای سیفون در محل تقاطع زهکش با رودخانه نیسان و اتصال آن به تالاب، در صورتی که به انتقال زهآبهای کشاورزی منجر شود، نیازمند توضیح دقیق درباره کیفیت آب، مسیر انتقال و مقصد نهایی است. حل مشکل آبگرفتگی زمینهای کشاورزی ضرورت دارد، اما این ضرورت نمیتواند جایگزین ارزیابی زیستمحیطی شود.
اگر مخزن شماره ۵ با وضعیتی نگرانکننده روبهروست، پیش از هرگونه انتقال جدید باید علتها بررسی شوند. اگر احتمال ورود زهآب شور به مخزن شماره ۲ وجود دارد، باید مسیر جریان، حجم انتقال و آثار احتمالی آن بر کیفیت آب روشن شود. اگر مطالعات فنی و زیستمحیطی انجام شدهاند، انتشار آنها میتواند نشان دهد که نگرانیها چگونه پاسخ داده شدهاند؛ و اگر چنین مطالعاتی کامل نیستند، ضرورت تکمیل آنها پیش از اجرای تصمیمهای پرریسک باید جدی گرفته شود.
مسئولان نمیتوانند تنها درباره میزان آب تخلیهشده از اراضی کشاورزی گزارش دهند و کیفیت آب مقصد را به حاشیه برانند. مدیریت واقعی منابع آب زمانی معنا پیدا میکند که پیامدهای تصمیم از مبدأ تا مقصد، از زمین کشاورزی تا تالاب، بهصورت یکپارچه دیده شود.
پرسش نهایی این است: آیا قرار است مشکل آبگرفتگی دشتآزادگان با یک راهکار پایدار حل شود، یا خطر انتقال بار شوری و مشکلات کیفی آب به هورالعظیم پذیرفته شده است؟
پاسخ باید در نقشههای دقیق شبکه، نتایج آزمایشهای آب، ارزیابی مستقل محیطزیستی و برنامه روشن پایش مشخص شود. افکار عمومی حق دارد بداند تصمیمی که میتواند بر آینده یکی از ارزشمندترین زیستبومهای خوزستان اثر بگذارد، بر چه مبنایی گرفته شده و چه تضمینی برای جلوگیری از آسیب احتمالی وجود دارد.
هورالعظیم نباید به مقصد بیقیدوشرط زهآبهای کشاورزی تبدیل شود. راهحل بحران آبگرفتگی باید هم از کشاورزان حفاظت کند و هم سلامت تالاب را در نظر بگیرد. هر تصمیمی کمتر از این، پیش از اجرا نیازمند پاسخگویی و بازنگری کارشناسی است.نجات زمینهای کشاورزی نباید به بهای به خطر افتادن آینده هورالعظیم تمام شود.
-
فیلم/ عصبانیت و تهدید شدید بهاره رهنما بابت مسخره کردن خوانندگیاش/ از این به بعد هر هفته میخونم
ارسال نظر