سهم شعر از بیلبوردهای تهران چقدر است؟ ادبیات پشت ویترین شهر
اجتماعی رکنا: بیتهای شعر، چهره شاعران و تصویرسازیهایی با الهام از نگارگری و عناصر ایرانی، این روزها بخشی از سیمای تهران را شکل دادهاند؛ طرحی که میتواند فرصتی برای آشنایی مخاطبان عمومی، بهویژه نسل جدید، با ادبیات فارسی باشد؛ اگر حضور شعر در شهر به یک مناسبت تقویمی محدود نماند.
به گزارش خبرگزاری رکنا، در بازههای زمانی مختلف و بهتناسب رویدادهای ملی و تقویمی، تصاویر، پیامها و محتوای متنوعی بر بیلبوردها و سازههای شهری تهران اکران میشود؛ ازجمله به مناسبتهای فرهنگی و اجتماعی، اقدامی که از حدود ۱۰ سال گذشته پرتکرار شده و البته پُرحاشیه. با این حال، رویدادهای مرتبط با فرهنگ در مقایسه با سایر حوزهها، محدودتر و کمرنگتر بهنظر میرسد.
این مسئله درباره کتاب، که خود یکی از حوزههای نیازمند حمایت و ترویج عمومی است، بیشتر به چشم میآید. حتی در مناسبتهایی که مستقیماً با کتاب ارتباط دارند، ازجمله هفته کتاب و روزهای برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، سهم محتوای مرتبط با کتاب از ظرفیت بیلبوردها و سازههای شهری چندان گسترده نیست. در حالی که این مقاطع زمانی، فرصت مناسبی برای معرفی کتاب، نویسندگان، شاعران، ناشران و برنامههای کتابمحور به مخاطب عمومی محسوب میشوند.
با توجه به اینکه بیلبورد و سازه شهری، به دلیل گستره مخاطب و قرار گرفتن در مسیر رفتوآمد روزانه شهروندان، یکی از رسانههای در دسترس برای اطلاعرسانی و معرفی فرهنگی است و استفاده از این ظرفیت برای کتاب میتواند مخاطبانی را درگیر کند که الزاماً مخاطب مستقیم کتابفروشیها، کتابخانهها یا رویدادهای ادبی نیستند.
البته محدود بودن حضور کتاب در این فضا، صرفاً یک مسئله تبلیغاتی نیست؛ بلکه به میزان دیدهشدن کتاب و چهرههای ادبی در زندگی روزمره شهروندان نیز مربوط میشود و حالا از ۲۷ شهریور، سالروز درگذشت محمدحسین شهریار، در تقویم رسمی کشور با عنوان روز شعر و ادب فارسی ثبت شده است. همزمان با این مناسبت، طرح فرهنگی «طبیعت شعر در شهر» به همت سازمان زیباسازی شهر تهران در بخشی از تابلوهای شهری تهران به اجرا درآمده و اشعاری از شاعران فارسیزبان در کنار عناصر تصویری مرتبط با فرهنگ و هنر ایرانی به نمایش گذاشته شده است. در این طرح، شعر در قابهایی با الهام از نگارگری ایرانی، طبیعت، معماری و عناصر هویتی ایران ارائه شده است.
همچنین تصاویر برخی چهرههای ادبی معاصر ازجمله محمدرضا شفیعی کدکنی در میدان جهاد و محمود دولتآبادی در اتوبان امام علی (ع) ازسوی سایر سازمانها و نهادها دیده میشود.
![]()
طبیعت شعر در شهر
تابلوهای شهری میتوانند علاوه بر کارکردهای اطلاعرسانی و تبلیغاتی، به رسانهای محیطی برای معرفی شعر، کتاب و چهرههای ادبی تبدیل شوند و سازمان زیباسازی نیز در کانال خبری خود اعلام کرده است که هدف از اکران «طبیعت شعر در شهر»، قرار دادن ادبیات فارسی در موقعیتهای روزمره و در معرض دید مخاطبان عمومی است.
با این حال، دامنه اجرای چنین برنامههایی در مقایسه با گستردگی فضای تبلیغات شهری تهران، همچنان محدود است و به گفته روابط عمومی این سازمان، ۱۸ اکران عمومی از این طرح در شهر تهران انجام شده است، البته مسئله اصلی، صرفاً تعداد تابلوهای اختصاصیافته به یک طرح مشخص نیست؛ بلکه تداوم، تنوع محتوایی و استمرار حضور ادبیات در فضای عمومی شهر است.
مروری بر اکرانهای فرهنگی و ادبی نشان میدهد، این اکرانها عمدتاً در پیوند با مناسبتهای تقویمی مانند روز شعر و ادب فارسی یا هفته کتاب مورد توجه قرار میگیرند؛ درحالی که معرفی ادبیات و ایجاد ارتباط میان مخاطب و آثار ادبی، فرایندی نیست که بتوان آن را به چند مناسبت در طول سال محدود کرد.
آشنایی نسل جدید با ادبیات در فضای شهری
این موضوع در ارتباط با کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ نسل جدید در شرایطی با ادبیات مواجه است که تلفن همراه، بازیهای اینترنتی، شبکههای اجتماعی و محتوای تصویری سهم قابل توجهی در اوقات فراغت و زندگی روزمره آنها دارد. در چنین شرایطی، معرفی ادبیات نیازمند حضور در موقعیتهایی است که کودک و نوجوان بهصورت طبیعی با آنها مواجه میشود که فضای شهری یکی از این موقعیتهاست.
یک تصویر، نام شاعر یا یک بیت شعر در مسیر رفتوآمد میتواند نخستین مواجهه کودک و نوجوان با موضوع ادبیات یا یک چهره ادبی باشد، اگرچه این مواجهه البته جایگزین مطالعه کتاب نیست، اما میتواند مکمل برنامههای کتابخوانی، آموزشی و فرهنگی باشد و زمینه آشنایی اولیه با شاعران و نویسندگان را فراهم کند.
به همین دلیل اکران چهرههایی مانند شفیعی کدکنی و دولتآبادی را میتوان در چارچوب معرفی مشاهیر ادبی به مخاطب عمومی ارزیابی کرد؛ با این حال، اگر هدف، افزایش آشنایی نسل جدید با ادبیات فارسی باشد، دامنه این معرفی میتواند از چند چهره شناختهشده فراتر رود و شاعران و نویسندگان دورههای مختلف، آثار ادبی کودک و نوجوان و حتی تصویرگران و پدیدآورندگان این حوزه را هم دربرگیرد.
اکران ادبی نباید به مناسبتها محدود شود
اگرچه در یک رویه کلیشهای و تقریبا تکراری، مناسبتهای تقویمی، امکان جلب توجه عمومی به یک موضوع فرهنگی را فراهم میکنند؛ اما ترویج فرهنگ مطالعه، کتابخوانی و ادبیات نیازمند برنامهای مستمر است. اختصاص تابلوهای شهری به شعر در روز شعر و ادب فارسی، اگرچه یک اقدام فرهنگی است، اما در صورت توقف پس از پایان مناسبت، اثر آن نیز به یک رویداد مقطعی محدود خواهد شد.
در مقابل، استمرار اکرانهای ادبی در طول سال میتواند ادبیات را به بخشی ثابت از منظر شهری تبدیل کند. برای نمونه، میتوان در دورههای مختلف زمانی، به شاعران کلاسیک، شاعران معاصر، نویسندگان، ادبیات کودک و نوجوان، کتابهای شاخص و مناسبتهای ادبی اختصاص داد و محتوای اکرانها را متناسب با گروههای مختلف مخاطب تغییر داد.
این ظرفیت درحالی وجود دارد که تهران از شبکه گستردهای از تابلوهای فرهنگی و تبلیغات محیطی برخوردار است؛ بنابراین مسئله، صرفاً نبود امکان برای نمایش محتوای ادبی نیست؛ بلکه نحوه تخصیص این ظرفیت و میزان استمرار آن است. افزایش سهم ادبیات در این فضا و تنوعبخشی به محتوای آن، میتواند یکی از مسیرهای حضور بیشتر کتاب و چهرههای ادبی در زندگی روزمره شهروندان باشد.
تجربه طرح «طبیعت شعر در شهر» نشان میدهد که میتوان شعر را با تصویرسازی و عناصر بصری ایرانی در فضای شهری عرضه کرد و گام بعدی میتواند افزایش تعداد اکرانها، توسعه آنها به نقاط مختلف شهر و طراحی مجموعههای متنوعتر باشد،
روز شعر و ادب فارسی اگرچه در یک بازه زمانی موقت مبتنی بر رویداد تقویمی، میتواند فرصتی برای برجسته کردن جایگاه شعر و زبان فارسی باشد؛ اما ترویج ادبیات را نمیتوان به یک روز یا چند هفته در تقویم محدود کرد.
اگر تابلوهای شهری قرار است بهعنوان یک رسانه فرهنگی عمومی تعریف شود، سهم شعر و کتاب از این ویترینها نیز نیازمند برنامهای مستمر، متنوع و قابل ارزیابی است؛ برنامهای که در آن، حضور ادبیات در شهر یک اکران مناسبتی نباشد، بلکه به بخشی از برنامه فرهنگی مستمر فضای عمومی تبدیل شود./ ایبنا
-
راز موفقیت اپل در انتخاب رنگ + فیلم
ارسال نظر