شکاف نسلها در عصر دیجیتال؛ فراتر از گوشی و تبلت
اجتماعی رکنا ،تغییر بنیادین الگوهای زندگی و ارتباطات در دنیای مدرن، تجربهی کودکی نسل جدید را از نسلهای گذشته کاملاً متمایز کرده است؛ آنچه امروز به عنوان «تفاوت با کودکی قدیم» تلقی میشود، تنها محدود به ابزارهای دیجیتال نیست، بلکه بازتابی از تغییر در شیوهی یادگیری، بازی و شناخت جهان توسط کودکان در عصر رسانه است.
به گزارش رکنا ،«کاش بچههای امروز مثل بچههای قدیم بودند.» این جمله را احتمالاً خیلی از ما پدر و مادرها گفتهایم؛ شاید وقتی فرزندمان ساعتها سرگرم گوشی یا تبلت است، وقتی ترجیح میدهد در دنیای خودش باشد یا وقتی میبینیم بازیها و علاقههایش با کودکی ما فاصله زیادی دارد.
راستش را بخواهید، من هم مادر هستم و گاهی دلم برای کودکی خودم تنگ میشود؛ برای روزهایی که سرگرمیهایمان سادهتر بود. هر نسلی بخشی از کودکی خودش را با حسرت به یاد میآورد. اما مدتی است به یک سؤال فکر میکنم: آیا واقعاً قرار است فرزندان ما همان کودکی ما را تجربه کنند؟
پاسخ، هرچند شاید کمی سخت باشد، روشن است: نه. فرزند ما در جهانی به دنیا آمده که با جهان کودکی ما تفاوت دارد. این تفاوت فقط به گوشی و اینترنت مربوط نیست. شکل ارتباطها تغییر کرده، شیوه یادگرفتن تغییر کرده، سرگرمیها تغییر کردهاند و حتی راههایی که کودکان از طریق آنها خودشان و جهان اطرافشان را میشناسند، متفاوت شده است. رسانه بخشی از زندگی روزمره کودکان امروز است؛ همانطور که مدرسه، کتاب، دوستان و محیط اطرافشان بخشی از این زندگی هستند.
گاهی ما پدر و مادرها، از سر محبت و نگرانی، میخواهیم فرزندمان را به دنیایی برگردانیم که خودمان در آن بزرگ شدیم. میگوییم: «ما بیشتر کتاب میخواندیم» یا «ما اینترنت نداشتیم.»
شاید بد نباشد یک لحظه مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: آیا در جهانی که اینترنت، بازیهای آنلاین، شبکههای اجتماعی و دسترسی گسترده به اطلاعات وجود دارد، باز هم همان مسیر را طی میکردیم؟
واقعیت این است که کودکی امروز، نسبت به کودکی گذشته، کودکی بدتر یا کمارزشتری نیست، بلکه فقط کودکی متفاوت است. البته این به معنای نادیدهگرفتن نگرانیهای ما نیست. طبیعی است که بهعنوان پدر و مادر، درباره محتوایی که فرزندمان میبیند، آدمهایی که با آنها ارتباط میگیرد یا زمانی که در فضای دیجیتال میگذراند، نگران باشیم. تجربه مادری و سالها مطالعه و تدریس در حوزه سواد رسانهای، بیشتر از هر چیز به من یاد داده است که نمیتوانیم چیزی را که وجود دارد، با نادیدهگرفتن مدیریت کنیم. اما شاید همینجا لازم باشد یک سوءتفاهم را کنار بگذاریم. پذیرفتن تفاوت دنیای کودکان به معنای تأیید بیقیدوشرط آن نیست. همانطور که ما نمیتوانیم خیابان را از زندگی فرزندمان حذف کنیم، نمیتوانیم جهان دیجیتال را هم حذف کنیم. اما میتوانیم به او یاد دهیم چطور در هر دو جهان، با آگاهی و مسئولیت زندگی کند. این همان تفاوت میان «محرومکردن» و «آمادهکردن» است؛ تفاوتی که به گمان من، یکی از مهمترین وظایف والدگری در روزگار ماست.
شاید اولین سؤال ما نباید این باشد: «چطور فرزندم را از این فضا دور کنم؟» بلکه باید بپرسیم: «چطور کمک کنم فرزندم در این فضا آگاهانهتر، سالمتر و مسئولانهتر زندگی کند؟»
این دو سؤال، دو نگاه متفاوت به والدگری ایجاد میکنند. یکی تلاش میکند کودک امروز را به گذشته برگرداند.
فکر میکنم ما اولین نسل از پدر و مادرها هستیم که باید فرزندانمان را برای جهانی آماده کنیم که خودمان در آن کودک نبودهایم. این کار آسان نیست.
بنابراین، پیش از آنکه تلاش کنیم کودکی و نوجوانی فرزندانمان را با آنچه خود در این سنین تجربه کردهایم منطبق کنیم، سعی کنیم دنیای آنها را بهتر بشناسیم. این مهمترین کاری است که از ما در جایگاه مادر و پدر برمیآید. شناختن همیشه از قضاوتکردن سختتر است. قضاوت چند ثانیه بیشتر زمان نمیخواهد، اما شناختن صبر، گفتوگو و کنجکاوی میخواهد. اگر بیشتر از اینکه درباره فرزندانمان حرف بزنیم، با آنها حرف بزنیم، بسیاری از نگرانیهایمان شکل دیگری پیدا میکند.
ما کودکی خودمان را دوست داریم و دلتنگش میشویم و شاید گاهی ناخودآگاهمان برای مادریکردن و پدریکردن به سراغ همان استانداردها برود، اما فرزندمان مجبور به دوباره زندگیکردن آن کودکی نیست. او قرار است کودکی خودش را، در زمانه خودش و با امکانات و تکنولوژیهای دنیای کنونی، تجربه کند.
-
فیلم/ بازخوانی «گل یاس» شادمهر بعد از ۲۸ سال /داستان آهنگ ماندگاری که دوباره خبرساز شد
ارسال نظر