کاردرمانگر حوزه سالمندان در گفتوگو با رکنا مطرح کرد
عابدزاده: ۷۵ سالگی پایان زندگی اجتماعی نیست؛ سالمندان قربانی انزوا و نبود حمایت میشوند/ خدمات توانبخشی نباید به قشر خاص اختصاص یابد/ نبود مراکز حمایتی، سالمندان را ناتوان میکند
اجتماعی رکنا، یک کاردرمانگر و فعال حوزه توانبخشی شناختی و حرکتی گفت: نبود پوشش بیمهای، هزینههای بالای درمان و کمبود مراکز تخصصی، روند توانبخشی سالمندان را با مشکلات جدی مواجه کرده است. با فراهم کردن سبک زندگی سالم و دسترسی به خدمات توانبخشی میتوان افراد را برای مقابله با بیماریهای نورولوژیک آمادهتر کرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، شکیبا عابدزاده، کاردرمانگر و توانبخش شناختی-حرکتی، با تأکید بر اینکه نمیتوان از بسیاری از بیماریهای نورولوژیک بهطور قطعی پیشگیری کرد، گفت: «برخلاف برخی تبلیغات، نمیتوان گفت با انجام یک اقدام مشخص میتوان از ابتلا به آلزایمر یا سایر بیماریهای نورولوژیک جلوگیری کرد. عوامل ژنتیکی، محیطی، سبک زندگی، آسیبها و ویژگیهای فردی همگی در بروز این بیماریها نقش دارند و هیچکدام به تنهایی تعیینکننده نیستند.»

عابدزاده درباره بیماریهای نورولوژیک توضیح داد: نورولوژی طیف بسیار گستردهای از بیماریها را شامل میشود؛ از سکته مغزی و آسیبهای مغزی گرفته تا انواع دمانس، آلزایمر، تومورهای مغزی و دیگر اختلالات سیستم عصبی. هر یک از این بیماریها میتوانند علائم شناختی یا حرکتی متفاوتی ایجاد کنند.
وی با اشاره به سوابق تحصیلی خود اظهار کرد: کاردرمانی را در دانشگاه علوم توانبخشی خواندم و مقطع کارشناسی ارشد را در رشته علوم شناختی ادامه دادم. ترکیب این دو حوزه باعث شد فعالیت حرفهایام به سمت توانبخشی شناختی-حرکتی برود.
وی افزود: بیشتر مراجعانم مبتلایان به بیماریهای نورولوژیک هستند که بخش عمده آنها را سالمندان تشکیل میدهند. البته این خدمات فقط مختص سالمندان نیست.
پیشگیری کامل از بیماریهای نورولوژیک ممکن نیست
این کاردرمانگر بیان کرد: «اما میتوان کاری کرد که افراد سالمتر وارد دوران سالمندی شوند. ورزش، تغذیه مناسب و سبک زندگی سالم باعث میشود اگر فرد بعدها دچار سکته مغزی یا بیماریهای نورولوژیک شد، بدن توان بیشتری برای مقابله و بازگشت به زندگی داشته باشد.»
عابدزاده افزود: «بیماریهایی مانند دیابت، پوکی استخوان یا ضعف عضلانی که تا حد زیادی با کمتحرکی ارتباط دارند، ریسک ابتلا به مشکلات بعدی را افزایش میدهند و حتی روند توانبخشی را نیز دشوارتر میکنند.»
خدمات توانبخشی؛ گران و دور از دسترس
این کاردرمانگر درباره وضعیت مراکز توانبخشی نیز گفت: «بخش زیادی از خدمات ما در منزل بیماران ارائه میشود، زیرا مراکز تخصصی محدود هستند و بسیاری از آنها صفهای طولانی دارند یا خدمات عمومی و کوتاهمدت ارائه میکنند.»
وی افزود: «متأسفانه هزینههای خدمات توانبخشی بالاست و اغلب بیمهها نیز این خدمات را پوشش نمیدهند. تنها برخی بیمههای تکمیلی بخشی از هزینه را آن هم با شرایط سخت پرداخت میکنند. برای مثال اگر درمان در منزل انجام شود، گاهی بیمه اعلام میکند بیمار باید به مرکز مراجعه کند؛ در حالی که انتقال یک سالمند یا بیمار دارای محدودیت حرکتی، برای خانواده بسیار دشوار است.»
عابدزاده تأکید کرد: «این شرایط هم به ضرر درمانگر است و هم خانواده. در نهایت خدمات تنها در اختیار قشر محدودی قرار میگیرد و بسیاری از بیماران از دریافت توانبخشی محروم میشوند.»
![]()
خدمات درمانی نباید به یک تجارت تبدیل شود
وی با انتقاد از وضعیت اقتصادی حوزه درمان گفت: «وقتی رابطه درمانگر و بیمار بر پایه پرداخت مستقیم هزینه شکل میگیرد، کیفیت رابطه درمانی هم آسیب میبیند. اگر بیمهها این خدمات را پوشش دهند، هم خانوادهها فشار کمتری تحمل میکنند و هم درمان از حالت تجاری خارج میشود.»
این کاردرمانگر افزود: «متأسفانه امروز مراکزی وجود دارند که با استفاده از دستگاههایی با پشتوانه علمی ضعیف، هزینههای بسیار بالایی از بیماران دریافت میکنند؛ در حالی که بسیاری از این روشها برای همه بیماریهای نورولوژیک مناسب نیستند.»
توانبخشی باید بلافاصله پس از سکته آغاز شود
عابدزاده با اشاره به روند درمان بیماران سکته مغزی گفت: «برای بیماریهایی مانند سکته مغزی، ۱۰ جلسه درمان اصلاً کافی نیست. پس از ترخیص از بیمارستان، بیمار باید بلافاصله وارد فرآیند توانبخشی شود، اما در عمل چنین اتفاقی نمیافتد و همه مسئولیت بر دوش خانواده قرار میگیرد.»
وی ادامه داد: «گاهی بیمارانی به ما مراجعه میکنند که سه، پنج یا حتی شش سال از سکته یا تشخیص بیماری آنها گذشته است. طبیعی است که این تأخیر، کیفیت درمان را بهشدت کاهش میدهد.»
به گفته وی، بیش از ۷۰ درصد مراجعانش سالمندان بالای ۷۵ سال هستند و عمده آنان با بیماریهایی مانند سکته مغزی یا اختلالات شناختی دستوپنجه نرم میکنند.
قراردادهای ناعادلانه و دستمزد پایین درمانگران
عابدزاده درباره وضعیت شغلی کاردرمانگران نیز اظهار کرد: «تعرفههایی که برای خدمات توانبخشی تعیین میشود، متناسب با شرایط اقتصادی نیست. اگر هزینهها افزایش پیدا کند، خانوادهها دیگر توان پرداخت ندارند و درمان را رها میکنند؛ اما از سوی دیگر، درآمد درمانگران نیز پاسخگوی هزینههای زندگی نیست.»
وی افزود: «در بسیاری از کلینیکها قراردادها یکطرفه است، نظارت کافی وجود ندارد و حتی درمانگران را چند ماه به صورت آزمایشی با دستمزد پایین به کار میگیرند. از سوی دیگر، برخی مراکز به جای ارائه جلسات استاندارد یک تا یکونیم ساعته توانبخشی، ترجیح میدهند روی خدماتی سرمایهگذاری کنند که با استفاده از دستگاهها درآمد بیشتری ایجاد میکند.»
نبود حمایت اجتماعی، سالمندان را زودتر ناتوان میکند
این کاردرمانگر مهمترین چالش حوزه سالمندی را نبود حمایتهای اجتماعی دانست و گفت: «مشکل اصلی این است که ما مراکز حمایتی اجتماعی کافی برای سالمندان نداریم. همین مسئله باعث میشود افرادی که هنوز نباید ناتوان باشند، به دلیل انزوا و نبود فعالیت اجتماعی، زودتر علائم ناتوانی حرکتی و شناختی را نشان دهند.»
وی ادامه داد: «۷۵ سالگی به معنای خانهنشینی نیست. اگر فرد بیماری خاصی نداشته باشد، نباید صرفاً به دلیل سن از فعالیت اجتماعی کنار گذاشته شود. اما وقتی محیط شهری، حملونقل و فضاهای اجتماعی مناسب سالمندان نیست، این افراد به تدریج منزوی میشوند و سلامت جسم و روان آنها آسیب میبیند.»
بحرانها سلامت سالمندان را تهدید میکند
عابدزاده با اشاره به تجربه جنگ اخیر گفت: «در همان دوره جنگ، چهار نفر از بیمارانم را از دست دادم؛ بیمارانی که ماهها و حتی سالها با بیماری خود زندگی میکردند و روند درمانشان رو به بهبود بود.»
وی افزود: «استرس، اضطراب، صدای انفجار و احساس ناامنی، حتی اگر فرد مبتلا به آلزایمر باشد، بر بدن او اثر میگذارد. ترس یک هیجان پایه است و در شرایط بحران میتواند علائم بیماریهای نورولوژیک را چند برابر کند و روند درمان را کند سازد.»
خانوادهها به آموزش نیاز دارند
این کاردرمانگر با اشاره به نقش انجمنهای حمایتی گفت: «انجمنهایی مانند انجمن آلزایمر و انجمن اماس فعالیتهای ارزشمندی انجام میدهند، اما همچنان به حمایت بیشتری نیاز دارند.»
وی افزود: «بسیاری از خانوادهها نمیدانند چگونه باید با بیمار مبتلا به آلزایمر یا اختلالات شناختی رفتار کنند. گاهی رفتارهای ناشی از بیماری را به لجبازی یا بیتوجهی تعبیر میکنند و همین مسئله زمینه خشونت و تنش را در خانواده افزایش میدهد. آگاهیبخشی در این حوزه ضروری است.»
سالمندی سالم از میانسالی آغاز میشود
عابدزاده در پایان با تأکید بر اهمیت مشارکت اجتماعی سالمندان گفت: «از حدود ۶۰ سالگی باید حضور اجتماعی افراد جدی گرفته شود. سالمندان باید امکان حضور در مراکز فرهنگی، هنری، ورزشی و جمعهای اجتماعی را داشته باشند و با افراد جدید ارتباط برقرار کنند.»
وی خاطرنشان کرد: «فعال ماندن، معاشرت، حضور در جامعه و خروج از انزوا شاید نتواند به طور قطعی از آلزایمر پیشگیری کند، اما قطعاً احتمال افسردگی، انزوای اجتماعی و افت عملکرد جسمی و روانی را کاهش میدهد و زمینه رسیدن به یک سالمندی سالمتر را فراهم میکند.»
-
فیلم خلاصه بازی رم 3-3 کانس