به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، جوزف بازنشسته پلیس Police بود و با همسرش در شهر ساحلی راندر زندگی می‌کرد.جیم با شنیدن خبر مرگ برادرش که بسیار هم سلامت و سر زنده بود، در سکوتی عمیق فرو رفت و آرام و بی‌صدا اشک ریخت و وقتی بیشتر متاثر شد که فهمید جوزف ناجوانمردانه ترور Assassination شده است.

آنان شب را تا طلوع آفتاب در غم و اندوه سپری کردند و صبح خیلی زود به سمت راندر که در 350 کیلومتری محل زندگی آنها قرار داشت، حرکت کردند.
ساعت حدود 10 صبح بود که خودروی آنها جلوی ساختمان 77 متعلق به جوزف متوقف شد. جلوی ساختمان مملو از ماموران پلیس و جمعیتی بود که از گوشه کنار شهر برای شرکت در تشییع جنازه پلیسی وظیفه‌شناس که سال‌های بسیار برای آنها امنیت را به ارمغان آورده بود، جمع شده بودند.

صحنه غم‌انگیزی در فضای خیابان حاکم بود، جیم آنچنان تحت‌تاثیر این غم بزرگ قرار گرفت که نتوانست روی پا بایستاد، پس در گوشه‌ای آرام گرفت و هق‌هق گریه امانش را برید، برایش سخت بود بپذیرد برادر عزیزش که با او دنیایی خاطره داشت از دست داده باشد؛ آن هم برادری که برای او پشتوانه‌ای قوی بود و در همه عرصه‌های زندگی از او حمایت کرده بود.
لحظات سختی برای جیم سپری می‌شد. کمیسر مک افسرجنایی پلیس که جیم را می‌شناخت و از طرفی ازدوستان نزدیک جوزف بود به جیم نزدیک شد و در حالی که بغض گلویش را می‌فشرد، گفت: واقعا متاسفم، مرگ جوزف فاجعه دردناکی برای همه ما بود، او یک پلیس وظیفه‌شناس و انسانی بزرگ بود که فقدانش همه را ناراحت کرد. او بیش از 33 سال خدمت صادقانه در سازمان پلیس داشت و در طول خدمت مورد احترام همه همکاران و شهروندان بود. یقین داشته باش که نخواهیم گذاشت قاتلان او از چنگال قانون Law بگریزند.
جیم سرش را بلند کرد، چشمان سرخ شده اش را به کمیسرمک انداخت و در حالی که دو قطره اشک ازچشمانش سراریز بود، گفت: جوزف مستحق این مرگ نبود، او تمام عمرش را خدمت کرد.
مک سکوت کرد و سرش را پایین انداخت.
جیم سینه‌اش را صاف کرد و پرسید: چه زمانی این اتفاق افتاد و چگونه او ترور شد؟
مک با صدای آرامی گفت: دیروز بعدازظهر؛ جسد او را در کنار مزرعه‌ای پیدا کردند.
جیم با عجله پرسید، قاتل The Murderer را دستگیر کردید؟
مک سرش راتکان داد و جواب داد: هنوز نه ولی دیریا زود راز ترور فرمانده را برملا خواهیم کرد و عامل یا عاملان این جنایت Crime را به سزای اعمالشان خواهیم رساند.قول می‌دهم این کار را خواهم کرد؛ «جوزف» فرمانده من بود و به گردن من حق دارد.
آن روز جسد جوزف طی مراسم با شکوهی به خاک سپرده شد و همه به انتظار گشودن راز این جنایت تلخ نشستند.
با دستور رئیس پلیس، زبده ترین افسران جنایی ایالت آمدند تا درکمترین زمان ممکن پرونده ترور کمیسر خوشنام پلیس شهرکوچک راندر مورد بررسی قرار دهند و در کمترین زمان ممکن قاتل یا قاتلان راشناسایی و دستگیر کنند. سروان «مک» که مسئولیت این پرونده را برعهده داشت، در اولین جلسه گزارش مشروحی از تحقیقات اولیه و بررسی‌های انجام شده در صحنه جنایت را به این شرح ارائه داد:
ـ جسد جوزف ساعت 18 نوزدهم ماه می‌ در کیلومتر 6 جاده‌شرقی در گودالی که با نزدیک‌ترین مزرعه 100 متر فاصله داشت توسط یکی از کشاورزان محلی کشف شد. پس از اطلاع از کشف این جسد بلافاصله در محل حاضر و متاسفانه در آنجا بود که متوجه شدیم جسد کشف شده متعلق به کمیسر «جوزف» است که با شلیگ گلوله به سرش به قتل Murder رسیده است.
اتومبیل جوزف نیز در فاصله چند متری گودال قرار داشت. سر اتومبیل رو به جنوب بود و چنین به نظرمی رسید که پس از وقوع قتل در محل رها شده است. شیشه در سمت راننده تا انتها پایین کشیده شده بود و این در حالی بود که اثری از سوئیچ خودرو نبود. در صندلی عقب خودرو دستمال ابریشمی یافت شد که متعلق به کمیسر بود. همچنین زیر خودرو روی آسفالت بخصوص چرخ‌های عقب مقداری گردوخاک نرم دیده می‌شد که این امر ثابت می‌کرد، گرد و خاک مخصوص گردگیر لاستیک‌ها بوده است که هنگام وارد آمدن ضربه به خودرو روی آسفالت ریخته است. ضمن این که در یک متری چرخ‌های عقب خودرو یعنی بین جاده و گودال که عمق آن نسبتا زیاد و پوشیده از چمن بود، ما روی سبزه‌ها مقدار زیادی خون پیدا کردیم. در حالی که در حین حرکت در امتداد این منطقه روی کناره گودال به طرف شمال، برگ‌ها و سبزه‌ها کمتر به خون آلوده بودند و چنین به نظر می‌رسید که جسد را تا گودال کشیده‌اند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 375614
  • فیلم و عکس / شیرجه مرگبار جوان 23 ساله در رودخانه گادارچای

اخبار تاپ حوادث