آقای تاجر زورگیران را سراغ همسرش فرستاد!
رکنا: 16 ساله بودم که به اصرار مادرم با پسرخاله ام ازدواج کردم اما هنوز چند ماه از آغاز زندگی مشترکمان نگذشته بود که فهمیدم همسرم معتاد است. او جوان بیکاری بود که فقط به تهیه مواد مصرفی اش می اندیشید و جهیزیه ام را به دور از چشم من می فروخت.
به گزارش گروه حوادث Accidents رکنا، دیگر تحمل این وضع برایم دشوار بود تا این که تصمیم به طلاق گرفتم در همین اثنا نیز همسرم به مکان نامعلومی گریخت و من با توسل به قانون Law به طور غیابی طلاق گرفتم. مدتی بعد از این ماجرا مردی به خواستگاری ام آمد او تاجر بود و به صادرات و واردات کالا مشغول بود.
او قبلا در مسافرت های خارجی خود با زنی از کشورهای آسیای میانه ازدواج کرده بود ولی آن زن به اتفاق فرزند خردسالش به کشور خود بازگشته بود.آن روز من تحت تاثیر حرف های عاشقانه امیر قرار گرفتم و از اندیشیدن به این که می توانستم با او به مسافرت خارجی بروم در پوست خود نمی گنجیدم.
امیر خود را فردی متعصب و با ایمان جلوه می داد و من هم با شنیدن این حرف ها، رویای زندگی در تجملات را در ذهن می پروردم. به همین خاطر خیلی زود مراسم ازدواج ما برگزار شد و من و امیر زندگی مشترکمان را شروع کردیم اما این رویاهای شیرین بیشتر از چند روز دوام نیاورد چرا که همسرم را در حال خوردن مشروبات الکلی دیدم.
تازه فهمیدم او به خاطر جلب اعتماد من خود را فردی مؤمن نشان می داد ولی ماجرا به همین جا ختم نشد چند بار هم عطر و ادکلن و گیره های سر زنانه در اتاقم پیدا کردم که موجب دلسردی من از امیر شد.
وقتی مشاجرات ما بالا گرفت توافق کردیم ۱۴سکه طلا به من بدهد تا بی سروصدا از هم جدا شویم اما روزی که قرار بود صبح به دادگاه برویم من موضوع را به یکی از بستگان امیر گفتم او نیمه های شب به خانه مادرم زنگ زد و مرا تهدید کرد.
پدر و مادرم به سفر زیارتی رفته بودند و من در منزل آن ها تنها بودم .صبح زود ناگهان جوانی به زور در منزل پدرم را باز کرد و با چاقو وسایل خانه را تخریب کرد او می گفت پول ها و سکه هایی که از همسرت گرفته ای کجاست؟ و من درحالی که فریاد می کشیدم به طرف تلفن رفتم که آن مرد فرار Escape کرد پس از آن وقتی با همسرم تماس گرفتم تازه متوجه شدم که او آن جوان را اجیر کرده بود تا مرا اذیت کند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم طرز تهیه ساندویچ مرغ پنیری