سال ها رنج و بدبختی کشیدم تا 2 فرزندم را بزرگ کنم، اما نمی دانم چگونه نتوانستم در تربیت دخترم درست عمل کنم. با همه تلاش های شبانه روزی برای تأمین مخارج زندگی و هزینه های فرزندانم، اکنون دخترم مایه سرشکستگی و آبروریزی من شده است؛ به طوری که تاکنون موفق نشده ام رفتارهای زشت او را اصلاح کنم و او به دختری معتاد، خودسر و بی شرم تبدیل شده است... .

زن 38ساله در حالی که می گفت، دیگر از کارهای دخترم شرم دارم و او هر روز مشکل تازه ای برای من ایجاد می کند، به بیان گذشته تلخ خود پرداخت گفت: 5سال قبل همسرم به دلیل بیماری خاص جان سپرد، این در حالی بود که از مدت ها قبل مجبور بودم برای تأمین هزینه های زندگی و درمان بیماری همسرم در خارج از منزل کار کنم، اما پس از درگذشت شوهرم تلاش هایم برای اداره اعضای خانواده مضاعف شد چرا که دختری 14ساله و پسری 16ساله داشتم و باید هزینه تحصیل آن ها را نیز می پرداختم.

این گونه بود که در یک کارخانه مشغول کار شدم و مجبور بودم ساعات بیشتری را به عنوان اضافه کار در کارخانه بمانم. حضور کم من در منزل موجب شده بود تا فرزندانم خودسر بار بیایند و در این میان تغییر رفتارهای دختر نوجوانم شدت گرفته بود. او دیگر به درس و مدرسه علاقه ای نشان نمی داد و بیشتر اوقاتش را با دوستانش سپری می کرد.

اگرچه مقصر اصلی خودم بودم، چرا که به خاطر مهر و عاطفه مادری و این که دخترم پدر نداشت، با رفتارهای ناشایست او کنار می آمدم تا از من دلگیر نشود، اما او نیز از این موضوع سوء استفاده می کرد و به دنبال دوستی های خیابانی می رفت. با آن که دیگر کنترل او از دستم خارج شده بود و از سوی دیگر او هم توجهی به نصایح من نداشت، سعی می کردم تا حدامکان او را تشویق کنم تا درس و مدرسه اش را رها نکند.

وقتی اولین خواستگار زنگ خانه ام را به صدا درآورد، خیلی خوشحال شدم چرا که با ازدواج او مسئولیت من کمتر می شد و او نیز با درگیر شدن در زندگی مشترک، رفتارهای ناشایست خود را اصلاح می کرد. به همین دلیل بلافاصله مراسم عقدکنان را برگزار کردیم و او به عقد محمد در آمد. اما هنوز یک ماه از این ماجرا نگذشته بود که ناسازگاری های دخترم با همسرش شروع شد. او هنوز تحت تأثیر دوستی های خیابانی قرار داشت و به حرف دیگران توجهی نمی کرد، به طوری که طولی نکشید که از همسرش طلاق گرفت و نزد یکی از دوستانش رفت که خانه مجردی داشت آنها کارهای کثیفی می کردند در همین حال پسرم محل اختفای او را پیدا کرد ولی دخترم حاضر به بازگشت نبود. حرف های نامتعارف، پوشش زننده و اعتیاد، حاصل فرار Escape او بود. دیگر چاره ای نداشتم تا این که دخترم را برای اصلاح رفتارش تحویل یکی از ارگان های دولتی دادم ولی او 6ماه بعد باز هم به مکان نامعلومی فرار کرد و اکنون نیز گاهی برای گرفتن پول نزد بستگانم می رود و برای آن ها ایجاد مزاحمت می کند. دیگر خسته شده ام و نمی دانم چه کنم... .برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 351537
  • فیلم/ خوانندگی حرفه ای و زیبای روزبه حصاری، بازیگر سریال رویای نیمه شب به زبان گیلکی