نقشه زشت نارفیق برای دوست بی ریا
رکنا: در دوران دانشجویی، با فردی دوست بودم که آدم بلوفزنی بود. پدر و مادرم خیلی جوش میزدند و میگفتند: «با این آدم بیسروپا رفت و آمد نکن.» اما به حرفهایشان گوش نمیدادم و هر روز بعدازظهر با موتورسیکلتم به این طرف و آن طرف میرفتیم.
بعضیوقتها هم موتورسیکلتم را قرض میگرفت. برای هزینههای دانشگاه دنبال کار میگشتم تا دستم توی جیب خودم باشد. این دوست ناباب گفت فردی را میشناسد که خودرو و موتورسیکلت اوراق میکند و اگر بتوانم بعضی از وسایل قراضه را به ضایعاتی بفروشم، درآمد خوبی خواهم داشت. من که اصلا نمیدانستم موضوع از چه قرار است بدون مشورت با خانوادهام قبول کردم.
یک ماه از این ماجرا گذشت. کار سختی بود. مغازههای ضایعاتی این وسایل را نمیخریدند تا اینکه صاحب یکی از این مغازهها گفت: «الآن با پلیس Police تماس میگیرم تا تکلیف تو و رفقای دزدت را روشن کنند.». این حرف مرا به فکر فرو برد. به خانه رفتم و با پدرم مشورت کردم. او گفت بلافاصله باید پلیس را در جریان بگذاریم. ما به کلانتری رفتیم و مأموران تحقیقهای خود را آغاز کردند. حدس مان درست بود. دوستم با چند سارق همدست بود که وسایل موتورسیکلت و خودرو میدزدیدند. پلیس او را دستگیر کرده است. مأموران میگفتند، اگر موضوع را به پلیس اعلام نمیکردیم و این دوستم دستگیر میشد، من هم به عنوان همدست او گرفتار میشدم. متأسفانه دوستم اعتراف کرد چند سرقت Stealing را هم با استفاده از موتورسیکلت من انجام داده است. خدا را شکر که ندانسته برای خودم گرفتاری درست نکردم. چه خوب شد از پدرم مشورت گرفتم. واقعاً ما جوانها فکر میکنیم خیلی چیزها را میدانیم. اگر با پدر و مادر خود دوست باشیم و در کارهایمان با آنها مشورت کنیم، دچار مشکل میشویم. من حتی نمیدانستم دوستم یک سابقۀ کیفری هم داشته است در صورتی که پدرم، اولینبار که او را دید، گفت این آدم شایستۀ رفاقت و رفتوآمد نیست.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
فیلم آواز عاشقانه ؛ کتایون ریاحی با آهنگ شادمهر عقیلی درموزیک ویدیوی شام آخر / بی تو فقط گریه میخوام !
ارسال نظر