شوهرم پس از بازنشتگی به یک از فامیل اعتماد کرد و او !!!
رکنا: می خواهم به جوان ها بگویم از این ماجراهای واقعی عبرت بگیرید به راحتی به افراد مختلف اعتماد نکنید تا همانند من و در سال های کهن سالی این گونه در چنگ افراد سودجو و کلاهبردار گرفتار نشوید.
می خواهم بگویم برای دقایقی هم که شده در سالن های دادسرا و دادگاه ها توقف کنید تا ببینید که حتی پدر و مادربزرگ های شما نیز فقط به خاطر ساده دلی و اعتماد بی جا چگونه دچار حادثه های مختلف شده یا سرمایه های خود را از دست داده اند.
زنی که مدعی بود چندین ماه است برای احقاق حق از پله های دادگاه بالا و پایین می رود با ارسال ماجرای تلخ زندگی اش گفت: هنوز حرف های خردمندانه مادرم در گوشم می پیچد که «خودکرده را تدبیر نیست» با این وجود می خواهم به جوان ترها بگویم فریب چرب زبانی ها رانخورید و نگویید که کسی نمی تواند انسان زرنگی مانند مرا در دام بیندازد چرا که خیلی از افراد به خاطر همین تفکر در دام شیاطین خلافکار گرفتار شده اند.
ماجرای تلخ زندگی من نیز از آن جا آغاز شد که همسرم بعد از سی و چند سال خدمت صادقانه در آموزش و پرورش بازنشسته شد تا روزگار پیری را در کنار یکدیگر و با دور هم بودن ها سپری کنیم و طعم شیرین زندگی را در کنار نوه هایمان بچشیم که ناگهان توفان سهمگین حادثه Incident های وحشتناک، روزهای خوش زندگی ما را در هم کوبید هنوز در غم از دست دادن برادر و شوهر خواهرم سیاه پوش بودم که از ماجرای بیماری صعب العلاج مادرم باخبر شدم به طوری که تحمل این وضعیت برایم ناممکن بود و در شرایط روحی بدی قرار گرفته بودم در این حال همسرم تنها مونس و همدمم بود که کنارم ایستاد تا من بتوانم از این شرایط سخت عبور کنم اما اعتماد بی جای او به یکی از بستگان من، خود باعث بروز دردسر جدیدی شد. همسرم که می خواست با تعویض خودروها روحیه مرا کمی تغییر بدهد در دام اعتماد یکی از خویشاوندان گرفتار شد و آن فرد نیز که از موقعیت و جو نامساعد زندگی ما خبر داشت در پوشش دلسوزی و کمک وارد ماجرای فروش خودروها شد.
آن روزها به فرهنگیان خودروی اقساطی واگذار می کردند و ما بعد از 30 سال کار یکی از این خودروها را خریده بودیم و ماهی 750 هزار تومان قسط می پرداختیم. در این میان یکی از بستگانم با چرب زبانی این خودرو وخودروی یکی از فرزندانم را با خود برد تا آن ها را برای ما بفروشد ما هم که به او اعتماد داشتیم همه اسناد خودروها را در اختیارش گذاشتیم ولی با آن که او خودروها را فروخته بود هیچ پولی به ما نداد مدتی بعد وقتی فهمیدم در شرایط بدی قرار گرفته ایم با آن فرد تماس گرفتم و گفتم ما به تو اعتماد کردیم چرا این گونه با ما رفتار کردی؟ او در حالی که مرا به باد ناسزا گرفته بود گوشی تلفن را قطع کرد تازه فهمیدم اوضاع بدتر از آن چیزی است که فکر می کردم بالاخره شکایت کردیم تا قانون Law حق ما را بگیرد .در همین روزها بود که مادر مهربانم نیز بر اثر بیماری جان سپرد اما هنوز حرف های خردمندانه اش در گوشم می پیچد که ...برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
-
بازخوانی پرونده «خفاش شب» در رکنا/ ناگفته های یکی از هولناک ترین پرونده های جنایی ایران منتشر می شود
لعنت خدا و پیامبران و امامان بر کسی که از اعتماد مردم سوء استفاده می کند . امیدوارم خداوند داغ بزرگی بر دلش بگذارد ، ان شاءالله .