ما به مسافرت می‌رفتیم که پدرم هنگام رانندگی خوابش برد و تصادف Crash کردیم. پلیس Police می‌گفت، اگر پدرم کمربندی ایمنی بسته بود، زنده می‌ماند. بعد از مرگ او‌، پدربزرگم گیر داده بود که مادرم با عمویم ازدواج کند اما مادرم زیر بار نرفت.

عمویم ۱۰سال از او کوچک‌تر بود و مواد‌ مخدر هم مصرف می‌کرد. پدربزرگم، که نتوانست حرف خودش را به کرسی بنشاند، می‌خواست مرا از مادرم جدا کند اما، با حمایت‌های دایی‌ام، تیرش به سنگ خورد و ما به خانۀ دایی‌ام رفتیم و زندگی جدیدی را آغاز کردیم. از صحبت‌های عمه‌هایم فهمیدم مادر و پدرم قبل از ازدواج با هم فرار Escape کرده‌ بوده‌اند. از شنیدن این حرف‌ها عذاب‌ می‌کشیدم.

هشت سال بعد از مرگ پدرم‌، برای مادرم خواستگار آمد و او ازدواج کرد. از این بابت خوشحال بودم اما عمه‌هایم پیغام فرستادند که ناپدری‌ام قبل از ازدواج مادر و پدرم ماجراهایی داشته است. از مادرم توضیح خواستم. صادقانه توضیح داد که ناپدری‌ام سال‌ها قبل خواستگارش بوده و جواب رد شنیده اما حالا که همسرش فوت کرده دوباره پا پیش گذاشته است. این مسئله باعث اختلاف‌هایی بین من و ناپدری‌ام شد. با اینکه مرد خوب و محترمی بود، نتوانستم با او کنار بیایم. فرار کردم و از شهر خودمان به مشهد آمدم. مدتی در یک کارگاه کارگری می‌کردم که معتاد Addicted شدم و بعد هم به این فضاحتی افتادم که می‌بینید. من یک برادر کوچک هم دارم. ناپدری‌ام او را از دو برادر ناتنی‌ام بیشتر دوست دارد و زندگی خوبی برایش جفت‌وجور کرده است. شک و غرور باعث شد به این سرنوشت دچار شوم. این‌بار به مادر و ناپدری‌ام زنگ زدم. در مسیر هستند تا بیایند و پیگیر کارم باشند. باید غرورم را بشکنم و بگویم: «غلط کردم.».برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

متین نیشابوری

پایان خبر / رکنا / کدخبر 311048
  • عجیب ترین فیلم از لحظه عبور هواپیما مسافربری از زیر پل / واقعا شگفت انگیز است