به گزارش گروه آرشیو رکنا،  پسر جوانی با مراجعه به دادسرا از ماجرای ربوده شدن همسرش در شب عروسی شان پرده برداشت.

این جوان به بازپرس گفت: من و همسرم پرستار هستیم و در یک بیمارستان با هم کار می کردیم و که پس از مدتی تصمیم به ازدواج گرفتیم.

وی افزود: 40 روز پیش با همه ایرادهایی که خانواده همسرم به من می گرفتند و با وجود اینکه شرایط ازدواج را نپذیرفته بودم دختر جوان را با مهریه 50 سکه به عقد خودم در آوردم و خیلی زود برای برگزاری مراسم ازدواج همراه آزیتا سالن عروسی و آرایشگاه را انتخاب کردیم.

مراسم ازدواجمان برگزار شد اما وقتی وارد تالار شدم دیدم که برادرهای همسرم در سالن نیستند و خانواده همسرم نیز حرف های توهین آمیزی را به من می زدند و از سالن عروسی، لباس عروس و داماد، میوه و غذا شکایت می کردند.

چون نمی خواستم مراسم خراب شود سکوت کردم تا اینکه پس از شام خانواده ام متوجه جو ناآرام بیرون از تالار عروسی شدند و ابتدا مانع بیرون رفتن من شدند که ناگهان صدای همسرم را شنیدم که می گفت نمی خواهم بیایم و می خواهم در کنار همسرم باشم.

وقتی از سالن خارج شدم دیدم برادرزن هایم آزیتا را به زور سوار بر خودرویشان کرده و پا به فرار گذاشتند و از همان لحظه هر چه به آنها زنگ می زنم کسی پاسخی نمی دهند.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 225028
  • فیلم / درگذشت غیاث احمدی قهرمان مردان آهنین + علت / روحش شاد

اخبار تاپ حوادث