این تیم ملی است یا تیم بازنشستگان؟ انتقاد تند به میانگین سنی بالای بازیکنان
اولین فهرست تیم ملی پس از جام جهانی با تکیه بر بازیکنان لیگ داخلی و بدون حضور لژیونرها منتشر شد؛ تصمیمی که پرسش هایی درباره رویکرد محافظه کارانه و آینده تیم ملی، یا به تعبیر منتقدان «تیم بازنشستگان»، ایجاد کرده است.
این تیم ملی است یا تیم بازنشستگان؟!
بحث را می توان به بررسی توانایی یک مدافع یا غیبت یک هافبک محدود کرد، اما مسئله اصلی فراتر از عملکرد چند بازیکن است. نگرانی بزرگ تر، راهبردی است که آینده فوتبال ایران و حتی خاطرات مشترک هواداران را قربانی نتیجه گیری کوتاه مدت می کند.
تیم ملی در آستانه یک مسیر سرنوشت ساز
تیم ملی در برابر دوره ای حساس و چندساله قرار گرفته است؛ دوره ای که از آزمون جام ملت ها آغاز می شود، به رقابت های دشوار انتخابی می رسد و در نهایت به جام جهانی ۲۰۳۰ ختم خواهد شد. برای چنین افقی، باید تیمی ساخته شود که از زمان، هماهنگی، استمرار، شناخت متقابل و فرهنگ تیمی تازه برخوردار باشد. هیچ کدام از این عناصر در فاصله کوتاه تا آغاز یک تورنمنت شکل نمی گیرد.
چرخه همیشگی وعده ها و توجیه ها
سال هاست کارشناسان و مدیران فوتبال از ضرورت جوان گرایی و تغییر نسل
سرمربی تیم ملی نه تنها تغییر نسلی اساسی ایجاد نکرده، بلکه حتی به یک روند تدریجی و محدود برای ورود استعدادهای جوان نیز پایبند نبوده است. انتظار می رفت چند بازیکن آینده دار به مرور در کنار نفرات باتجربه قرار بگیرند، اما چنین روندی به شکل جدی دنبال نشد.
در ابتدا حساسیت جام ملت ها دلیل حفظ ترکیب قدیمی عنوان شد. پس از آن، اهمیت مسابقات انتخابی جام جهانی، شرایط خاص کشور، جنگ و تعطیلی لیگ بهانه های تازه ای ایجاد کرد. سرانجام تیم ملی با یکی از مسن ترین ترکیب های خود راهی جام جهانی ۲۰۲۶ شد. انتظار عمومی این بود که پس از جام جهانی، تیم وارد مرحله گذار شود و بازیکنان جوان با حضور در جام ملت ها و مسابقات انتخابی، فرصت پیدا کنند چند سال در کنار یکدیگر بازی کنند و به هماهنگی فنی و هویتی برسند.
با این حال، فهرست تازه نشان می دهد که رویکرد محافظه کارانه همچنان ادامه دارد. در بسیاری از پست ها بازیکن جوانی که شانس واقعی برای حضور در میدان داشته باشد دیده نمی شود و برخی دعوت ها نیز پرسش برانگیز است. حضور بازیکنانی مانند میلاد سورگی و محمودی نمونه ای از همین تصمیم هاست. محمودی با وجود تکنیک قابل توجه و استعداد روشن، هنوز در پرسپولیس به بازیکنی ثابت تبدیل نشده و فرصت زیادی برای بازی نداشته است.
وقتی چنین دعوت های محدود و مقطعی با کنار گذاشته شدن چهره های امیدوارکننده لیگ همراه می شود، این پرسش شکل می گیرد که آیا معیار مشخصی برای انتخاب بازیکنان وجود دارد یا نه. در سوی دیگر، تکرار نام های قدیمی و باسابقه نشان می دهد کادر فنی هنوز آمادگی خداحافظی با نسل گذشته را پیدا نکرده است.
نام هایی که نگرانی ایجاد می کنند
وقتی علیرضا بیرانوند انتخاب نخست سرمربی برای دروازه است، حضور سیدحسین حسینی و پیام نیازمند در دیدارهای تدارکاتی چه ضرورتی دارد؟ اگر قرار نباشد در مسابقات دوستانه به یک دروازه بان جوان میدان داده شود، او در چه شرایطی باید فضای تیم ملی را تجربه کند و برای آینده آماده شود؟
دعوت از شجاع خلیل زاده ۳۷ ساله و رامین رضاییان ۳۶ ساله نیز پیام روشنی برای استعدادهای جوان لیگ ندارد. حتی اگر این دو بازیکن در جام جهانی عملکردی قابل قبول داشته باشند و خودشان نیز قصد کنار رفتن نداشته باشند، مسئولیت بازسازی ترکیب تیم ملی بر عهده چه کسی است؟ در این میان، ادامه حضور احسان حاج صفی از همه پرسش برانگیزتر به نظر می رسد؛ بازیکنی که عملکردش در لیگ و جام جهانی نشانه هایی از افت را نشان داده است.
اگر تجربه تنها معیار است، نوبت جوان ها چه زمانی می رسد؟
اگر مدافعان چپ نسل های پیشین حاضر به ترک تیم ملی نمی شدند، حاج صفی در ابتدای دهه هشتاد چگونه می توانست فرصت رشد و تثبیت خود را پیدا کند؟ آیا قرار است دعوت از او فقط به منظور عبور از یک رکورد ملی ادامه پیدا کند؟
در چنین شرایطی، دعوت از بازیکنانی مانند امید نورافکن، محمد نادری و چند چهره مشابه که معمولا از پیش برای نقش بازیکن ذخیره در نظر گرفته می شوند، فرصت مهمی را از نسل جدید می گیرد. دقایق محدود پایانی مسابقات و بازی های دوستانه دقیقا باید در اختیار جوانانی باشد که برای عبور از دیوار بی اعتمادی، به همین فرصت های کوتاه نیاز دارند.
البته نام بازیکنان تنها نمونه هایی از یک مسئله بزرگ تر هستند. مشکل اصلی نبود برنامه واقعی برای جوان گرایی، پرهیز از ریسک و گرفتار ماندن در گذشته
جامعه ای که با فشارهای اقتصادی و روانی مختلف روبه رو است، موفقیت در فوتبال را نوعی شادی و آرامش جمعی می داند. اما این احساس مثبت چگونه شکل می گیرد؟ با تیمی سالخورده که ممکن است با چند مصدومیت ساده دچار مشکل شود و شکست هایش ناامیدی عمومی را بیشتر کند، یا با گروهی از بازیکنان جوان و پرانگیزه که تلاش و شجاعتشان در زمین، امید و اعتماد را به جامعه منتقل می کند؟ اعتماد به نسل جوان در فوتبال می تواند اعتماد به نفس ملی نسل های تازه را تقویت کند.
آقای قلعه نویی، حفظ طولانی مدت نسل گذشته و بستن مسیر ورود استعدادهای جدید شاید برای مدتی کوتاه، حاشیه ای امن و ظاهری برای دستیابی به نتیجه ایجاد کند. اما تجربه فوتبال نشان داده است که تغییر، هزینه دارد و هزینه فرار از جوان گرایی بسیار سنگین تر است؛ زیرا این رویکرد می تواند هویت یک نسل را به بن بست برساند و امید میلیون ها هوادار را کاهش دهد. فوتبال برای مردم ایران تنها یک ورزش نیست و در بسیاری از مواقع، بخشی از کمبودهای اجتماعی و عاطفی آنان را جبران می کند.
-
فیلم/ دستمزد نجومی بازیگران در جوکر احسان علیخانی چقدر بود؟ / مدیر فیلمو رونمایی کرد
ارسال نظر