مکانیزم مقابله با انتقاد در شخصیت قلعهنوعی؛ دفاع از اقتدار یا عدم پذیرش نقد؟
رکنا: امیر قلعهنوعی در سالهای اخیر بارها به جای پاسخ مستقیم به انتقادهای فنی، منتقدان را هدف قرار داده و با تغییر مسیر بحث، تلاش کرده است از جایگاه خود دفاع کند.
به گزارش رکنا،امیر قلعهنوعی در مقابله با منتقدان، میگوید: «متأسفانه برخی افراد که ادعای وطنپرستی دارند، در واقع بیوطن و ایرانفروش هستند و به دنبال تخریب جایگاه تیم ملی حرکت میکنند.» و توجیه او در باره پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانیاش که ۷۰ برابر قراردادش است: «خب ما در شروع کار ایثار کردیم و رقم اولیه را پایین بستیم. بد کاری کردیم؟ یعنی من اگر در لیگ بودم اندازه آن مربی نمیگرفتم؟» و ادامه میدهد: «این پولی بوده که ما خودمان درآوردهایم.»
در این مقاله قصد داریم از لحاظ «روانشناسی مقابله با انتقاد» در شخصیت قلعهنوعی بپردازیم. او از انتقاد نه به عنوان یک فرصت برای اصلاح، بلکه در بسیاری از موارد، به عنوان یک «حمله به حریم اقتدار» یاد میکند.
در دنیای فوتبال، انتقاد همواره بخشی جداییناپذیر از ماهیت حرفه است. اما در مورد امیر قلعهنوعی، نحوه برخورد او با انتقادات، از یک «پاسخ ساده» به یک «استراتژی دفاعی» تبدیل شده است. برخورد او با منتقدان را نمیتوان در یک قالب واحد گنجاند؛ او ترکیبی از پناه گرفتن در پشت اقتدار، حمله به اعتبار منتقد و استفاده از انتقاد برای ایجاد اتحاد در تیم را به کار میگیرد.
تغییر جهت نقد؛ از «اشتباه فنی» به «فشار بیرونی»
یکی از بارزترین رفتارهای قلعهنوعی هنگام مواجهه با انتقادات فنی - مانند نقد آرایش تاکتیکی یا انتخاب بازیکن -، تلاش برای تغییر جهت بحث است. او به جای اینکه مستقیماً به تحلیل نقد و بررسیِ اشتباهات فنی بپردازد، اغلب سعی میکند انتقاد را به عنوان نتیجه «فشار رسانهای»، «عدم شناخت شرایط تیم» یا «دخالتهای مدیران» جلوه دهد.
او با این کار، ماهیت انتقاد را از یک بحث «علمی و فنی» به یک بحث «شخصی و محیطی» تغییر میدهد. این رفتار باعث میشود که منتقد، به جای اینکه بر روی اشتباه مربی تمرکز کند، در موضع دفاع از نیت خود قرار گیرد. در واقع، قلعهنوعی با این کار، «دیوار دفاعی» ایجاد میکند تا نقدها به هسته اصلی تصمیمات او نرسند.
حمله به اعتبار منتقد
در روانشناسی، تکنیکی وجود دارد که در آن فرد برای فرار از پاسخ به یک اتهام، به شخصیت یا صلاحیتِ مطرحکننده آن اتهام حمله میکند. قلعهنوعی در بسیاری از مقاطع دوران کاری خود، از این الگو استفاده کرده است. وقتی با انتقاداتی مواجه میشود که میتواند جایگاه مربیگری او را متزلزل کند، واکنش او اغلب به سمت زیر سوال بردن دانش، تخصص یا حتی «هدف» منتقد است.
او با این رویکرد، سعی میکند به مخاطب این پیام را منتقل کند که: «تو از درک پیچیدگیهای کار من ناتوانی، پس انتقاد تو فاقد ارزش است». این رفتار باعث میشود که بخشی از هواداران و رسانهها، به جای تمرکز بر عملکرد تیم، درگیر بحثهای حاشیهای درباره صلاحیت منتقدان شوند. این یک تاکتیک هوشمندانه برای «خارج کردن بحث از مسیر اصلی» است.
استفاده از انتقاد برای «ایجاد اتحاد در برابر دشمن مشترک»
جالبترین و پیچیدهترین جنبه رفتار قلعهنوعی در مواجهه با انتقاد، استفاده از آن برای تقویت روحیه داخلی تیم است. او گاهی از انتقادات شدید رسانهای و هواداران، به عنوان یک «ابزار واحد کردن بازیکنان» استفاده میکند.
او در محیطهای داخلی، این انتقادات را به بازیکنان القا میکند که: «دنیای بیرون علیه ماست، رسانهها میخواهند ما را شکست دهند و مدیران از ما حمایت نمیکنند». با این کار، او انتقاد را به یک «دشمن خارجی» تبدیل میکند. در این حالت، بازیکنان به جای اینکه به انتقادها فکر کنند، در برابر «دشمن مشترک» - رسانه یا منتقدان - متحد میشوند. این رفتار، مدیریت بحران بسیار قدرتمندی است که میتواند باعث شود تیمی که در آستانه فروپاشی است، دوباره حول محور مربی متحد شود.
تضاد میان «اعتماد به نفس بالا» و «خودمحوری»
باید میان دو مفهوم تمایز قائل شد؛ «اعتماد به نفس مربی» و «عدم پذیرش نقد». قلعهنوعی مربیای است که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است. او معتقد است که مسیر خود را میداند و برای تغییر دادن مسیرش، نیازمند تایید دیگران نیست.
اما از دیدگاه تحلیلگران، این اعتماد به نفس بالا، گاهی به مرز «خودمحوری» نزدیک میشود. در این حالت، او چنان در ساختار فکری و تاکتیکی خود غرق میشود که انتقادها را نه به عنوان راهی برای رشد، بلکه به عنوان «پارازیت» یا «آلودگی» به سیستمِ منسجم خود میبیند. این رفتار میتواند در کوتاهمدت باعث حفظ نظم شود، اما در بلندمدت میتواند منجر به «کورشدگی مربی» نسبت به واقعیتهای تغییریافته در زمین فوتبال شود.
مربیای که با نقد، میجنگد تا برنده شود
در نهایت، برخورد امیر قلعهنوعی با انتقاد، نشاندهنده مربیای است که میداند در فوتبال ایران، «آرامش» به معنای «ضعف» تعبیر میشود. او میداند که اگر در برابر انتقاد سکوت کند، ممکن است جایگاهش را از دست بدهد. بنابراین، او انتخاب میکند که «بجنگد».
او با حمله به منتقد، تغییر جهت بحث و ایجاد اتحاد در برابر انتقاد، در واقع در حال مدیریتِ محیطی است که در آن، نقدها بسیار سریع و تند هستند. او نمیخواهد با انتقاد «تغییر کند»، بلکه میخواهد با برخورد با انتقاد، «ثبات خود را حفظ کند». این رفتار، او را به شخصیتی تبدیل کرده که همواره در مرکز توجه است؛ چه به خاطر موفقیتهایش و چه به خاطر روشهای دفاعی و جنجالیاش در برابر منتقدان
مجید روانستان
-
سکته قلبی ربات کوالکام روی صحنه! لحظهای که هوش مصنوعی همه را شوکه کرد + فیلم