راز قتل مرد آزاد شده از زندان پس از 10 ماه فاش شد
حوادث رکنا: مرد جوانی که تنها یک ماه پس از آزادی از زندان و نجات از حکم قصاص، در جریان درگیری مقابل خانهاش با ضربات چاقو به قتل رسیده بود، حالا با گذشت ۱۰ ماه، قاتل فراری او در زندان شهرستان تکاب شناسایی و به جنایت اعتراف کرده است.
به گزارش رکنا، مرد جوانی که پس از تحمل ۱۰ سال حبس و در حالی که با رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافته بود، تنها یک ماه بعد از آزادی از زندان در جریان درگیری خونینی در محله نعمتآباد تهران به قتل رسید. عامل این جنایت پس از ۱۰ ماه فرار، در حالی شناسایی شد که به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان شهرستان تکاب دوران محکومیت خود را سپری میکرد.
به گزارش خبرنگار حوادث رکنا، بامداد دوازدهم مهرماه سال ۱۴۰۴، گزارش یک درگیری خونین در یکی از کوچههای محله نعمتآباد به مرکز فوریتهای پلیسی و اورژانس اعلام شد. دقایقی بعد مأموران کلانتری به همراه نیروهای اورژانس در محل حاضر شدند و با پیکر غرق در خون مرد جوانی روبهرو شدند که بر اثر اصابت چند ضربه چاقو به شدت مجروح شده بود.
تکنسینهای اورژانس پس از انجام اقدامات اولیه، مصدوم را به سرعت به بیمارستان منتقل کردند، اما شدت جراحات به اندازهای بود که تلاش پزشکان برای نجات جان او نتیجهای نداشت و این مرد جوان ساعتی بعد بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
با اعلام مرگ وی، پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شد و تحقیقات تخصصی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به دستور قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران آغاز شد.
راز زندگی مقتول؛ نجات از چوبه دار و مرگ یک ماه بعد از آزادی
در نخستین گام از تحقیقات، کارآگاهان به سراغ خانواده مقتول رفتند. بررسی اظهارات آنها و سوابق مقتول، ابعاد تازهای از این پرونده را آشکار کرد.
بررسیها نشان داد مقتول که «بهنام» نام داشت، حدود ۱۰ سال قبل در جریان یک درگیری مرتکب قتل شده و پس از محاکمه به قصاص نفس محکوم شده بود. او سالها در زندان به سر برد و حتی تا آستانه اجرای حکم نیز پیش رفت، اما در نهایت اولیای دم با گذشت از حق قصاص، او را بخشیدند.
پس از اعلام رضایت، خانواده بهنام با تحمل مشکلات مالی، دیه تعیینشده را تهیه کردند تا زمینه آزادی او فراهم شود. به این ترتیب، بهنام پس از حدود یک دهه از زندان آزاد شد و به خانه بازگشت؛ اما هنوز یک ماه از آزادیاش نگذشته بود که در جریان یک درگیری خیابانی مقابل منزلش با ضربات چاقو به قتل رسید.
خانواده مقتول در تحقیقات اولیه به مأموران گفتند عامل این جنایت مردی به نام «سعید» است که پس از درگیری از محل فرار کرده و از آن زمان هیچ اطلاعی از او در دست نیست.
۱۰ ماه تعقیب؛ قاتل در زندان شناسایی شد
پس از شناسایی هویت متهم، عملیات گسترده پلیس برای دستگیری او آغاز شد اما بررسیها نشان میداد سعید بلافاصله پس از جنایت تهران را ترک کرده و به شهرهای مختلف گریخته است.
کارآگاهان در ادامه با انجام اقدامات اطلاعاتی و بررسی سرنخهای به دست آمده، پس از گذشت ۱۰ ماه موفق شدند رد متهم را در شهرستان تکاب پیدا کنند.
تحقیقات نشان داد سعید مدتی پس از فرار، در شهرستان تکاب به اتهام قاچاق مواد مخدر دستگیر شده و با حکم قضایی در زندان به سر میبرد.
با هماهنگیهای قضایی، متهم از زندان تکاب به تهران منتقل شد و در بازجوییهای تخصصی، به ارتکاب قتل اعتراف کرد.
به دستور قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران، متهم برای تکمیل تحقیقات و انجام اقدامات فنی و تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتوگو با متهم
خودت را معرفی کن. چند سال داری و چه شغلی داری؟
اسمم سعید است. کارگر ساختمانی هستم و بیشتر در کار تخریب ساختمان فعالیت میکردم. هر جا پروژهای بود، برای کار میرفتم و خرج زندگیام را از همین راه درمیآوردم.
مقتول را از قبل میشناختی؟
نه، شناخت مستقیمی از او نداشتم. من برادرش، بهروز، را میشناختم. او را در یکی از پروژههای ساختمانی دیده بودم. گاهی آهنآلات و وسایلی را که از ساختمانهای تخریبشده باقی میماند، خریداری میکرد و به همین دلیل رفتوآمد مختصری بین ما شکل گرفته بود.
چطور کار به قتل کشید؟
یک روز متوجه شدم بهروز خیلی ناراحت است. از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده که گفت با برادرش بهنام دچار مشکل شدهاند. میگفت بهنام بعد از آزادی از زندان با مادر و اعضای خانواده بدرفتاری میکند، آنها را کتک میزند و آرامش خانه را به هم ریخته است.
خانوادهاش برای نجات او از قصاص همه داراییشان را فروخته بودند و با زحمت دیه را تهیه کرده بودند تا از زندان آزاد شود، اما به گفته بهروز، او قدر این فداکاری را نمیدانست و همچنان رفتارهای خشونتآمیز داشت.
وقتی حرفهای دوستم را شنیدم، دلم برای او و خانوادهاش سوخت. فکر کردم شاید اگر یک نفر خارج از خانواده با بهنام صحبت کند، او آرام شود و رفتارهایش را تغییر دهد.
یعنی فقط برای میانجیگری رفتی؟
بله. اصلاً قصد درگیری نداشتم. فقط میخواستم با او صحبت کنم و بگویم این رفتار با مادر و برادرش درست نیست. تصور میکردم شاید حرف یک فرد غریبه روی او تأثیر بگذارد و اختلافات خانوادگی تمام شود.
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
به خانه بهروز رفتم. ابتدا همه چیز آرام بود. شروع کردم با بهنام صحبت کردن و نصیحتش کردم که چرا با خانوادهاش این رفتار را دارد.
اما او خیلی زود عصبانی شد و گفت این موضوع به من ارتباطی ندارد و نباید در مسائل خانوادگیشان دخالت کنم.
وقتی دیدم حاضر نیست حرفی بشنود، دیگر چیزی نگفتم و از خانه بیرون آمدم. چند قدم از خانه دور شده بودم که ناگهان پشت سرم آمد. برگشتم و دیدم چاقو در دست دارد. ترسیدم و قبل از اینکه به من حمله کند، چاقویی را که همراهم بود بیرون آوردم و چند ضربه به او زدم.
چرا چاقو همراهت بود؟
من در کار ساختمانی از چاقو استفاده میکردم و همیشه همراهم بود. آن روز هم برای دعوا چاقو نبرده بودم. فقط وقتی دیدم او چاقو دارد، برای دفاع از خودم آن را بیرون آوردم، اما حادثه به قتل ختم شد.
بعد از قتل چه کردی؟
وقتی فهمیدم بهنام فوت کرده، ترسیدم. همان شب از تهران فرار کردم. مدتی در شهرهای مختلف سرگردان بودم تا اینکه به شهرستان تکاب رفتم. آنجا برای اینکه بتوانم زندگیام را بگذرانم، وارد خرید و فروش مواد مخدر شدم. اشتباه اولم باعث شد اشتباه بزرگتری مرتکب شوم و در نهایت هم به خاطر همان پرونده دستگیر شدم. اصلاً فکر نمیکردم بعد از این همه مدت، راز قتلی که در تهران مرتکب شده بودم، فاش شود.
-
فیلم کامل گفتگو با مصطفی جهانگیری همسر افسانه نوروزی