از زبان من مریم : رئیسم از من خواست نامزدش شوم؛ بعدها فهمیدم عشق نبود فقط یک نقشه بود

عکس ساخته هوش مصنوعی است

به گزارش رکنا؛ «مریم» ۳۱ ساله، با چشمانی اشک‌آلود وارد مرکز مشاوره پلیس شد. او می‌گفت تا پیش از این هرگز وارد رابطه عاطفی جدی نشده بود و تمام تمرکزش را روی تحصیل و کار گذاشته بود. اما آشنایی با مدیر شرکت محل کارش، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد.

او در شرح ماجرا گفت:

«چند ماه قبل به عنوان حسابدار در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شدم. مدیر شرکت، مردی خوش‌برخورد، آراسته و بسیار مؤدب بود. تقریباً همه همکارانم او را تحسین می‌کردند و بسیاری از دخترهای شرکت آرزو داشتند همسرش شوند. من هم کم‌کم به او علاقه‌مند شدم.

گاهی به بهانه‌های مختلف برایش هدیه می‌خریدم، اما او همیشه رفتاری محترمانه و در عین حال سرد داشت و هیچ نشانه‌ای از علاقه نشان نمی‌داد.

یک شب که برای انجام حسابرسی تا دیر وقت در شرکت مانده بودم، افشین به اتاقم آمد. گفت می‌داند به او علاقه دارم و اگر بخواهم حاضر است به خواستگاری‌ام بیاید؛ اما یک شرط دارد؛ اینکه بعد از مدتی نامزدی، بدون ایجاد حاشیه از هم جدا شویم.

ابتدا تصور کردم شوخی می‌کند. با خودم گفتم اگر نامزدش شوم، حتماً در این مدت علاقه‌اش را جلب می‌کنم و دیگر حاضر به جدایی نخواهد شد. به همین دلیل پیشنهادش را پذیرفتم.

چند روز بعد همراه خانواده‌اش به خواستگاری آمدند و مراسم نامزدی برگزار شد. در شرکت احساس می‌کردم خوشبخت‌ترین آدم دنیا هستم. همکارانم مرتب درباره رابطه ما صحبت می‌کردند و بسیاری از آن‌ها صفحه‌های ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کردند.

در طول چند ماه نامزدی، گاهی رفتار افشین بسیار سرد بود و گاهی با مهربانی مرا به رستوران یا کافه دعوت می‌کرد. نکته‌ای که برایم عجیب بود، اصرار او به انتشار عکس‌های دونفره‌مان در شبکه‌های اجتماعی بود. تصور می‌کردم این کار نشانه علاقه اوست و با خوشحالی این تصاویر را منتشر می‌کردم.

چهار ماه بعد، افشین از من خواست در یک کافه با هم صحبت کنیم. آنجا با آرامش گفت که زمان پایان نامزدی فرا رسیده و باید به شکلی محترمانه از هم جدا شویم تا آبروی هر دو خانواده حفظ شود.

دنیا روی سرم خراب شد. از او پرسیدم چرا؟ مگر چه ایرادی دارم؟ فقط گفت: "هیچ ایرادی نداری، اما دوستت ندارم."

وقتی یادآوری کردم که تصور می‌کردم شرط اول فقط یک شوخی بوده است، گفت از همان ابتدا کاملاً جدی بوده و قرار نبوده این رابطه به ازدواج ختم شود.

نامزدی ما با این بهانه که برای زندگی مشترک تفاهم نداریم، پایان یافت. من هم برای اینکه هر روز او را نبینم، از شرکت استعفا دادم.

با وجود این، افشین برایم در یک شرکت بزرگ‌تر با حقوق بهتر کار پیدا کرد و تصور می‌کردم شاید هنوز برایم احترام قائل است.

اما کمتر از دو ماه بعد شنیدم با دخترخاله‌اش ازدواج کرده است.

بعدها از طریق آشنایانی که در فامیل آن‌ها داشتم، حقیقت را فهمیدم. افشین پیش از آشنایی با من به خواستگاری دخترخاله‌اش رفته بود، اما پاسخ منفی شنیده بود. او برای برانگیختن حسادت آن دختر، با من نامزد شده بود و تمام عکس‌ها، رفت‌وآمدها و نمایش علاقه در فضای مجازی، بخشی از همان نقشه بود.

وقتی دخترخاله‌اش دوباره به او علاقه‌مند شد، نامزدی ما را به پایان رساند و با او ازدواج کرد.

حالا شب‌ها خوابم نمی‌برد، تمرکزم را در محل کار از دست داده‌ام و مدام از خودم می‌پرسم چرا اجازه دادم احساساتم بازیچه یک نقشه شود.»

نظر کارشناس مشاوره خانواده

روابط عاطفی زمانی سالم هستند که بر پایه صداقت، احترام متقابل و نیت روشن برای آینده شکل بگیرند. استفاده از یک فرد برای برانگیختن حسادت شخص دیگری، حتی اگر با رضایت اولیه طرف مقابل همراه باشد، می‌تواند آسیب‌های عاطفی عمیقی بر جای بگذارد. همچنین وابستگی سریع و نادیده گرفتن نشانه‌های هشداردهنده، احتمال گرفتار شدن در روابط ناسالم را افزایش می‌دهد. اگر پس از پایان یک رابطه، فرد دچار بی‌خوابی، افت تمرکز یا آشفتگی طولانی‌مدت شود، مراجعه به مشاور می‌تواند به بازسازی اعتمادبه‌نفس و مدیریت هیجان‌ها کمک کند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1232142
  • فیلم سفر در زمان / ترکی حرف زدن مریم مومن نوعروس سینمای ایران

اخبار تاپ حوادث